رَکب فرمانده!
- شناسه خبر: 21316
- تاریخ و زمان ارسال: 9 مهر 1402 ساعت 08:00
- بازدید :

خودش نقل میکرد میگفت: اواسط سال ۱۳۶۳ بود که حال و هوای جنگ به کله ما افتاد، چون سنمان کم بود تصمیم گرفتیم تا شناسنامههایمان را دستکاری کنیم.
اما به دلیل اینکه جثههایمان خیلی کوچک بود این کار شدنی نبود.
با این حال فکر دیگری به سرمان زد.
خودمان را در یکی از کابینهای قطار مخفی کردیم.
مسئول قطار متوجه ما شد اما با اصرار ما رو به رو شد و بالاخره کوتاه آمد و ما را برد.
یک روز فرمانده ما را دید و گفت میخواهید برید جلوتر؟؟!!
ما هم گفتیم بله و ما را سوار اتوبوسی کرد و هنگامی که رسیدیم دیدیم تهرانیم و پدر و مادرمان برای برگرداندن ما به آنجا آمده بودند!
بسیجی نوجوان شهید امیر جمشیدی
ولادت: ۲ فروردین ۱۳۴، قزوین
شهادت: ۳۰ فروردین ۱۳۶۴، عباسآباد بانه



