آزادسازی خرمشهر و کنترل تنگه هرمز هر دو نقطه عطف هستند
- شناسه خبر: 83994
- تاریخ و زمان ارسال: 12 خرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، فرهاد درویشی، عضو هیات علمی دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، در این نشست گفت: لازم است که یاد و نام شهدای عملیات بیتالمقدس را که منجر به آزادسازی خرمشهر شد گرامی بداریم، و همینطور یاد و نام فرماندهانی که در آن عملیات نقش فرماندهی داشتند ولی در جنگهای دوم و سوم یعنی جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه به شهادت رسیدند؛ افرادی چون شهید رشید، شهید باقری، شهید محرابی و بسیاری از پیشکسوتان دوران دفاع مقدس که در این دو جنگ اخیر به شهادت رسیدند.
آزادسازی خرمشهر و کنترل تنگه هرمز هر دو نقطه عطف هستند
وی افزود: در مورد شباهتها، برداشتی که من به عنوان یک ناظر بیرونی دارم این است که هر دوی اینها چه آزادسازی خرمشهر، چه کنترل تنگه هرمز یک نقطه عطف راهبردی هستند. اگر تاریخ جنگ را بخواهید مطالعه کنید، همیشه میتوانید از آزادسازی خرمشهر به عنوان یک نقطه عطف یاد کنید. نقطه عطفی که آنچه را قبل و بعد از خود بود از یکدیگر تفکیک میکند. در مورد کنترل تنگه هرمز هم همینطور است. به نظر من، وقتی پرونده بسته شود، ناظران و مورخان حتماً از آن به عنوان یک نقطه عطف یاد خواهند کرد؛ که برای اولین بار ایران علیرغم شعارهایی که ممکن بود از مراجع رسمی یا غیررسمی، یا به صورت تبلیغاتی و رسانهای داده شده باشد به صورت عملی از تاریخی مشخص، به دلایلی، تنگه را تحت کنترل خود درآورده و اعلام کرده که رفتوآمد کشتیها چه تجاری، چه نظامی باید تحت نظر من صورت گیرد. پس این یک نقطه مشترک است.
وی ادامه داد: نقطه اشتراک دیگری که میتوان از آن یاد کرد، اثر روانی بالایی است که این دو پدیده داشتند؛ چه در داخل کشور، چه در سطح منطقه و بینالملل. آزادسازی خرمشهر و کنترل تنگه هرمز، اثرات روانی گسترده و غیرقابلانکاری بر مردم داخل ایران، مردم سطح منطقه و افکار عمومی جهان داشتهاند که کسی نمیتواند آن را نادیده بگیرد. نقطه سوم مشترک، توانایی این دو مقوله در بر هم زدن موازنه قواست.
کنترل تنگه هرمز، موازنه قوا را به نفع ایران برهم زد
درویشی گفت: در ارتباط با تنگه هرمز هم همین مسئله صادق است. در جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه، خسارات انسانی و نظامی پایگاههای نظامی، پادگانها، ساختمانهای متعدد و حتی تلفات غیرنظامی به ما وارد شد. ما هم متقابلاً توانستیم پایگاههای آنها را که در منطقه بودند یا خود سرزمین اسرائیل را مورد هجمه قرار دهیم؛ ولی آنچه موازنه را به هم زد، مخصوصاً بعد از اینکه آمریکاییها اعلام کردند که از طریق محاصره، اهداف جنگ را محقق میکنند، به دست گرفتن کنترل و مدیریت تنگه هرمز بود. اگر امروز میبینید که آمریکاییها حاضرند پای میز مذاکره بیایند و تن به چیزهایی بدهند که در شرایط عادی حاضر به آن نبودند، این برهم خوردن موازنه قواست که از طریق کنترل تنگه هرمز نصیب ما شد؛ و این کنترل، به نوعی معتبر بودن توان تحلیلی ما را به منصه ظهور رساند.
نه دچار خود بزرگبینی شویم، نه دچار خودکمبینی؛ نه دشمن را خیلی بزرگ بدانیم، نه خیلی ناچیز
وی ادامه داد: دوستان نظامی و سیاسی ما باید متوجه باشند که این اهرم فشار و چانهزنی، اگر با برخی چیزهای دیگر آمیخته شود، ممکن است اثر معکوس هم بدهد؛ و باید در این مورد دقت شود. به هر حال، مدیریت ریسک در بحث کنترل تنگه هرمز بسیار بالاتر است و قابلیت کنترل آن کمتر است نسبت به مثلاً بحث آزادسازی خرمشهر. ما باید دقت کنیم که در نوع برخوردمان، نوع سیاستهایی که پیش میبریم و نوع شناختی که از واقعیتها داریم، نه دچار خودبزرگبینی شویم، نه دچار خودکمبینی؛ نه دشمن را خیلی بزرگ بدانیم، نه خیلی ناچیز. هر کدام از این اشتباهات، تناسب بین اهداف و منابع را برهم میزند و در نتیجه میتواند راهبرد ما را با شکست مواجه سازد.







