قانون «کارما» در سخن بزرگان
- شناسه خبر: 67944
- تاریخ و زمان ارسال: 9 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نگارش: ا. امیردیوانی
هیچ عملی بدون بازتاب در صحنه هستی به وجود نمیآید، خواه خوب و خواه زشت!
شادروان علامه جعفری
در روزگاری دور، مردی از درهای میگذشت که به چوپان پیری برخورد، غذایش را با او تقسیم کرد و مدت طولانی درباره زندگی با وی صحبت کرد و بعد سخن به وجود خدا رسید. مرد رو به چوپان کرد و گفت: «اگر به خدا اعتقاد داشته باشیم، باید بپذیریم که آزاده نیستیم و مسئول هیچ یک از کنشهایمان نمیباشیم؛ چرا که گویند او قادر مطلق است و گذشته، حال و آینده را میشناسد.»
چوپان ناگهان زیر آواز زد و پژواک صدایش در دره پیچید. آنگاه غفلتا آوایش را قطع کرد و ناسزا گفتن به همه چیز و هر کس آغاز کرد؛ بانگ فریادهای چوپان هم در کوه میپیچید و به سوی آن دو بازمیگشت و مرد حیران به جوپان مینگریست.
چوپان گفت: «زندگی همین دره است، آن کوهها، آگاهی پروردگار هستند و صورت آدمی سرنوشت وی. مختاریم آواز سر دهیم یا ناسزا بگوییم ولی هر عملی که میکنیم به درگاه او میرسد و به همان صورت به طرف ما بازمیگردد.»
نکته: زندگی و هستی همه و همه بازتاب کردار ما هستند!
«مولانا» بعد از شنیدن این حکایت میسراید:
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
و «پروین اعتصامی» در تایید سخن مولوی میسراید:
هر چه کنی کِشت همان بدروی
کار بد و نیک چون کوه و صداست
راستی میدانی خداوند وقتی ما را به این دنیا میفرستاد چه چیزی گفت؟ گفت: داری به دنیایی میروی که غرورت را میشکنند و به احساس پاکت سیلی میزنند! نکند ناراحت بشوی! من در کولهپشتیات عشق گذاشتم تا ببخشی! خنده گذاشتم تا بخندی! اشک گذاشتم تا گریه کنی و مرگ گذاشتم تا بدانی دنیا ارزش بدی کردن ندارد! اما یک مطلب مهم را فراموش نکن: «کوچکترین فکر، عمل و احساسی که درباره دیگران کنی، بیتردید پژواک آن به طرفت برمیگردد و این مهمترین قانون من است. پس خوب باش و خوبی کن!»
ولی شاید بپرسید: قانون «کارما» چیست؟
برایتان میگویم: «کارما واژهای از زبان سانسکریت است به معنای مکافات عمل و بازگشت آن …»
این قانون یک پیام شفاف و روشن دارد حاکی از این که:
هر چه کنی به خود کنی
گر همه نیک و بد کنی
آفریدگار در تایید قانون «کارما» در سوره شورا میفرماید: «هر مصیبتی که به شما میرسد، حاصل عملکرد خودتان است!»
و «فردوسی» میسراید:
مشو شادمان گر بدی کردهای
که آزرده گردی گر آزردهای
«پروین اعتصامی» در تایید سخن فردوسی میسراید:
سختی کشی ز دهر چو سختی دهی به خلق
در کیفر فلک غلط و اشتباه نیست
و «ادیب نیشابوری» چنین میسراید:
به گیتیِ دون هر که تخمی بکاشت
از آن بار دادش فلک شام و چاشت
«محمود نامنی» چنین شرح میدهد: «پیرامون هر انسانی یک محیط بسته است مانند یک قفس شیشهای که به چشم دیده نمیشود در نتیجه هر نوع انرژی که از شما صادر گردد پژواک آن به خودتان برمیگردد!
«مولوی» نیز در این باره میسراید:
چون که بد کردی بترس ایمن مباش
زان که تخم است و برویاند خدا
و «فردوسی» در تکمیل سخن مولوی میسرایدک
اگر نرم گوید زبان کسی
به گوشش درشتی نیاید بسی
و «خیام» میسراید:
من نیک تو خواهم و تو خواهی بَدِ من
تو نیک نبینی و به من بد نرسد
و «سعدی» در تایید سخن خیام میسراید:
چو دشنام گویی، دعا نشنوی
به جز کشته خویشتن ندروی
«موریس مترلینگ» در بیان قانون کارما میگوید: «اگر عملی برخلاف انسانیت انجام دادی، تا آخر عمرت آماده باش تا پژواک آن را ببینی!»
