زمین بزرگترین کشور دنیا بود
- شناسه خبر: 61996
- تاریخ و زمان ارسال: 11 تیر 1404 ساعت 07:16
- بازدید :

مرتضی رویتوند
بزرگترین کشور، تنها کشور زمین بود. همه کره زمین یک کشور محسوب میشد و مردم با خوبی و خوشی با هم زندگی میکردند. بین مردم مشکلی نبود، جز پاسخ این سوال که «شام را ساعت چند بخوریم بهتر است؟»
کمی که گذشت عدهای در پچپچهای خود که کمی بعد به فریاد تبدیل شد اعلام کردند که ما میخواهیم کشوری برای خودمان داشته باشیم تا غذای بیشتری بخوریم. جنگ شد. حالا زمین دو کشور شده بود. مشکلی نبود، جز پاسخ این سوال که «چطور از کشور قبلی بهتر باشیم؟»
خیلی نگذشت که چند کشور دیگر به وجود آمدند. آنها معتقد بودند که میتوانند زندگی بهتری داشته باشند. جنگی چند روزه رخ داد. حالا زمین چندین کشور داشت. مشکلی نبود، جز پاسخ به این سوال که «ما چگونه پیشرفت کنیم؟»
دلیل ایجاد چند کشور دیگر، متفاوت بود. آنها معتقد بودند که مهربانتر از بقیه هستند و باید کشوری مستقل داشته باشند. پس جنگ کردند. احتمالا کسی نبود یا اگر بود به حرفش توجه نکردند که گفته باشد: «مهربانی که جنگ ندارد!». آنها با مهربانی روزها و روزها جنگیدند. مشکلی نبود، جز پاسخ به این سوال که «چگونه با جنگ بیشتری مهربانی کنیم؟»
چند کشور بر این باور بودند که رنگ چشمشان زیباتر از چشمان دیگران است و این اصلا جالب نیست که کنار آدمهایی با رنگ چشم کمزیبا زندگی کنند. پس چند سال جنگ شد. مشکلی نبود، جز پاسخ به این سوال که: «چگونه رنگ چشم دیگران را همرنگ چشم خودمان کنیم؟»
جنگ قدرت هم دلیل ساخت چند کشور دیگر شد. آنها دلشان قدرت میخواست. پس جنگ کردند و جنگ کردند و جنگ کردند. مشکلی نبود، جز پاسخ به این سوال که: «چطور آدمهای بیشتری بکشیم؟»
پس از سالهای زیاد، بر روی زمین تعداد زیادی کشور ساخته شد. قرارشان این بود که آدمهای شادتری باشند اما نبودند. مشکلی نبود، جز پاسخ به این سوال که: «چرا در گذشته خوشحالتر بودیم؟».
حالا آدمهایی که از کشور خود راضی نیستند و دلشان شاد نیست، تصمیم گرفتهاند به جایی دیگر از کشور اولیهشان بروند که شاید دلشان شاد شود اما حالا آنجا کشور دیگری است!
مشکلی نیست جز پاسخ به چند سوال که: «کجا بروم؟»، «چگونه بروم؟»، «اگر رفتم چه قدر بمانم؟»


