ردپای نامرئی !
- شناسه خبر: 61166
- تاریخ و زمان ارسال: 28 خرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
آرزو سلخوری
نماینده انجمن سواد رسانهای ایران در عصر جنگهای سنتی، ابزار قدرت موشک، تانک و فرمانده میدانی بود؛ اما در جنگهای قرن بیستویکم، جغرافیای نبرد از میدان به مدیا منتقل شده است.
مرزها را دادهها میشکنند و حملهها را نه با خمپاره، بلکه با هوش مصنوعی و تحلیل داده طراحی میکنند، در چنین شرایطی، انتشار یک ویدیوی آماتوری از یک سامانه پدافندی میتواند جای موقعیت نظامی را لو بدهد و مسیری را باز کند برای اصابت دقیق موشکهای هدایتشونده. این فاجعه، تنها با یک بیدقتی ساده آغاز میشود: فشردن دکمهی «ارسال».
مسالهای که این روزها بسیاری از کاربران فضای مجازی، حتی با نیت وطندوستانه از آن غافلاند، مفهوم پیچیدهای به نام «فراداده یا متادیتا» است. هر تصویر یا ویدیویی که با گوشی تلفن همراه یا دوربین دیجیتال ثبت میشود، حامل اطلاعات پنهانی است که در ظاهر فایل قابل مشاهده نیست اما توسط نرمافزارها و سیستمهای تحلیلی، قابل استخراج و استفاده است.
متادیتا چگونه به ابزار جنگی تبدیل میشود؟
متادیتا شامل زمان دقیق ثبت فایل، موقعیت جغرافیایی (GPS)، مدل و شماره سریال دستگاه، نرمافزار ویرایشگر، نوع لنز و حتی جهتنمای تصویر است، در دنیای امروز، این دادهها صرفا اطلاعات جانبی نیستند؛ بلکه تبدیل به ابزارهای حیاتی برای عملیات شناسایی، ردگیری و هدفگیری شدهاند.
در ماجرای دادگاه جنجالی «جانی دپ و امبر هرد»، مهندسان دادگاه تنها از طریق متادیتای تصاویر منتشرشده توانستند اثبات کنند که عکسهای کبودی ساختگی هستند و زمان ویرایش آنها با ادعاهای امبر همخوانی ندارد این تنها یک نمونه رسانهای از قدرت متادیتاست.
اما در ابعاد امنیتی، ماجرا خطرناکتر است؛ در سالهای گذشته، تصاویر منتشرشده از یک پایگاه زیرزمینی در ایران، تنها ظرف یک ساعت توسط کاربران خارجی مورد تحلیل قرار گرفت؛ مختصات مکان از متادیتا استخراج شد، سپس با تصاویر ماهوارهای تطبیق یافت و در نهایت مشخص شد که پایگاه مذکور سالها در حال ساخت بوده است؛ دشمن با کمترین هزینه و بدون جاسوس، به اطلاعات استراتژیک دست پیدا کرد؛ تنها با چند عکس.
هوش مصنوعی و تقاطعگیری؛ دشمن بیکار نمینشیند
در حملات اخیر، بسیاری از ویدیوهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی که پدافندها را در حال شلیک نشان میداد، بلافاصله توسط الگوریتمهای تحلیل تصویر و هوش مصنوعی مورد بررسی قرار گرفت.
سیستمهای یادگیری ماشینی بهسادگی میتوانند جهت صدا، زاویه نور، مسیر حرکت دود، موقعیت ستارگان در آسمان یا حتی لرزشهای محلی را تحلیل و محل شلیک را شناسایی کنند. این به معنای «پایان امنیت در فضای بیانضباط» است.
هر کاربری که با نیت اطلاعرسانی یا حتی هیجان شخصی یک فیلم شلیک پدافند را منتشر میکند، ناخواسته در پازل اطلاعاتی دشمن قرار میگیرد، کافیست ۱۰ کاربر از ۱۰ نقطه مختلف، ۱۰ ویدیوی متفاوت منتشر کنند؛ دشمن با همپوشانی و تقاطعگیری این دادهها، به تصویری کاملتر از وضعیت دفاعی منطقه میرسد.
این فقط «یک فیلم» نیست!
توجیه رایج برخی کاربران این است که «اسرائیل یا دشمنان آنقدر هم باهوش نیستند که از این فیلمها چیزی بفهمند» یا اینکه «ما حق داریم آنچه میبینیم را منتشر کنیم» این نوع تحلیل، نادیده گرفتن واقعیت پیچیده جنگ ترکیبی و تسلیحات شناختی است.
جنگ امروز، جنگ ابزار نیست؛ جنگ تحلیل و داده است؛ دشمنان ایران امروز از مجموعهای از تصاویر عمومی، اطلاعاتی را استخراج میکنند که پیشتر فقط از طریق ماهوارههای فوقسری قابل دستیابی بود.
زمان، مهمتر از محتواست
در بسیاری از موارد، تصویر یا ویدیو ماهها یا حتی سالها بعد ممکن است بیخطر تلقی شود اما انتشار در لحظه، با توجه به درگیریهای فعال، بزرگترین تهدید محسوب میشود.
سامانههای هشدار حمله دشمن، فقط با چند عکس یا ویدیوی منتشرشده، زمان واکنش، جهت حمله و محل تمرکز نیروها را شناسایی میکنند به همین دلیل، زمان انتشار از محتوای تصویر مهمتر است.
پس چه باید کرد؟
در شرایط بحرانی، اولویت نه آموزش همگانی، بلکه اقدام انضباطی فوری است، اکنون زمان تمرین و ترویج نیست، زمان توقف، خودداری و تبعیت است. در چنین شرایطی، چند اقدام فوری باید در دستور کار کاربران و فعالان رسانهای قرار گیرد:
- از انتشار همزمان ویدیوهای درگیری، سامانههای دفاعی یا آثار حمله خودداری شود.
- در صورت نیاز به اطلاعرسانی، محتوای خام صرفا در اختیار نهادهای امنیتی قرار گیرد، نه شبکههای اجتماعی.
- تصاویر فاقد ارزش خبری فوری، با تاخیر منتشر شوند؛ حتی اگر متادیتا حذف شده باشد.
- از نرمافزارهای عمومی برای حذف متادیتا استفاده نکنید؛ تنها ابزارهای تخصصی (و نه اپهای رایگان) در این زمینه قابل اعتماد هستند.
- هرگونه اقدام رسانهای، حتی در سطح شخصی، باید تابع شرایط جنگی و امنیتی تعریف شود.
سواد رسانهای، انضباط در انتشار است
در میدان جنگ شناختی، سواد رسانهای دیگر به معنای فقط «تشخیص خبر جعلی» نیست، سواد رسانهای یعنی درک عمیق از چگونگی اثرگذاری انتشار هر محتوا بر امنیت ملی امروز یک شهروند رسانهدار باید بداند که حتی سکوت رسانهای در لحظه، میتواند اقدامی میهندوستانه باشد.
امنیت ملی، با احتمال تهدید صفر درصد معنا پیدا میکند؛ در میدان جنگ جدید، هر شهروند بیسواد رسانهای، یک «نقطه ضعف امنیتی» است؛ و هر کاربر مسئول، یک سپر دفاعی دیجیتال.

