آهسته بشتاب
- شناسه خبر: 70965
- تاریخ و زمان ارسال: 19 آبان 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نسرین منتظری
قول معروفی از کارل اونوره وجود دارد که میگوید: «همه میخواهند سرعت زندگی را کاهش دهند و البته میل دارند این کار سریعتر انجام شود.» شتابزدگی خلاصه زندگی دیجیتال در قرن بیست و یکم است و برای شهروندی در هر کجای کره زمین تاثیر این پدیده قابل مشاهده هست. حتی گفته میشود که میانگین سرعت حرکت انسانها در طول روز نسبت به پنجاه سال گذشته بیشتر شده. همه اینها و بسیار بیش از این، نشات گرفته از سبک زندگی و سرعتی است که ما را در طول روز به تکاپو میاندازد و برای برآورده کردن سادهترین نیازها به تقلایی مضاعف میاندازد. تا همین چند وقت پیش اصطلاح «خرید تا از پای افتادن(Shop till you drop) » شوخی روزمره آدمهای کوچه و خیابان بود و تفریحی شهری محسوب میشد. امروز همه ما بخش عمدهای از خریدهای روزمره را هم آنلاین انجام میدهیم چون فرصت تا نزدیکترین فروشگاه رفتن را هم نداریم. چطور شد که زندگی در طول کمتر از پنجاه سال چنین تغییر شگرفی را تجربه کرد؟ آیا ارزشش را داشت؟ و چطور میتوان فرصت برای زیر باران راه رفتن و بوی خاک را حس کردن و تغییر فصلها را حس کردن، ایجاد کرد؟
ماریان ولف پژوهشگر علوم شناختی و روانشناسی زبان در دانشگاه یوسیالای آمریکا و موسس مرکز مطالعات زبان و خواندن در دانشگاه تافتس بوده و مطالعات خود در حوزه زبان را از دوره جوانی و با شروع تجربه تدریس خیریه در مدارس دورافتاده ایالت هاوایی آغاز کرده است. برای او در ابتدا به عنوان یک آموزگار این مساله حائز اهمیت بود که چه چیزی در خاطره ژنتیکی، آموزش و محیط افراد مختلف عامل تاثیرگذارتری در آموزش زبان و پس از آن شناخت و تفسیر دنیا توسط افراد مختلف است. به عنوان یک آموزگار جوان و پرانگیزه، او یادگیری صحیح زبان را مرزی برای کشف دنیا میدانست و معتقد بود این آموزش اگر به نحو شایستهای صورت پذیرد، فرصت برابری برای رشد به همه انسانها داده خواهد شد. مطالعات او در حوزه زبان گسترش پیدا کرد و به تاثیر دنیای دیجیتال در حوزه شناخت و یادگیری گسترش پیدا کرد. او در پژوهشهای خود به تاثیر دنیای دیجیتال، ارتباط مستمر با لپتاپ و اینترنت و دسترسی کودکان به تمامی این رسانهها میپردازد. این کتاب شرح تحقیقات او در حوزه یادگیری در سالهای معاصر است. شاید کتاب راه حلی یک خطی برای رفع شتاب زدگی ارائه نکند اما آگاهی از تاثیر این سبک زندگی، شاید هر یک از ما را به ساختن راهی برای گریز از شتاب رهنمون سازد.
در متن کتاب میخوانیم: «کافی است خود را بکاوید. شاید پی ببرید که هرچه بیشتر از روی نمایشگاهها و دستگاههای دیجیتال میخوانید، کیفیت توهمتان چگونه تغییر میکند. وقتی میخواهید خود را در کتابی غرق کنید که روزگاری اثر مورد علاقهتان بود، حس کنید جای چیزی نامحسوس خالی است. مثل وقتی عضوی از بدنتان را از دست میدهید. یاد آن روزگاری میافتید که خواننده دیگری بودید. اما نمیتوانید آن «روحِ با دقت» را با همان حمیّت و شور و شری که روزگاری هنگام غرقشدن در دنیای کتابها احساس میکردید، این امر در کودکان دشوارتر هم هست. چون توجه آنها مدام با محرکهایی که هرگز در مخزن دانششان تثبیت و تحکیم نمیشود، جابهجا میشود. این یعنی اساس و محور تواناییشان در قیاس و استنباط چیزهای کمتر و کمتر تکامل مییابد. ذهنهای خوانشگر جوان در حال تغییر و بیشتر افراد اصلا دلواپس نیستند. حال آنکه امروزه جوانان بیشتر و بیشتری جز خواندنیهای اجباری چیزی نمیخوانند و خیلی اوقات همان را هم نمیخوانند و مینویسند.
: tl,dr که یعنی too long, didn’t read»





