درک دیگری، از درک فضای او آغاز میشود
- شناسه خبر: 73154
- تاریخ و زمان ارسال: 16 آذر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نفیسه کلهر
چند وقت اخیر میهمانانی داشتم که در مورد همه چیز خانهام- خانهای که در آن میهمان بودند- نظر میدادند.
یکی مدام از نور کم خانه گلایه میکرد که به نظر من مناسب و ملایم بود و حتی کار به جایی رسید که خودش بلند شد و بدون موافقت من چراغهای بیشتری را روشن کرد.
یک بار هم یکی در مورد چیدمان وسایلم نظر میداد و میگفت چه چیزهایی را دوست ندارد و دوستی هم موقع غذا خوردن بلند شد و بدون توجه به چینیهای گلسرخی که روی میز چیده بودم و غذایی که در دیس کشیده بودم، باقیمانده برنج قابلمه را در تابه خورشت ریخت و سر میز آورد و نمیدانم چرا با دست و در همان تابه غذا خورد!
یکی هم یک شیء هنری که خیلی برایم عزیز بود را به تمسخر گرفت و پشت سر هم دربارهاش حرفهای نامربوط گفت.
به طور کلی دخالتها و نظر دادن افراد در مورد هر گوشه خانهام، بدون اینکه نظرشان را بخواهم، کمی مرا به فکر فرو برد.
جالب اینجا بود که آنها فکر میکردند من بیسلیقهام و اگر آنها بودند حتما همه چیز شکل دیگری داشت، اشیایی که طبق سلیقه من تهیه و چیدمان شده بود، چون اینجا خانه من بود، نه خانه دیگران!
این تجربه باعث شد طور دیگری به این مسائل نگاه کنم. فکر کردم قاعدتا باید اینطور باشد که وقتی کسی برای دیدن دیگری میرود، در واقع قرار است فضای او را درک کند؛ فضایی که آدمها میسازند و آن محیط تجلی ذهن و روحشان در واقعیت است.
مثلا اگر سوار ماشین کسی میشوی، اگر به خانهاش میروی، یا حتی در کافهای با او قرار داری، شاید باید کمی تأمل کنی تا ابتدا فضای آن آدم را درک کنی، به نظر من این یک جور احترام به حریم طرف مقابل است.
کسانی که اصرار دارند موسیقی مورد علاقهی خودشان را در ماشین دیگری پخش کنند، یا میخواهند نوشیدنی و غذای مخصوص خودشان را به میزبان سفارش دهند، در واقع تمایلی ندارند فضای شخصیِ طرف مقابل و روحیاتش را درک کنند. شاید اگر تامل کنند و ببینند میزبان برایشان دمنوش گیاهان معطر و شربتهای خانگی گیاهی میآورد، یا پیشنهاد قهوه و نوشیدنی گازدار میدهد؛ بهتر میزبان را درک کنند، چراکه هر خانه و دفترکار و محیط شخصی، بازتابی از سلیقه، انتخاب و حال درونی صاحب آن است: فارغ از ارزش مادی وسایل، اما نوع چیدمان، رنگها، جنس وسایل، نحوه و نوع پذیرایی و حتی عطر فضا متاثر از حال درونی و جهانبینی آن فرد است.
خانه بعضیها پر است از عطر غذاهای خانگی. هرگوشهاش گیاه و میوهای خشک شده ولی خانهی بعضی ممکن است بوی عود یا عطر خاصی داشته باشد. خانه بعضی هم شاید بوی شوینده و لباسهای تازه شسته شده بدهد. حتی نحوه سرو غذا در فضای شخصی آدمها متاثر از روحیات آنان است: اینکه سفره روی زمین روی فرش دستبافت و زیر نور تابیده از پنجره با پردههای کنار رفته پهن شود، یا غذا روی میز ناهارخوری کنار بالکن رو به آسمان سرو شود یا کنار میزی، ایستاده با نورهای کم هالوژنها صرف شود، مستقیما بستگی به روحیه، سلیقه و اهمیت صاحبخانه دارد و این قلمروی اوست که باید به آن احترام گذاشته شود.
من معتقدم باید با صبوری و بیادعا همراه شد، تا بتوان فضای شخص دیگر را درک کرد؛ صدای موسیقی ملایم خانهاش، یا حتی صدای وسایل برقی، جیر جیر لولاها، فنر مبلها، یا تلویزیونی که همیشه روشن است؛ مجموع همهی اینها احساسی به شما میدهد که خیلی ببشتر از حرفها و ادعاها، بازتاب جهان درونی میزبان هستند.
جهان شخصی آدمها تنها در برند لباس یا وضعیت اقتصادیشان خلاصه نمیشود؛ در جزئیات کوچک خانههاشان، در یادداشتهای حاشیهی کتابها، در وسایل کوچک، مجسمهها، تابلوها، نورهای محیط، رنگ کوسن روی مبلها یا پارچه گلدوزی شده روی طاقچهها، گلهای طبیعی کاشته شده لب پنجره یا گلهای خشکیده چیده شده از طبیعت، و هر نشانه ظریف دیگر در محیط شخصیشان هم پنهان است که اگر بخواهیم کسی را درک کنیم، باید تامل و طمانینه کافی به خرج دهیم تا بتوانیم بیقضاوت، بیدخالت، با دقت و احترام و در آرامش ابتدا فضای شخصیاش را بفهمیم و بعد زوایای آشکار و نهانش را لمس کنیم.
چرا که هر انسانی در اعماق خودش دنیای بزرگی دارد که در هر نوع معاشرت ساده دوستی، خویشی، همکاری، همسایگی و… نباید نادیده گرفته شود. چراکه نادیده گرفتن محصول یک انسان، نادیده گرفتن خود اوست.






