بازاندیشی دانایی در عصر جنگهای هوشمند
- شناسه خبر: 71089
- تاریخ و زمان ارسال: 20 آبان 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
آرزو سلخوری
در قرن بیستویکم، علم بیش از آنکه ابزاری برای شناخت طبیعت باشد، به سازوکاری برای مدیریت قدرت، کنترل، و بقا بدل شده است؛ جهان مدرن، که در آغاز وعده آزادی و رهایی از جهل را میداد، امروز در چنبره داناییهایی گرفتار آمده که بیش از آنکه در خدمت انسان باشند، در خدمت نظامهای سلطه و سود قرار گرفتهاند.
«روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه» که یونسکو از سال ۲۰۰۱ نامگذاری کرده، در اصل تلاشی است برای یادآوری این پرسش بنیادین: علم برای چه کسی و برای چه هدفی به کار میرود؟
از منطق کشف تا منطق قدرت
اگر در دوران کلاسیک، علم با پرسش از حقیقت پیوند داشت، در عصر مدرن علم با قدرت گره خورد. این همان چیزی است که میشل فوکو آن را «رژیم دانایی» مینامد؛ نظمی که در آن دانش و قدرت از هم جداییناپذیرند. در چنین نظمی، دانشمند نه در مقام کاشف حقیقت، بلکه در مقام تولیدکننده ابزار کنترل ظاهر میشود.
از فیزیک هستهای تا علوم داده، از زیستفناوری تا هوش مصنوعی، همه در مدار سازوکارهای سیاسی و نظامی بازتعریف شدهاند.
در واقع جنگهای امروز، دیگر در میدانهای فیزیکی رخ نمیدهند؛ بلکه در لایههای اطلاعاتی، شناختی و روانی جریان دارند. «جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران» شاهدی بر این تغییر پارادایم است: جنگی که در آن داده، هوش مصنوعی و فناوری ارتباطات نقش سلاح را ایفا کردند.
جنگی که با داده آغاز شد
در حمله ۱۲روزه رژیم جعلی، پهپادها، سامانههای سایبری، و جنگ روایتها، چهرهای تازه از نبرد را آشکار کردند: نبردی که مرز میان دانش علمی و دانش تخریبی را از میان برداشت.
آنچه رخ داد، صرفا یک درگیری نظامی نبود؛ بلکه تقابل دو جهانبینی بود: جهانبینیای که علم را در خدمت تسلط و تخریب میخواهد و جهانبینیای که علم را ابزار بازسازی و صلح میداند.
وقتی فناوری به جای ساختن، برای ویران کردن به کار گرفته میشود، پرسش اصلی دیگر فنی نیست، بلکه اخلاقی است:
آیا انسان امروز توان زیستن در جهانی را دارد که خود ساخته است؟
بحران اخلاق علمی
یونسکو، در تعریف خود از «علم در خدمت صلح» بر سه اصل تأکید میکند: مسئولیت اجتماعی دانشمندان، عدالت دانایی و مشارکت عمومی در تصمیمهای علمی؛ اما در عمل، این اصول زیر فشار اقتصاد جنگ، رقابتهای فناورانه و منطق سرمایه فرو ریختهاند.
برخی دانشمندان امروز، اغلب در ساختارهایی کار میکند که بودجهاش را صنایع نظامی یا غولهای فناوری تامین میکنند. در نتیجه، علم از درون تهی میشود و از معرفت به ابزار بدل میگردد.
به تعبیر «هابرماس»، علمِ ابزاری به جای عقل ارتباطی نشسته است؛ دانشی که دیگر نمیپرسد «چرا»، بلکه فقط میداند «چگونه».
از جنگ نظامی تا جنگ معنایی
جنگ ۱۲روزه تنها یک واقعه سیاسی نبود؛ آزمایشگاهی بود برای سنجش میزان وابستگی جوامع به فناوری، روایت و اطلاعات.
در این جنگ، نه تنها موشکها و پهپادها، بلکه رسانهها، شبکههای اجتماعی و سامانههای هوش مصنوعی به میدان آمدند.
هر کلیک، هر تصویر و هر شایعه، بخشی از عملیات شناختی بود که هدف آن تضعیف روان جمعی و حمله به ادراک عمومی است. در این میان، علم ارتباطات، روانشناسی رسانه و علوم شناختی به کار گرفته شدند تا ذهن را به میدان نبرد تبدیل کنند.
به بیان دیگر، علم در عصر ما، هم میتواند ابزار صلح باشد و هم میدان جنگ، تمایز این دو، به «جهت اخلاقی» آن بستگی دارد.
بازگشت به انسان؛ معنا در برابر ماشین
علم، زمانی در خدمت صلح است که انسان را در مرکز خود حفظ کند. اگر فناوری از معنا تهی شود، نه تنها آزادی نمیآورد بلکه نوعی بردگی دیجیتال ایجاد میکند.
انسان معاصر، میان دو جاذبه گرفتار است: از یک سو، میل به دانستن و پیشرفت؛ از سوی دیگر، وسوسه قدرت و کنترل.
آینده صلح جهانی در گروی آن است که علم از چنبره منطق نظامی ـ اقتصادی رها شود و به زیستجهان انسانی بازگردد.
علم، بازسازی یا بازدارندگی؟
در برابر ویرانیهایی که در جنگ ۱۲روزه و بحرانهای مشابه دیدیم، پرسش این است: چگونه میتوان علم را به خدمت بازسازی درآورد؟ پاسخ در بازتعریف رابطه علم و اخلاق است.
علم باید دوباره به گفتوگو با فلسفه، هنر و معنویت بازگردد؛ همانگونه که در دوران اسلامی، دانش در پیوند با حکمت و عدالت معنا مییافت، در غیر این صورت، هر پیشرفت علمی میتواند یک عقبگرد انسانی باشد.
روز جهانی علم در خدمت صلح، یک مناسبت نمادین نیست؛ یک هشدار تمدنی است. یادآوری این حقیقت است که جهان با سلاح هستهای نابود نمیشود، بلکه با جهل اخلاقی دانشمندانش از درون فرو میپاشد.
علم اگر از عدالت و معنا جدا شود، به ابزار سلطه بدل میشود و اگر با صلح، کرامت و حقیقت همراه شود، میتواند نجاتبخشترین نیروی عصر ما باشد.
در جهانی که جنگها هر روز هوشمندتر میشوند، شاید تنها راه رهایی، بازگشت به خرد انسانی باشد؛ خردی که بهجای ساختن سامانههای قاتل، جهان را برای زیستن مهیاتر کند.
علم، اگر در خدمت انسان نباشد، دیر یا زود، در خدمت نابودی او خواهد بود.







