حریم امنی که گاه امن نیست
- شناسه خبر: 85293
- تاریخ و زمان ارسال: 31 خرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

بررسی امنیت اطلاعات در فضای گروهدرمانیها
نفیسه کلهر
چند وقت پیش در یک کارگاه هنردرمانی شرکت کرده بودم؛ کارگاهی پر از روشهای خلاقانه برای مواجهه با کودک درون.
آنقدر از بودن در آن فضا، نقاشی کشیدن، مجسمه ساختن و بازی کردن لذت میبردم که دوست داشتم نهایت استفاده را از آن ببرم؛ رها و آزاد.
یک روز سر کلاس تماسی تلفنی با من گرفته شد که کاملا حالم را دگرگون کرد و از آنجایی که اساس حضور در چنین فضاهایی ابراز احساسات است، فرصت را غنیمت شمردم و احساساتم را نسبت به آن موضوع کاملا نشان دادم.
ممکن بود در شرایط عادی از آن بگذرم، اما با توجه به امن بودن آن محیط، با خیال راحت گریه کردم و درباره آن صحبت کردم و البته نتیجه دلخواهم را هم گرفتم؛ حس سبکی و آرامش.
بعد از مدتی دوره به پایان رسید و از همدیگر جدا شدیم، اما از آدمهایی که آشنای مشترک من و افراد حاضر در آن دوره بودند، حرفهایی شنیدم که باعث شد متوجه شوم وقایع آن کلاس به بیرون منتقل شده است. آنقدر عصبانی شدم که از گروهها بیرون آمدم، با همه قطع رابطه کردم و تمام احساسات خوبی را که در آن دوره به دست آورده بودم را از دست دادم.
سالها از این تجربه سخت میگذرد، اما یک بار دیگر هم از دوست دیگری چیز مشابهی شنیدم.
او میگفت در یک دوره آموزشی شرکت کرده و آنجا، مانند تمام اعضای دیگر، در جلسهای که مخصوص خودافشایی بوده، خاطراتی را بازگو کرده است که در نهایت لطمه زیادی از این کار خورده است.
او تعریف میکند که در دوران دانشجویی یک عقد کوتاهمدت داشته که بلافاصله متوجه شده انتخابش اشتباه بوده و خیلی سریع از آن رابطه خارج شده است.
از آنجایی که آن ازدواج در شهر دیگری بوده، بیش از ۲۰ سال از آن میگذرد و اساسا رابطهای کوتاهمدت بوده، تصمیم گرفته در محیط کارش چیزی درباره آن نگوید. اما انگار بازگو کردن آن در آن دوره آموزشی، اشتباه بزرگی بوده که به ضررش تمام شده است!
میگوید حالا در محیط کارش از گوشه و کنار حرفهایی میشنود که به مذاقش خوش نمیآید. بعضیها مستقیم از او میپرسند که آیا جدا شده است و بعضی دیگر هم به طعنه درباره مطلقه بودن صحبت میکنند. او هم از حضور در آن دوره آموزشی احساس پشیمانی دارد.
موضوع اینجاست که اگرچه برگزاری چنین دورههای درمانی به افراد بسیار کمک میکند و در رزومه و آثار روانشناسان بزرگ بارها به برگزاری جلسات گروهدرمانی بهعنوان یکی از مؤثرترین روشهای درمان اشاره شده است، اما چرا ما نمیتوانیم از آن بهره کافی ببریم؟
وظیفه عدم افشای اطلاعات بر عهده تکتک اعضاست یا درمانگر؟ و چه تعهدی میتواند از بروز چنین اتفاقاتی جلوگیری کند؟
در اینباره «طه یعقوبی»، روانشناس، توضیحاتی برای «ولایت» ارائه داده است که در ادامه میخوانید.
o لطفا در ابتدا بفرمایید اساسا «گروهدرمانی» چیست؟
اجازه بدهید ابتدا بگویم که وقتی درباره گروهدرمانی صحبت میکنیم، منظور گروهی از افراد است که با هدف درمان و ایجاد تغییر دور هم جمع میشوند. این گروهها معمولا یک رهبر گروه دارند؛ یعنی فردی که جلسات را هدایت میکند.
