افاغنه؛ نیروی کار خوب با معضلات اجتماعی
- شناسه خبر: 69556
- تاریخ و زمان ارسال: 30 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

گزارش ـ محمد بهرامی: بنایی، حفاری، چوپانی، باغداری، کشاورزی و هر کاری که بتوانند را انجام میدهند؛ کارهایی که بسیاری از جوانان ایرانی انجام نمیدهند و چون نیرویی هم برای انجامش نیست، روی زمین ماندهاند. بیشتر کارفرماها از آنها راضی هستند و هر چه که میخواهند را برایشان فراهم میکنند تا راحت بتوانند کار کنند، بله منظورم افاغنه هستند. نیروهای کاری که غیرممکن برایشان وجود ندارد، جالب اینکه به قدری در کارشان مهارت دارند که گویی شغل آباء و اجدادیشان این بوده است.
آنها ثابت کرده و نشان دادهاند، هر چقدر که در کارشان مهارت دارند، در برخوردهای اجتماعی قابل پیشبینی نیستند و نمیتوان پیشبینی کرد که در یک چالش اجتماعی، چه عکسالعملی نشان خواهند داد با این حال چه بخواهیم و چه نخواهیم آنها در بین ما زندگی میکنند و از تمام مزایایی که ایرانیان برخوردارند، بهره میبرند. هر چند در سالهای اخیر، سیاست دولت، اخراج آنها بوده تا هم امنیت بیشتری برجامعه حکمفرما شود و هم اینکه فرصت شغلی برای جوانان ایرانی فراهم شود اما آنها همچنان پس از اخراج نیز از طرق مختلف از جمله قاچاق، وارد کشور میشوند و حتی کارفرمایان بسیاری هستند که آنها را به کار میگیرند و در زمان دستگیری نیز آنها را پنهان کرده یا فراری میدهند. هر چه هست آنها اینجا هستند و داستانهای مربوط به خود را دارند و هر روز هم یک مورد جدید از آن را میبینیم و میشنویم داستانهایی که بعضا برای ما و بعضا برای خودشان دردناک است.
*کتک زدن وحشتناک دوست در یک مهمانی!
هنوز به خوبی به خاطر دارم، سال 87 بود که وارد یک سوپرمارکت شدم تا چیزی بخرم، پشت سر من یک سرباز که با دستبند یک جوان افغانی را همراهی میکرد وارد مغازه شدند، سرباز رو به مغازهدار گفت: مقداری خوراکی به این مرد بدهید و خودش هم پولش را حساب میکند، مرد افغانی قیافه بسیار مظلومی داشت و من دلم برایش سوخت .
* پرسیدم: چرا این مرد را گرفتهاید؟
سرباز گفت: یک هفته است که ما را سر کار گذاشته است!
* پرسیدم: چرا؟
گفت: با دوستش درگیر شده و او را به شدت کتک زده است، در حدی که بدبخت معلوم نیست زنده بماند!
* پرسیدم: به چه دلیل؟
گفت: اینها چند کوچه پایینتر پارتی داشتند که در پارتی دعوایشان میشود، با اعلام همسایهها ما به محل رفتیم و این مرد را به همراه چند نفر دیگر دستگیر کردیم، البته کسی که کتک خورده در بیمارستان است و وضعیت خوبی هم ندارد!
* پرسیدم: چرا شما را سر کار گذاشته است؟
گفت: یک هفته است که تمام هزینههایش را به گردن کلانتری انداخته است و میگوید من پول ندارم، او را تفتیش بدنی کردیم و دیدیم که 850 هزار تومان پول را در لباسهایش مخفی کرده است! حالا هم آوردهام با پول خودش برایش خوراکی بخرم.
* پرسیدم: تکلیفش چیست؟
سرباز گفت: نمیدانم اما به قیافه مظلومش نگاه نکن، همین الان آزادش کنیم، میرود و یک نفر را میکشد! اینها را نمیشود شناخت، ظاهر موجهی دارند اما قابل اعتماد نیستند.
