حل مسائل به روش زبالهرانی زیر فرش!
- شناسه خبر: 49250
- تاریخ و زمان ارسال: 21 آذر 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

هانا رحیمی
رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر قزوین در جلسه اخیر این شورا، کارگران فصلی که شبانه در میدان میایستند را متکدی خواند.
قاسم اللهیاری در جلسه علنی شورای شهر قزوین، درباره ساماندهی وضعیت کارگران فصلی که حتی تا پایان شب دور میدان سرداران تجمع میکنند، آنها را متکدی و موجب آزار مردم اعلام کرد و گفت: کسانی که برای کار دور این میدان جمع شده و ساعت ۱۱ شب به بعد هم آنجا هستند، نیازمند واقعی کار نبوده و دنبال تکدیگریاند.
او همچنین از تعبیه ایستگاهی بهنام «ایستگاه کار» در میدان سرداران سخن گفت و توضیح داد: کارگران با ایجاد این ایستگاه بسته به ساعت مراجعهشان به میدان، در نوبت کار قرار میگیرند و افرادی که قرار است این کارگران را به کار بگیرند با توجه به نوبت کارگران باید آنها را فرابخوانند.
در ادامه او، میراشه معاون شهری شهرداری و صلحجو یکی دیگر از اعضای شورای شهر، از مزایای ایستگاه کار و طرح توزیع قند و چای، نحوه به صف نشستن کارگران در این ایستگاه، ساعات بازگشایی و تعطیلی ایستگاه و نحوه اداره آن سخن گفتند و تصورات ذهنی خود را بهعنوان ساماندهی وضعیت این کارگران و رفع مشکلات این طیف قلمداد کرده و از اقدام خیرخواهانه خود طوری مشعوف شدند که انگار مشکل بیکاری و فقدان درآمد این گروه را مرتفع کردهاند.
نگاه سرسری به مشکلات، واقعیت رایج بین مسئولان!
این نگاه تفسیری به مسأله کارگران فصلی بهویژه دور میادین سرداران و مادر که از سالیان دور ادامه دارد، اگرچه نگاهی سرسری و به دور از تخصص است اما متاسفانه واقعیت رایج بین گروه وسیعی از مسئولان است.
بهعبارت واضحتر ریشه حل نشدن بسیاری از مشکلات در همین تفاسیر شخصی مسئولان است. به این شکل که مسئولان، مشکلات آحاد جامعه را به چیزی بسیار دورتر از واقعیت تعبیر و سپس با ارائه یک راهحل آبدوغ خیاری، خود را از بند رسیدگی به آن مشکل رها میکنند.
فایده این ابتکار این است که اصل مشکل، پشت ظاهری خارج از تعهد فرد مسئول پنهان میماند و او با کمترین هزینه قادر به حل مشکل تازه تعبیر شده میشود.
اما منشأ اصلی این مدل رفتاری کجاست؟
منشأ اصلی این مدل رفتاری اینجاست که اولا مسئولان خود را انقدر حاذق و توانا به رفع ریشهای معضلات نمیبینند و لذا با این روشها از ورود جدی به آن و گیر کردن در دام آن طفره میروند.
دوماً مدیرانی که حفظ موقعیت و احراز مجدد جایگاه برایشان اولویتدارتر از درمان دائمی دردهای مردم است با این ابتکارات، حفظ جایگاه و کسب رضایت آنی و کوتاهمدت گروهی که آگاه به پشت صحنه امور نیستند را جستوجو میکنند.
سوم اینکه این گروه از مسئولان عموماً افرادی ضعیف و فاقد دید مدیریتی، فاقد نگاه درازمدت و اصلاحکننده هستند و از همینرو به جای حل اساسی مشکلات، مشکلات را مانند زبالههایی زیر فرش پنهان میکنند.
لکن تعیین سرنوشت مردم به دست گروهی افتاده که بهجای خدمت به مردم، بهراحتی نام مشکلات را تغییر میدهند و با برچسب منفی زدن روی برخی آسیبها تن به حل و فصل آن نمیدهند و حتی تلاش میکنند تا نشان ندهند که توانایی و استعداد حل مشکلات را ندارند.
و اینگونه میشود که مدیریت از علم به ژست و تنظیم ظواهر تقلیل یافته است.
***
از طرف دیگر واقعیت تلخ جامعه امروز این است که بسیاری از کسانی که امروز جایگاههای مدیریتی را احراز کردهاند، اساسا تربیت یافته این جایگاهها و قادر به اداره اصولی امور مربوطه نیستند! یا بهعبارتی دیگر دوره تربیت نسل به نسل مدیران و سپردن امور به دست افراد تربیت شده در آن زمینه سرآمده.
بپذیریم یا نه؛ حالا مدیریت جامعه ما امروز در دست کسانی است که معتقدان به این تفکر هستند. تفکر مبتنی بر برچسبزدن، تفسیر شخصی مشکلات و جارو زدن زبالهها به زیر فرش. تا کی و نوبت کدام مدیر دیگر این زبالهها بیرون بزند…








