آموزش موسیقی در کشور ما نیاز به بازنگری جدی دارد
- شناسه خبر: 49256
- تاریخ و زمان ارسال: 21 آذر 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

محمدرضا مقدم
مقدمه
«محمدعلی امیرجاهد» نام شناخته شده و ماندگاری در تاریخ ادبیات معاصر و به ویژه تصنیف سرایی است. وی سال 1275 در تهران متولد شد و پس از چند دهه زندگی ادیبانه و همنشینی و همکاری با بزرگان سرانجام سال 1356 درگذشت. از وی تصانیف ماندگار و خاطرهانگیزی در حافظه موسیقی ایران به جای مانده و در زمان حیاتش نیز بسیاری از سرودههایش با صدای بانو قمرالملوک وزیری و با همراهی ارسلان درگاهی و مرتضی نیداوود بر روی صفحات 78 دور ضبط شده است.
امیرجاهد، جایگاه ماندگاری در موسیقی ایرانی دارد و هنوز بسیاری از آثارش توسط خوانندگان بازخوانی میشود که مورد توجه و اقبال مخاطبان قرار میگیرد. از ماندگارترین تصانیف او میتوان به «به گردش فروردین» و «در بهار امید» با صدای قمر، «هزاردستان» با صدای قمر و شجریان اشاره کرد.
وی در سال 1330 پس از بازنشستگی از مجلس شورای ملی، از سوی وزارت فرهنگ و هنر به عنوان دبیر «انجمن اشاعه و اعتلای موسیقی» منصوب شد و در همان دوران هنرستان آزاد موسیقی ملی (هنرستان شبانه موسیقی) را تشکیل داد که خودش تا چندین سال مدیریت آن را بر عهده داشت. تاسیس هنرستان آزاد را نیز میتوان یکی از خدمات امیرجاهد به هنر فاخر موسیقی ایرانی دانست.
به پاس قدردانی از این تصنیفسرای فقید، از سال 1397 جشنوارهای با عنوان «جشنواره ملی موسیقی امیرجاهد» به همت خانه- موزه دکتر معین برگزار میشود که از همان ابتدا موفق به جلب رضایت هنرمندان و صاحبنظران شد و توانست بستر و فرصتی را ایجاد کند که هنرمندان جوان از سرتاسر شرکت کنند و تواناییهایشان را به منصه ظهور برسانند. ناگفته نماند که بانو «مهین امیر جاهد» دختر محمدعلی امیرجاهد همسر دکتر محمد معین چهره ماندگار و محقق ادبیات و واژهپژوهی بود.
ششمین دوره این جشنواره با حضور چشمگیر هنرمندان قزوینی همراه بود. مدتی پیش گفت و گویی داشتیم با سیناز مهدوی و علی ثقفی، دو هنرمندی که موفق شدند رتبه دوم جشنواره را به خود اختصاص دهند و در این نوشتار پای صحبتهای «مصطفی عبادی» نشستهایم. گروهی متشکل از سه هنرمند نوجوان به سرپرستی او موفق شدند تحسین همگان را برانگیزند و با شایستگی رتبه نخست گروهنوازی جشنواره امیرجاهد را برای قزوین به ارمغان بیاورند.
عبادی یکی از باتجربهترین مدرسان موسیقی در قزوین محسوب میشود و سال گذشته کتاب «اوزان موسیقی ترک» اثر فخرالدین یارکین را به فارسی ترجمه کرد. جدا از مباحث جشنواره، فرصت را غنیمت دانستیم و اندکی در مورد وضعیت آموزش موسیقی در قزوین بحث کردیم که شرح آن در ادامه تقدیم شما هنردوستان میشود.
n در ابتدا لطفا از حضور در جشنواره ملی موسیقی «امیر جاهد» بگویید.
تابستان سال جاری از طریق یکی از هنرجویانم متوجه شدیم که دوره ششم جشنواره امیرجاهد برگزار میشود. از نیمههای تابستان شروع کردیم به تمرین کردن. اعضای گروه را از افرادی که در جشنواره زیر 18 سال هنرجویان موسیقی قزوین رتبه اول به دست آورده بودند، انتخاب کردم. به این ترتیب یک گروه سه نفره تشکیل دادیم و شروع به تمرین کردیم. خوشبختانه بچهها مستعد بودند و خیلی جدی تمرین کردند و در نهایت موفق شدند رتبه نخست بخش گروهنوازی را به دست آورند.
n در مورد روند جشنواره توضیح دهید و آیا اطلاع دارید چند گروه در جشنواره شرکت کرده بودند؟
جشنواره شامل دو بخش ضبط آثار و اجرای صحنهای بود. ابتدا فیلم اجرای گروه را به دبیرخانه ارسال کردیم؛ شهریورماه اعلام کردند که کار بچهها به مرجله بعدی راه یافته و برای اجرای صحنهای باید به تهران برویم. طبق اعلام دبیرخانه 1780 اثر از سرتاسر کشور به دبیرخانه ارسال شده بود که از بین آنها یک تعداد برای اجرای صحنهای انتخاب و در مرحله آخرطبق نظر هیات داوران گروههای اول، دوم و سوم انتخاب شدند.
n با توجه به تعداد زیاد گروههای حاضر در جشنواره، رقابت در چه سطحی بود؟
گروههای خیلی خوبی شرکت کرده بودند. گروه هنرستان اصفهان شرکت کرده بود که خیلی خوب بودند. از شهر کاشان یک آنسامبل زهی و همچنین یک گروه سازهای ایرانی حضور داشتند که خیلی مستعد بودند. از سنندج و کرمانشاه هم گروههای خوبی حضور داشتند و همچنین گروههای تهرانی که معمولا قوی هستند و به ویژه گروه هنرستان تهران که به نظرم کارشان خیلی خوب بود.