البته گروهها میتوانند چارچوبهای متفاوتی داشته باشند. برای مثال، برخی گروهها «باز» هستند؛ یعنی افراد میتوانند در طول جلسات به گروه اضافه شوند یا از آن خارج شوند و اعضای ثابتی ندارند. در مقابل، گروههای «بسته» وجود دارند که با تعداد مشخصی از افراد آغاز میشوند و حتی اگر تعداد اعضا کاهش پیدا کند، فرد جدیدی به گروه اضافه نخواهد شد.
همچنین برخی گروهها موضوعمحور هستند؛ برای مثال گروهی که بر مسئله افسردگی تمرکز دارد. در چنین شرایطی افرادی که با این موضوع درگیر هستند در کنار یکدیگر قرار میگیرند و روی آن مساله کار میکنند. اما گاهی موضوع مشخصی وجود ندارد و افراد با مسائل و دغدغههای متنوع وارد گروه میشوند و مسیر درمان را ادامه میدهند.
نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد، تفاوت گروههای درمانی با گروههای رشدی است. گروههای رشدی الزاماً کارکرد درمانی به معنای رایج آن ندارند. اگر بخواهم مثالی بزنم، گاهی هدف این است که فرد را از «منفی یک» به «صفر» برسانیم و گاهی هدف این است که او را از «صفر» به «یک» برسانیم. هر دو نوعی رشد و پیشرفت محسوب میشوند، اما در گروهدرمانی بیشتر روی آسیبها و مشکلات تمرکز میشود، در حالی که گروههای رشدی معمولاً بر شکوفایی ظرفیتها و توانمندیها تمرکز دارند و تلاش میکنند در یک فضای امن، استعدادها و قابلیتهای افراد را پرورش دهند.
o وقتی در گروهدرمانی یا کارگاههای رشد فردی از «فضای امن» صحبت میشود، دقیقا منظور چیست؟
اصولا هر گروه درمانی دارای یک چارچوب و اساسنامه مشخص است. در این اساسنامه، شرایط و قوانین گروه ذکر میشود و این شرایط بسته به رهبر گروه، هدف گروه، تعداد اعضا و کارکرد آن متفاوت است.
برای مثال، اگر قرار باشد هزینهای پرداخت شود، تعداد جلسات مشخص باشد یا مدت زمان هر جلسه ۹۰ یا ۱۲۰ دقیقه باشد، همه این موارد در اساسنامه ذکر میشوند. همچنین اصولی مانند رعایت محرمانگی، احترام به دیگران، پرهیز از توهین و رعایت تفاوتهای فرهنگی، مذهبی، اجتماعی، اقتصادی و تحصیلی در آن آورده میشود.
البته ممکن است رهبر گروه با توجه به نیازهای درمانی یا شرایط خاص گروه، قوانین دیگری را نیز اضافه کند. گاهی نیز در کنار رهبر گروه، افرادی به عنوان دستیار یا تسهیلگر حضور دارند که به مدیریت جلسات کمک میکنند.
هرچند در یک فرآیند حرفهای، اعضا معمولا این اساسنامه را مطالعه و تأیید میکنند و متعهد میشوند که قوانین آن را رعایت کنند. همچنین معمولا مشخص میشود که در صورت نقض قوانین، ممکن است فرد از ادامه حضور در گروه محروم شود.
o وقتی در درمان روح و روان درباره فضای امن صحبت میکنیم، مفهوم این امنیت چیست؟
وقتی درباره فضای امن صحبت میکنیم باید دو جنبه را در نظر بگیریم: امنیت فیزیکی و امنیت روانی.
امنیت فیزیکی به شرایط محیط برگزاری جلسات مربوط میشود؛ اینکه افراد در فضایی راحت و برابر حضور داشته باشند، نور و صدا مناسب باشد، صدای جلسه به بیرون منتقل نشود، افراد غیرمرتبط وارد جلسه نشوند و جلسات بدون رضایت همه اعضا ضبط نشود.
