خدا آنگونه که من میفهمم
- شناسه خبر: 68980
- تاریخ و زمان ارسال: 23 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نسرین منتظری
ما در زندگی معاصرِ قرن بیستویکم، هر روز چقدر فرصت میکنیم که در زندگی و چیستیِ آن تدبر و تدقیق کنیم و به یاد بیاوریم آموزههایی را که در ما ریشه کرده بودند؟ یادمان بیاید که دنیا را در کودکی چگونه تفسیر میکردیم و دعاهای آخرِ شبمان چه بود؟ چند نفر از ما، آدمهای شتابزده، به خاطر داریم که پیش از این خدا برایمان کجای جهان حساب میشد و زورش به انجام کدام غیرممکن میرسید؟ خدای یک کودک و یک شهروند واقعبین معاصر، هرگز یکسان نیست. تجربه زندگی از ما، آدمهای جدیدی میسازد که جهانبینی تازهای دارند. لویی گلوک میگوید: «ما فقط یکبار، آنهم در کودکی، به جهان نگاه میکنیم؛ مابقی هرچه هست، خاطرات است.» زمان همهچیز را صیقل میدهد؛ خاطرات، آرزوها و خودمان را. و سعادتمند کسی است که در گذرِ زمان و این صیقل شدن، به آدمی بهتر، آگاهتر و مهربانتر تبدیل شود.
دوم اکتبر، سالروز تولد مهاتما گاندی، رهبر فقید جنبشِ استقلالطلبانه مردم هند بود. گاندی زندگی پرماجرایی را زیست؛ هم در اوج بود و هم در حضیض، و از قضا گذر زمان و رخدادها روحش را صیقلی و شفاف ساخت. کتاب «خدا آنگونه که میفهمم» نگاه گاندی را نه بهعنوانِ یک رهبرِ روحانی یا سیاسی، بلکه به عنوان یک انسان و روح آزاده در بر میگیرد. کتاب، مجموعهای از سخنرانیها و دیدگاههای او در محافل مختلف درباره شناخت و درک شخصیاش از خدا را شامل میشود. او در گفتههایش از خدا، نه به معنای نیروی قهری و بازدارنده، بلکه به مفهوم قدرتی مهربان و لایزال یاد میکند. شنیدن چنین دیدگاههایی شاید از زبان مبلغان و هوادارانِ ادیان تکراری باشد، اما بیانِ آن از زبان رهبری فراملی، فرصتی برای اندیشه مجدد درباره حقیقت و ذات آفریدگار است.
در متن کتاب میخوانیم: «در نگاه من، خدا حقیقت و عشق است؛ خدا اخلاق و درستکاری است؛ خدا شهامت و بیپروایی است. خدا سرچشمه نور و زندگی است و با اینحال، برتر از همه اینهاست. خدا وجدان است؛ او حتی کفر و الحاد کافران و بیدینان است، چراکه با عشق بیکرانش به کافران هم مجالِ زیستن میدهد. او جوینده و کاونده دلهاست؛ از مرزهای زبان و منطق میگذرد و فراتر میرود. ما را بهتر از خودمان میشناسد و از آنچه در قلبهایمان میگذرد، آگاهتر از خود ماست. کلام ما را میبخشاید و بر ما میگیرد، زیرا میداند آنچه غالبا بر زبانمان جاری است ـ چه خود بدانیم و چه ندانیم ـ در دلمان نیست. برای آنانکه به حضور تجسّد یافتهاش نیاز دارند، خدای تجسّد یافته است. برای آنانکه وجودِ ملموسش را میخواهند، در قالب جسم ظاهر میشود. پاکترین جوهره عالم هستی است و او، همهچیزِ همه انسانهاست».