امیدوارم هنرستان قزوین هم به موضوع گروهنوازی هنرجویان اهمیت ویژهای بدهد. چون بچههایی که از هنرستانهای استانهای مختلف در جشنواره شرکت داشتند واقعا قوی بودند. بچههای هنرستان تهران تریو اجرا کردند که شامل ویولنسل، ویولن و پیانو که عالی بودند. در مجموع باید بگویم رقابت بین گروهها خیلی نزدیک بود؛ حتی در یک سری از گروههای سنی رتبهها را مشترک اهدا کردند چون خیلی تفاوتی بین آنها وجود نداشت. همین موضوع جذابیت جشنواره را دو چندان کرده بود.
n جشنواره شامل چه بخشهایی بود؟
جشنواره در سه بخش دونوازی، گروهنوازی و گروهنوازی کوبهای برگزار شد. من سرپرستی یک گروه از قزوین را بر عهده داشتم که در بخش گروهنوازی و در رده سنی ب رتبه نخست را به دست آورد. هنرمندان این گروه عبارت بودند از: محمدحسین نظری- سنتور، طهورا نصیری ـ تنبک، معصومه عبدالهی- کمانچه.
گروه دیگری از قزوین در جشنواره حضور داشت که من بر تمرینات و انتخاب قطعاتشان نظارت داشتم که در بخش دونوازی و در رده سنی ج، به رتبه سوم رسید و شامل: مانی عربپور- سنتور و ماهی قویدل- تنبک بود. ناگفته نماند که یک گروه دیگر از قزوین که متشکل از سیناز مهدوی و علی ثقفی بود در جشنواره حضور داشت که آنها نیز به رتبه دوم رسیدند.
n چه قطعاتی برای اجرا انتخاب کرده بودید؟
آثار جاوید نام پرویز مشکاتیان و نیز یک تصنیف از عارف قزوینی.
n انتخاب قطعات بر اساس توانایی اعضای گروه بود؟
پرویز مشکاتیان از آن دسته آهنگسازانی است که رپرتوار دارد. شما میتوانید از یک دستگاه، پیشدرآمد و هم چهارمضراب و هم تصنیف انتخاب کنید. گروه ما، درآمد افشاری «گلنوش» و چهارمضراب «دل انگیزان» را اجرا کرد و متاسفانه زمان برای اجرای تصنیف عارف نداشتیم.
در مورد انتخاب قطعات باید بگویم که بر اساس سلیقه شخصی بود ولی قطعا سلیقه شخصی به تنهایی نمیتواند ملاک باشد. باید در نظر گرفت که آیا بچهها توانایی اجرای قطعات انتخاب شده را دارند یا نه. چون توانایی بچهها را میشناختم تصمیم گرفتم از نقطهای شروع کنیم که خودمان از سن بالا شروع کرده بودیم. خیلی خوب جواب گرفتیم و بچهها خیلی مورد تشویق داوران قرار گرفتند. از تعریف داوران متوجه شدم که گروه ما قطعا حائز رتبه شده است. خیلی خوشحال شدم که گروه قزوین در این جشنواره رتبه آورده و خیلی تاکید کردم که حتما عنوان شود ما از قزوین شرکت کردهایم.
n معمولا آثار استاد مشکاتیان توسط گروههای بزرگ اجرا میشود. چرا شما سه نوازنده را برای گروه انتخاب کردید؟
برای اجرای «بیداد» و «چکاد» از گروه کوچک نمیتوانید صدای مطلوب بگیرید. به همین دلیل انتخاب رپرتوار خیلی مهم است. ولی در مورد آثار بیات ترک و افشاری که توسط مشکاتیان ساخته شده است، اگر نوازندهها خوب باشند و تمیز ساز بزنند میتوانید صدا خوبی از گروه بگیرید که در گروه ما خوشبختانه این اتفاق افتاد و من خیلی راضی بودم.
n چه برنامهای برای آینده گروه دارید و تمرینات گروه همچنان ادامه دارد؟
هدف ما حفظ گروه و ادامه تمرینات است. قصد داریم برای سال آینده مجددا در جشنواره شرکت کنیم البته با نوازندههای بیشتر. من سختگیریهای زیادی برای انتخاب نوازندهها دارم. چون معتقدم بچههایی که کنار هم مینشینند باید متجانس باشند و اگر نباشند نمیتوانیم صدای خوبی از گروه دریافت کنیم. تمرینات را به صورت مستمر ادامه میدهیم و قصد داریم در تمام رویدادهای استانی و کشوری شرکت کنیم.