اما امنیت روانی به این معناست که افراد اطمینان داشته باشند اصل محرمانگی رعایت میشود و میتوانند بدون ترس از قضاوت شدن، درباره مسائل خود صحبت کنند. در برخی گروهها حتی امکان استفاده از نام مستعار نیز وجود دارد. البته این موارد بسته به سیاستها و تجربه رهبر گروه میتواند متفاوت باشد.
بخش مهمی از ایجاد امنیت روانی بر عهده رهبر گروه است. او باید بتواند فضای جلسه را بهدرستی مدیریت کند، هرچند اعضای گروه نیز در حفظ این فضا نقش مهمی دارند.
از دیگر ویژگیهای فضای امن این است که محیط باید عاری از قضاوت باشد. همچنین افراد باید بدون پیششرط و فارغ از جایگاه اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی مورد پذیرش قرار گیرند. البته ممکن است برای شکلگیری زبان مشترک و ارتباط مؤثر، برخی ملاحظات در انتخاب اعضا وجود داشته باشد، اما اصل پذیرش افراد باید بدون قید و شرط باشد.
به همین دلیل بسیاری از گروهها پیش از شروع جلسات، مصاحبه یا ارزیابی اولیهای برای اعضا برگزار میکنند تا مشخص شود آیا حضور در آن گروه برای فرد مناسب است یا خیر. این غربالگری اولیه نیز به حفظ امنیت گروه کمک میکند.
o آیا اساسا میتوان یک فضای گروهی را کاملا محرمانه و امن دانست؟
ببینید گروهدرمانی تا حدی یک موضوع فرهنگی هم محسوب میشود. هرچند در سالهای اخیر آگاهی نسبت به اهمیت حفظ محرمانگی بیشتر شده، اما هنوز در برخی بافتهای فرهنگی و اجتماعی، بهویژه در جوامع کوچکتر، این مساله با چالشهایی روبهرو هست.
نمیتوانیم اتکار کنیم که هرچه جامعه کوچکتر باشد، احتمال آشنایی قبلی افراد با یکدیگر بیشتر میشود و همین موضوع میتواند مدیریت محرمانگی را دشوارتر کند. به همین دلیل شرایط گروهدرمانی در شهرهای بزرگ با شهرهای کوچک یا روستاها متفاوت است.
نکته مهم دیگر این است که بخشی از احساس امنیت در طول جلسات شکل میگیرد. افراد به مرور زمان به یکدیگر اعتماد میکنند و ممکن است احساس امنیت بیشتری پیدا کنند. البته گاهی نیز این اعتماد به اندازه کافی شکل نمیگیرد. به همین دلیل، پویایی گروه نقش بسیار مهمی در میزان امنیت و احساس اعتماد اعضا دارد.
اما در پاسخ به این سوال که آیا میتوان محرمانگی را به طور کامل تضمین کرد، باید گفت پاسخ سادهای وجود ندارد. تمام قوانین، توافقها و تلاشهای رهبر گروه برای حفظ محرمانگی طراحی شدهاند، اما همیشه درصدی از خطا یا ریسک وجود دارد.
در صورت افشای اطلاعات، معمولا قوانین گروه پیشبینی کردهاند که فرد خاطی از ادامه حضور در گروه محروم شود. با این حال، تضمین صددرصدی برای محرمانه ماندن اطلاعات وجود ندارد، هرچند تمامی تلاشها در این راستا انجام میشود.
o چه اقداماتی به حفظ محرمانگی و امنیت گروه کمک میکند؟
یکی از مهمترین اقدامات، وجود توافقها و چارچوبهای مشخص از ابتدای کار است. علاوه بر آن، مصاحبه و ارزیابی اولیه اعضا نقش بسیار مهمی در کاهش آسیبهای احتمالی دارد.
تجربه رهبر گروه نیز عامل مؤثری است. درمانگرانی که سابقه بیشتری در برگزاری گروهها دارند، معمولا بهتر میتوانند شرایط را مدیریت کرده و احتمال بروز مشکلات را کاهش دهند.
