فوتبال، التیامی بر دردها و زخمها …
- شناسه خبر: 54140
- تاریخ و زمان ارسال: 6 اسفند 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

فوتبال با تاسیس و فراگیری در ایران، جزئی از زندگی این مردمان شد. هر کسی طرفدار یک تیم بود و زن و مرد مسابقات را دنبال میکردند. برای تیمها شعر و ترانه ساخته میشد و مردم برای موفقیت آنها نذر و نیاز میکردند و دخیل میبستند. بازیکنان خوب تیمها به اسطورههای شهر تبدیل میشدند و هر فردی به طریقی دل به فوتبال بسته بود.
در آن زمان غریزه زندگی (اروس) بر جامعه حاکم بود. محنت، غم، عزا و نارضایتی و مشکلاتی که از سوی سیستم بر جامعه تحمیل میشد، کمتر بود و فوتبال بر خوشی و امید اجتماعی میافزود؛ اما اکنون غریزه مرگ یا تاناتوس بر جامعهی ایران مستولی است. مردم دچار انواع مشکلات هستند، ناکارآمدی و فقر و محنت و تحقیر مردم هیچ دلخوشی و نشاطی را به زندگی نمیبخشد. احساسات منفی و رویکردهای مخرب افزون شده و هر کس گرگ دیگری است. با این همه فوتبال باز هم موجب غرور از دسترفتهی این مردمان است و نتایج فوتبال یا موفقیت بازیکنان باشگاهها به آنها غرور میبخشد. فوتبال با اینکه مثل سایر موارد به فساد و رانت آغشته شده اما همچنان روح آن غرورافزا و خوب کنندهی احوال این مردمان بوده و درمانی است بر زخمها و التیامبخش محنتها و غصههاست.
سیاسی شدن یک جامعه به خمودگی آن جامعه نمیانجامد؛ چون سیاست، راه و روش و ابداع بشر برای مدیریت زیست جمعی و گذار از ناملایمات زندگی جمعی و تصمیمات برای یک زیست بهتر بوده است. خمودگی فوتبال ذیل خمودگی ایران است. سیاست یک دانش و نیاز است و معطوف به قدرت و خیر عمومی است. هرگاه که جامعه مدنی نباشد یا یک سیستم مردم را از مشارکت سیاسی و تصمیمگیری محروم کند، سیاست به موضوعی تنها معطوف به قدرت تبدیل و خیر عمومی از آن حذف میشود. سیاست در این مرحله نباید از زندگی مردم رخت بربندد؛ زیرا در این وضعیت، مردم سیاستگریز به جامعهستیزی روی می آورند، غریزه مرگ (تاناتوس) غالب میشود و هر کس دستش در جیب دیگری است و نتیجهی این وضعیت استبداد بیشتر و فقر افزونتر است و فاجعه!
فوتبال با توجه به فراگیری و خشونت جاری در آن، ابتدا مثل اکثر پدیدههای حوزه عمومی، امری مردانه بود. کمکم و در ادامه همچون سایر پدیدهها با توجه به فعال شدن زنان و حضور و مشارکت بیشتر آنها ذیل جنبش دفاع از حقوق زنان، فوتبال هم بالاخره از امری مردانه به ورزشی فراگیر تبدیل شد. تیمهای ملی و باشگاهی زنان تاسیس و راهاندازی شد و فیفا هم تیمها را ملزم به داشتن تیم زنان کرد.
در ایران پیش از انقلاب حضور و مشارکت اجتماعی زنان بیشتر بود. در آن زمان، زنان هم در تیمها حضور داشتند و هم در استادیوم برای دیدن بازیها حضور مییافتند، با وقوع انقلاب اما این موضوع کمرنگ شد. تا دههی هفتاد زنان از حوزه عمومی کنار گذاشته شدند و حضور آنها در استادیومها منع شد که تا کنون هم با همه فشارهای مردمی و نهادهای بینالمللی فوتبال این موضوع، همچنان بطور کامل تحقق نیافته است. با این همه اما از دهه هفتاد تا کنون زنان از حوزه خصوصی بیرون آمدند و سطح مشارکت خود را بالا بردند. از دید من، زنان با تحمل شرایط سخت در این سالها، پیشرو و قهرمانان واقعی ایران هستند.
تیمهای باشگاهی فوتبال زنان در ایران فعال هستند و زنان فوتبالیست در این سالها رشد خوبی داشتند. زنان فوتبالیست از اقصینقاط ایران به تیم ملی فوتبال دعوت شدهاند؛ اینها نشانهی افزایش مشارکت زنان در همه عرصههای عمومی قابل تامل است.
دلایل انزوای زنان در ورزش به زنان ارتباط ندارد. در واقع زنان در این سالها از انزوا خارج شدهاند. زنان در همهی عرصهها حضور یافتهاند و توانایی و استعداد خود را نشان دادهاند. آنجا که زنان حضور ندارند، بابت قوانین بازدارندهی عقبافتاده و زنستیز است. از اینرو، نمیتوان از انزوای زنان صحبت کرد؛ بلکه باید از ممانعت حضور آنان صحبت کرد.
ورزش نیوز قزوین






