بودن
- شناسه خبر: 74503
- تاریخ و زمان ارسال: 6 دی 1404 ساعت 07:35
- بازدید :

نسرین منتظری
یرژی کاشینسکی ـ
ترجمه: مهسا ملک مرزبان
اگر وجودگرا بودیم، بودن تنها ارزش زندگیمان حساب میشد. فقط همین که نفس میکشیدیم و در جهان حضور داشتیم ارزشمند بود و نیازی به دستاوردهای بیشتر و ارتقا برای کسب اعتبار نبود. در جهان خروجی محور و بازده طلب امروز که شعارهای رشد فردی و بهرهوری و پیشرفت گوش فلک را کر کردهاند، زندگی خارج از چارچوب این تعاریف کار دشواری است. فشار رسانه و الگوهای مجازی و استانداردهای دائما افزاینده ما را تبدیل به آدمهای سرگردان و پرتلاشی کرده که هر روز به دنبال دستاوردهای مد شده میدویم و هرگز رضایت قلبی را تجربه نمیکنیم. شاید از همینرو است که هنوز به سخنرانیها و کتابها و تعاریفی نیاز داریم که به ما یادآوری کنند، صرف «بودن» کافی است و واقعا چیز بیشتری هم برای ادامه زندگی لازم نیست.
«یرژی کاشینسکی» نویسندهای لهستانی است که تجربه از دست دادن تمام خانوادهاش را در هولوکاست دارد. شاید همین مواجهه عمیق با مرگ او را تبدیل به چنین آدمی کرده که برای یافتن شادی در زندگی روزمره به دنبال آرمانهای بزرگ نبوده است. کاشینسکی در زندگی پر فراز و فرود خود همه چیز را تجربه کرد. در اوج رفاه و خوشی بود و لحظات سخت و پر تنش را هم از سر گذراند. او سفرهای زیادی را در سراسر جهان داشت و افراد متفاوتی را در مسیر زندگیاش ملاقات کرد. کاشینسکی حقیقت را در عمیقترین گوشههای زندگی خصوصی و اجتماعی افراد میجست و آن را در آثارش بازتاب میداد. کتاب «بودن» روایت زندگی باغبانی معمولی است که همه جهان را در باغش خلاصه میکند و بر اثر تصادف، نگاه او در خصوص اداره باغ الگوی رئیسجمهور برای اداره کشور میشود. «بودن» تاکیدی بر این حقیقت مهم است که مهم نیست کجای هرم قدرت باشی؛ چون بالاخره روزی ندای صحیح کار کردن شنیده خواهد شد، فقط باید تا رسیدن آن روز به اندازه کافی صبور باشی.
در متن کتاب میخوانیم: «چنس قاطعانه گفت: من باغ را خیلی خوب میشناسم. تمام عمرم توی باغ کار کردهام. باغ خوب و سرحالی است؛ درختهایش سالمند، همینطور بوتهها و گلهایش، تا زمانی که هرس شوند و به موقع بهشان آب داده شود، همینطور میمانند. باغ به مراقبت زیادی نیاز دارد. من با این حرف رئیسجمهور موافقم که: در یک باغ برای رشد هر چیزی زمان خاصی وجود دارد. ضمناً کلی جا برای رشد انواع درختها و گلهای جدید هست. بخشی از مخاطبین داخل استودیو حرف چنس را با تشویقشان قطع کردند و بخشی دیگر او را هو کردند. چنس به تلویزیونی که سمت راستش بود نگاه کرد و صورتش را دید که صفحه را پر کرده بود. بعد صورت چند نفر از تماشاگران داخل استودیو را دید که آشکارا صحبتهای او را تأیید میکردند. باقی انگار عصبانی بودند. مجری به سمت صحنه برگشت و چنس رویش را از تلویزیون برگرداند و به او نگاه کرد».