n به نظر شما شرکت در جشنواره صرف نظر از کسب رتبه چه تاثیری برای آینده هنری اعضای گروه دارد؟
بعد از جشنواره احساس میکنم بچهها نسبت به قبل بهتر تمرین میکنند و گوش به زنگ هستند تا در جشنوارهها و رویدادهای دیگر نیز شرکت کنند. این موضوع یعنی جشنواره به بچهها اعتماد به نفس تزریق کرده است. به نظرم بچهها آنقدر اعتماد به نفس به دست آوردهاند که قادر هستند هر قلهای را فتح کنند؛ در صورتی که قبل از جشنواره خودشان را با گروههای دیگر مقایسه میکردند و احساس ترس داشتند. مردد بودند و میگفتند با حضور این همه نوازنده خوب تهرانی اصلا ما نمیتوانیم رتبه بیاوریم.
بخش مهمی از فعالیت من به آموزش اختصاص دارد و دوست دارم که حداقل چند شاگرد خوب در این زمینه تربیت کنم تا در آینده بتوانند موسیقی قزوین را تحت تاثیر خودشان قرار دهند. جدا از مهارت نوازندگی، اعتماد به نفس برای اجرای حضوری خیلی مهم است. خوشحالم از این که جدا از کسب رتبه، جشنواره در روند افزایش اعتماد به نفس بچهها تاثیر مثبتی داشت. این موضوع به رشد شخصی آنها کمک میکند و هم آینده هنریشان را تحت تاثیر قرار میدهد.
n به موضوع آموزش اشاره کردید؛ همان طور که میدانید پیشرفت هنرجو بستگی به آموزش صحیح دارد؛ آموزش موسیقی در قزوین را چگونه ارزیابی میکنید؟
آموزش موسیقی نه تنها در قزوین، بلکه در کل کشور ضعفهای زیادی دارد. بعد از مشروطه، آموزش مکتبی تبدیل به آموزش آکادمیک میشود ولی همچنان ضعفهای زیادی وجود داشته است. آموزش مکتبی راه خودش را ادامه میدهد و به نظرم کار خودش را به خوبی انجام میداده. ولی در بخش آموزش آکادمیک خیلی از مسائل نادیده گرفته شد.
باید برگردیم و تمام کتابهایی را که در طول این سالها ترجمه، تالیف و تدریس شده را مورد بررسی قرار دهیم. اکثر کتابهای آموزشی ما مشکلات ساختاری دارند و اگر برطرف نشوند نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد.
در قزوین هم به نسبت بیست سال پیش که ما کلاس میرفتیم تفاوت خیلی زیادی احساس نمیشود. همان مسائل بیست سال پیش دارد تکرار میشود و متاسفانه رویکردهای آموزشی ما تغییر چندانی نکرده است. شاید در یک یا دو ساز مثل قانون و عود اتفاقات خوبی افتاده باشد. این سازها خیلی مهجور بودند و امروز آموزش آنها با جدیت انجام میشود؛ ولی در مجموع سیستم آموزش موسیقی در کشور ما نیاز به اصلاح دارد.
n شما در متد آموزشی خودتان به سمت اصلاح رفتید؟
حدود 17 یا 18 سالی است که مشغول تدریس هستم و نتیجه تغییراتی که ایجاد کردهام را به تازگی احساس میکنم. تمام آن آزمون و خطاها امروز برای من تبدیل به یک متد آموزشی شده است. یکی از مشکلات در این زمینه این است که ما هیچ کدام برای آموزش تربیت نشدهایم. کسی که در اروپا پداگوژی میخواند در پایان متخصص آموزش میشود. ما خیلی چیزها را به صورت تجربی یاد گرفتیم و به دست آوردیم و این تجربهها را امروز در کلاسهای خودمان و از همان سطح ابتدایی تدریس میکنیم. اتفاقا مهمترین نقص ما در دوره ابتدایی است. طبق تجربهای که دارم یک سری تغییرات در همان دوره ابتدایی ایجاد کردم که بعد از 17 سال به ثبات رسیده است که شرح جزئیاتش نیاز به بحث مفصل دارد.
به نظرم این موضوع نیازمند مباحث جدی است. امیدوارم مباحث آموزشی در سطح کلان دستگاههای ذیربط مورد توجه قرار بگیرد. اضافه شدن رشته پداگوژی به دانشگاهها میتواند خیلی به حل این مشکل کمک کند و مطمئنا با استقبال خیلی خوبی همراه خواهد شد چون تدریس، محل اصلی درآمد فعالان حوزه موسیقی است.
n ضمن تشکر از همراهی شما اگر صحبت خاصی باقی مانده است بفرمایید.
ما بدون هیچ چشمداشتی کار میکنیم که خودمان راضی باشیم و این احساس رضایت از هر چیزی برای ما با ارزشتر است.