و «امیرخسرو دهلوی» در تایید سخن مترلینگ میسراید: «آنکه کردار بد روا بیند/خود ز کردار خود جزا بیند».
و «ابن یمین» شاعر و عارف کبیر در تایید قانون کارما میسراید:
اگر بد کنی، چشم نیکی مدار
که گر خار کاری، سمن ندروی
و یک مثل فارسی میگوید: با هر دست بدهی، با همان دست میگیری!
و «سعدی» قانون کارما را چنین میسراید:
نیک دریاب و بد مکن زنهار
که بد و نیک بازخواهی دید
تو راستی کن و با گردش زمانه بساز
که مکر هم به خداوند مکر گردد باز
«والنر» در کلامی ژرف میگوید: « نه در آسمان، نه در میان دریا، نه در شکاف کوه، در جهان هیچجا نیست که آدمی از حاصل کردار خویش در امان باشد!»
«امیرخسرو دهلوی» قانون کارما را چنین میسراید:
از جزا و کیفر خود غافل مشو
در زمستان هر چه کِشتی، در بهار آید برون
و «مولوی» در تایید کلام دهلوی میسراید:
بدی مکن که در این کشتار زود زوال
به داس دهر همان بدروی که میکاری
هر کسی بیند سزای کار خویش
نوش را نوش آید از پی، نیش را نیش
و «استیونها و کینگ» با شگفتی میگوید: «دل کیهان را که بشکافی، یک سخن میشنوی، هر کنشی، واکنشی دارد؛ در نتیجه هر عملی را که انجام میدهی، نتیجهاش را میبینی!»
و «مولای روم» در تایید کلام هاوکینگ میسراید:
هرچه کاری، پیاش همان دروی
هرچه گویی، جواب آن شنوی
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
با آن که خداوند رحیم است و کریم
گندم ندهد بار، چو جو میکاری
«آلبرکامو» در تایید سخن مولوی میگوید: «دوست من! راز بزرگی را با تو در میان میگذارم، در انتظار روز بازخواست مباش، چرا که هر روز تو چنین است!»
«صائب تبریزی» در تایید سخن کامو میسراید:
آنچنان گرم است بازار مکافات عمل
دیده گر بینا بُود هر روز، روز محشر است
«ویلیام شکسپیر» نیز بر این باور است: «خداوند عادل است و از پلیدیهای ما آلتی میسازد برای تنبیه خود ما!»
و «خواجه عبدا… انصاری» درباره قانون کارما به صراحت میسراید:
صد سال ره مسجد و میخانه بگیری
عمرت به هدر رفته اگر دست نگیری
گر بشنوی از پیر خرابات تو این پند
هر دست که دادی به همان دست بگیری
و خداوند عالم در آیه 152ـ بقره می فرماید: «پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم!»
و «نظامی گنجوی» هم معتقد به قانون کارماست و میسراید:
چو بد کردی مباش ایمن ز آفات
که واجب شد طبیعت را مکافات
مگر نشنیدهای از فراش این راه
که هر کاو چاه کند، افتاد در چاه
«ژان پل سارتر» در قالب مثالی، پژواک اعمال را چنین میگوید:
اگر در گوشهای از این جهان چمدانی را برداریم، در گوشهای دیگر از جهان، خلاء چمدان کاملا احساس میشود!
مثلا هر دَمِ ما، بازدمی به دنبال دارد. هر دانهای که در خاک میکاریم، قطعا روزی نهال خواهد شد. هرگاه فریادی در کوه یا هر فضای بستهای بکشیم، پژواکش به سمت میآید. اینک با توجه به قدرت واژگان و با ایمان به قانون «کارما» یا عمل و عکسالعمل یا دوطرفه بودن اعمال ما در جهان، یقین داریم که هرآینه دعا نیز چنانچه با تمام وجود، با دلی شکسته و نگاهی اشکبار بیان شود، حتما جوابش را خواهید دید. به طوری که ایزد هم فرماید: «بخوانید مرا تا شما را اجابت کنم». به دیگر سخن خداوند میفرماید: «از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن!» و «مولانا» در تایید سخن خداوند فرماید:
تا نگرید ابر، کی خندد چمن؟
تا نگرید طفل کی نوشد لَبَن؟
پینوشت: محمود نامنی ـ هانیه بیرجندی ـ نقل از کتاب «لطفا گوسفند نباشید!»