*درگیری با کارفرما بر سر یک ادعا!
سالها از این قضیه گذشت و من در همان مغازه بودم، مرد جوان افغانی، همراه یک سرباز وارد مغازه شد، صورت و لباسهایش خاکی بود و گوشش نیز پاره شده بود، لخته خون خشک شده همچنان بر روی گوشش بود، وارد مغازه شد تا موجودی حسابش را بگیرد، موجودی گرفت و در حالی که داشت به سرباز همراهش نگاه میکرد، مضطرب و نگران، آماده خروج از مغازه شد.
* از سرباز پرسیدم: چرا صورتش زخمی است؟
گفت: با کارفرمایش دعوا کرده .
* پرسیدم: چرا؟
گفت: خودش مدعی است که کارفرمایش از حساب او پول برداشته است!
* پرسیدم: چرا؟ مگر طلبکار بوده است؟
سرباز گفت: نمیدانم ولی وقتی دعوایشان میشود، او (کارفرما) این (مرد افغانی) را کتک میزند و این هم سوییچ ماشین کارفرمایش را برمیدارد و فرار میکند.
اما اصل ماجرا: مردی برای چرای گوسفندانش یک افغانی را به خدمت میگیرد و بعد از مدتی که از کار چوپانش رضایت نداشته او را متهم به دخل و تصرف در تعداد گوسفندان میکند و با درگیری با چوپان، کارت بانکی او را گرفته و مبلغی از حسابش برداشت میکند، چوپان افغانی نیز که از کار این کارفرما به شدت شاکی بوده با او درگیر شده و با برداشتن سوییچ ماشین، میگریزد، کارفرما به کلانتری رفته و طرح شکایت میکند، با دستگیری چوپان و انتقال خودرو به کلانتری، موضوع در دستور کار پلیس قرار میگیرد.
مرد افغانی همه چیز را کتمان میکرد و معتقد بود که هیچ خیانتی در امانت نکرده است: «دروغ میگوید، من هیچ کاری نکردهام این را بهانه کرده که از حساب من پول بردارد، تازه مرا کتک هم زده است.»
سرباز، دست مرد افغانی را گرفت و از مغازه خارج شدند و من داشتم تمام داستانها و اتفاقاتی که در این سالها به واسطه وجود افغانه در استان دیده و شنیده بودیم را در ذهن خود مرور میکردم. اتفاقاتی که بعضی از آنها، بسیار وحشتناک بودند و حتی یادآوریشان نیز دردناک بود.
* حضور افاغنه در ایران، خوب یا بد؟
شکی نیست که افاغنه نیروی کار بسیار خوبی هستند و کارهایی که آنها در ایران انجام میدهند را هیچ جوان ایرانی انجام نمیدهد و یا حداقل افراد بسیار کمی هستند که این کارها را انجام میدهند اما آیا واقعا قابل اعتماد نیز هستند؟ در برخی موارد نیز شاهد بودهایم که واقعا حق این افراد ضایع شده است، نمونههایی که خودم شاهد آن بودهام، مثلا اینکه 4 نفر کارگر افغانی برای حفر چاه قراردادی را به صورت شفاهی مطرح کرده بودند اما چون کار را زودتر از موعد تحویل داده بودند، کارفرما مدعی بود که سرش کلاه رفته و نصف پول آنها را نمیداد!
اینکه حضور افاغنه در کشور باعث پیشرفت در برخی کارها از جمله ساخت و سازها شده است، یک واقعیت است اما اینکه امنیت شهروندان با حضور آنها به خطر افتاده نیز یک بعد دیگر ماجرا است که نباید از آن گذشت. باید برای حضور آنها در کشور چارهای اساسی اندیشید، یا آنها را اصلا راه نداد و یا تمهیدی اندیشید که نتوانند امنیت مردم را به خطر بیندازند.