البته امضای تعهدنامه به تنهایی تضمین نمیکند که هیچگاه اطلاعاتی افشا نشود، اما در کنار سایر عوامل میتواند احتمال وقوع چنین اتفاقی را کاهش دهد.
o چه موضوعاتی را میتوان در جلسات گروهدرمانی مطرح کرد و چه موضوعاتی را نه؟
این مساله تا حد زیادی به ارزیابی و آمادگی خود فرد بستگی دارد. همچنین برخی گروهها از ابتدا مشخص میکنند که درباره چه موضوعاتی صحبت خواهد شد و چه موضوعاتی خارج از چارچوب گروه است.
در بسیاری از موارد، افراد میتوانند برای تصمیمگیری درباره طرح یک موضوع از رهبر گروه کمک بگیرند. زمان مطرح کردن مسائل نیز اهمیت دارد. برخی موضوعات ممکن است در جلسات ابتدایی مطرح شوند، اما برخی دیگر نیازمند شکلگیری اعتماد بیشتر در جلسات بعدی هستند.
بنابراین، اینکه چه موضوعی و در چه زمانی مطرح شود، به شرایط فرد، گروه و روند جلسات بستگی دارد.
o اگر یکی از اعضای گروه اطلاعات شخصی فرد دیگری را افشا کند، درمانگر چه مسئولیتی دارد؟
در چنین شرایطی، نخستین قدم این است که فرد موضوع را با رهبر گروه در میان بگذارد. رهبر گروه مسئولیت مهمی در بررسی و مدیریت آسیب ایجادشده دارد.
معمولا نخستین اقدام گفتوگو با فردی است که اطلاعات را افشا کرده است. پس از آن، با توجه به قوانین گروه، ممکن است تصمیم گرفته شود که آن فرد دیگر امکان ادامه حضور در جلسات را نداشته باشد.
در برخی گروهها نیز ممکن است جلسهای برای بررسی موضوع افشای اطلاعات برگزار شود. در این جلسات الزاماً مشخص نمیشود اطلاعات چه کسی افشا شده است، اما درباره علت وقوع این اتفاق و راههای پیشگیری از تکرار آن گفتوگو میشود.
در برخی موارد، علاوه بر رسیدگی به موضوع، ممکن است جلساتی برای بازبینی قوانین و یادآوری اهمیت محرمانگی برگزار شود تا از تکرار چنین اتفاقاتی جلوگیری شود.
o آیا در گروهدرمانی افراد به خودافشایی تشویق میشوند؟
اصطلاح «تشویق به خودافشایی» بسیار کلی است و به نوع موضوع بستگی دارد. اما به طور کلی، هدف گروهدرمانی این نیست که افراد را به بیان مسائل شخصی وادار کند.
بیشتر تلاش میشود فضایی ایجاد شود که افراد اگر آمادگی و تمایل داشتند، بتوانند درباره موضوعات خود صحبت کنند. بنابراین معمولا تمرکز بر فراهم کردن بستر مناسب برای بیان تجربههاست، نه تشویق مستقیم به خودافشایی.
o با سپاس، سخن آخر؟
بهتر است برای اینکه اعضای گروه دچار سوءبرداشت یا انتظارات غیرواقعبینانه نشوند، مفهوم فضای امن از همان جلسات ابتدایی بهطور شفاف تعریف شود.
نکته مهم این است که افراد ممکن است برداشتهای متفاوتی از مفهوم امنیت، محرمانگی یا حتی واژههایی مانند اضطراب داشته باشند. بنابراین لازم است اعضا و رهبر گروه به یک تعریف مشترک از این مفاهیم برسند.
وقتی این درک مشترک شکل بگیرد و همه افراد با نگاهی واقعبینانه وارد فرایند گروه شوند، احتمال بروز سوءتفاهم، ناامیدی یا شوکهای ناشی از انتظارات نادرست کاهش پیدا میکند و گروه میتواند بر پایه توافقی روشن و مشترک مسیر خود را ادامه دهد و افراد بهرهای که هدف از تشکیل گروه درمانی بوده را ببرند.








