جشنوارهای برای ریشهها
- شناسه خبر: 83375
- تاریخ و زمان ارسال: 3 خرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

نازی اسپندارـ کارشناسی ارشد جامعهشناسی، دانشآموخته دانشگاه علوم و تحقیقات تهران
در 25 اردیبهشت ماه سال جاری همزمان با روز «مرتع و مرتعداری» شاهد برگزاری اولین جشنواره فرهنگ عشایری در بخش کوهین در روستای گلدره به یاد شهدای عشایری جنگ تحمیلی سوم ایرانجانمان همانند سایر نقاط کشور بودیم تا به همه دنیا نشان دهیم مردم غیور ما در هیچ شرایطی دست از تلاش و تولید برای ایران برنمیدارند.
جشنوارهای ساده در زیر آسمان خدا که مردم این خطه در کمال سادگی و با دستاوردهای خانگی خود مانند برساق (شیرینی سنتی این خطه)، آش دوغ و چای کوهی از میهمانان خود پذیرایی کردند و خبری از تشریفات پر زرق و برق در این گردهمایی نبود.
اینجانب به عنوان دختری از ایل بزرگ لر، لک و کرد همواره به این ایل میبالم چراکه مردم این قوم استقامتی از جنس سلسله جبال البرز در خون خود و دلهای بخشندهای به وسعت طبیعت بکر الهی دارند؛ مردمی که امیدشان به آسمان ایزد منان و روزیشان از زمین الهی است.
مردم کشورم خوب میدانند این ایل بزرگ چه نقشی در تامین امنیت این کشور در مرزهای کشورمان دارند و برای صیانت از وجب به وجب این خاک، خالصانه و با اشتیاق شهدا، جانبازان و نامآورانی سلحشور به این کشور تقدیم کردهاند.
این جشنواره فرصتی شد که نماینده محترم مردم در مجلس و عالیترین مقام اجرایی استان جناب آقای نوذری همراه با فرماندار محترم و معاونین و مدیرانشان روز غیر کاری خود را به روز کاری تبدیل کنند و ساعاتی را در زیر آفتاب سوزان کنار قوم اصیل لر، لک و کرد گرد هم بیایند و نظارهگر مردمی باشند که به شکرانه بارشهای الهی و رویش جوانههای گندم، عدس و نخود و … و سرسبز شدن مراتع چگونه خوشحالی میکنند و شکرانه الهی را به جای میآورند.
این حضور متحدانه و باتمام قوا بعد از چند دهه فرصتی شد تا مسئولان از نزدیک قدردان زحمات و دستاوردهایی زنان و مردانی باشند که سهم بسزایی در تامین گوشت قرمز، خودکفا شدن در تولید گندم این استان و پیچیده شدن بوی نان در کوچه و پسکوچههای این شهر دارند و در نهایت دسترنج تلاشهای خود و خانوادههایشان منشاء خیر و برکت برای هماستانیهایشان است.
حضور در بین ایل بزرگ لر، لک، کرد یعنی حضور در بین قومی که ریشه در این کشور، این استان و وجب به وجب این خاک دارند و تاریخ گواه اصالت این مردمان غیور است. اگر بخواهم از مردانشان بگویم یادی میکنم از برگی از تاریخ، از کوچهای به نام امیر امجد به یاد بزرگ مردی به نام قدرتاله غیاثوند (ملقب به امیر امجد) که در حدود یک قرن پیش و در چهار دوره به عنوان شهردار شهر قزوین خدمات ارزندهای را برای این شهر انجام دادهاند و نامشان برگ زرینی در تاریخ این شهر شد.
این ایل شیرزنانی همچون بانو تاجالملوک چگینی همسر امیر امجد غیاث نظام (رئیس ایل بزرگ غیاثوند) را در دل خود جای داده است که وقتی همسر و فرزندش را در سال 1285 هجری شمسی توسط مشروطهخواهان از دست داد و کنسولگری روسیه در قزوین پرچم و اماننامهای برای ایشان فرستاد تا شاید بخواهد مانند برخی از مردم جان و مالشان در امان باشد این بانو با شجاعت و درایت تمام، دست رد به سینه این هدیه بیگانگان زد و گفت «اگر همسر و فرزند توسط هموطنم کشته شدهاند و حتی اگر باقی فرزندانم نیز کشته شوند هرگز زیر بیرق بیگانه نمیروم.»
یاد میکنم از بانو میهن غیاثوند به عنوان اولین بانوی مدیر مدرسه نوین ایران (تاسیس شده در قزوین) و چه مایه مباهات است دخترانی که در ادامه این مسیر برای به نمایش گذاشتن فرهنگ و تاریخ ایران در این جشنواره سخنوری و شاهنامهخوانی کردند.
ما مردم این ایل امید داریم باز هم تلاش و کوشش این ایل دیده شود و مسئولین باز هم به دیدار این قوم بیایند؛ چراکه این مردم سختکوش دغدغه تامین نیازهای مردم شهرشان را دارند و فرصتی برای حضور در ادارات مختلف ندارند.
و در پایان بنده به عنوان بانویی از قوم اصیل لر، لک و دختری از جنس مادری متدین که برکت چشمههای روستایمان از وجود ایشان است و پدری که در سن 83 سالگی هنوز برای کسب نان حلال عرق جبین میریزد؛ میدانم معاصران و آیندگان هم از مردم این قوم همیشه به نیکی یاد میکنند .



