جهش قیمت ارزاق پس از بازگشت جنگ
- شناسه خبر: 87590
- تاریخ و زمان ارسال: 5 مرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

بحران تنگه هرمز پس از نقض تفاهمنامه توسط آمریکا، قیمت مواد غذایی را به سطوح بیسابقهای رساند
آرش صالحی ـ نقض تفاهمنامه ایران و آمریکا در تابستان ۲۰۲۶ تنها به یک درگیری نظامی محدود نشد. این اقدام مثل زنجیرهای از علت و معلولها از بسته شدن شریانهای نفتی جهان آغاز و به آشفتگی بازارهای انرژی، جهش قیمت نهادههای کشاورزی و در نهایت افزایش بیسابقه قیمت کالاهای اساسی و ارزاق عمومی در سراسر جهان و به ویژه ایران دامن زد؛ به طوری که امروز مردم تخممرغ را شانهای 531 هزار تومان در بازار خریداری میکنند که برابر با بیشترین قیمت این محصول در اوج جنگ ایران با آمریکا بوده و از قیمت 340 هزار تومانی این محصول در روز بعد از اعلام انعقاد تفاهمنامه بیش از 56 درصد افزایش قیمت داشته است. افزایش قیمتی که البته از رشد قیمت دلار تا حدود 190 هزار تومان هم تأثیر زیادی پذیرفته است. گزارش پیش رو از ابعاد این بحران اقتصادی و تأثیر عمیق آن بر سفره مردم را ارائه میدهد.
وقتی یک تفاهمنامه، امنیت غذایی جهان را گروگان میگیرد
در اواسط ژوئیه ۲۰۲۶ خبری که بسیاری از تحلیلگران اقتصادی از آن هراس داشتند، به واقعیت پیوست. اجرای تفاهمنامه با آمریکا به دلیل نقض تعهدات از سوی واشنگتن متوقف شد و این اقدام پایانی بود بر یک دوره کوتاه آرامش نسبی که در سایه یک توافق موقت، بر بازارهای جهانی سایه افکنده بود.
با این حال، آنچه که بیش از هر چیز، نگرانیهای جهانی را برانگیخت، نه صرفاً بازگشت به حالت قبل از توافق، بلکه تشدید تنشها و اعمال مجدد محاصره دریایی بر بنادر ایران و تهدید به بستن کامل تنگه هرمز بود. این رویداد، زنگ خطری برای امنیت غذایی جهانی بود، زیرا تنگه هرمز بهعنوان یکی از حیاتیترین نقاط گلوگاهی جهان نه تنها گذرگاه ۲۰ درصد از نفت و گاز جهان بلکه مسیر انتقال ۲۰ تا ۳۰ درصد از کودهای شیمیایی حیاتی برای کشاورزی است.
ازسرگیری جنگ، صرفاً یک درگیری نظامی نبود؛ بلکه آغازگر یک بحران عمیق اقتصادی با تأثیری مستقیم بر هزینههای تولید، زنجیره تأمین مواد غذایی و در نهایت، قدرت خرید مصرفکنندگان در سراسر کره زمین شد.
نفت و گاز؛ موتور محرکه تورم در کمین
نخستین و آشکارترین تأثیر ازسرگیری جنگ، بر بازار انرژی بود. تنها با اعلام نقض تفاهمنامه، قیمت نفت برنت با جهشی قابلتوجه به بیش از ۹۰ دلار در هر بشکه رسید. این افزایش، بازتابی از نگرانیها نسبت به اختلال جدی در عرضه نفت از خاورمیانه بود. اما این افزایش قیمت، تنها به پمپ بنزینها ختم نمیشود.
هادی کلهزاده، اقتصاددان ایرانی و پژوهشگر دانشگاه برندایس، در این باره هشدار داد که هزینههای جنگ و محاصره دریایی آمریکا برای ایران «بسیار قابلتوجه و بیسابقه بوده است» و «بار اصلی این هزینهها از طریق تورم بالاتر، فقر بیشتر و زندگی روزمره سختتر به دوش مردم عادی ایران خواهد افتاد.»
این مسئله بهویژه برای دولتمردان آمریکایی که در آستانه انتخابات میاندورهای هستند، یک معضل اساسی محسوب میشود. تیمور رحمانی، اقتصاددان دانشگاه تهران، نیز در روزنامه «دنیای اقتصاد» به سیاستهای حمایتی دولت از جمله افزایش ۶۰ درصدی حداقل دستمزد و برنامههای کوپن کالاهای اساسی اشاره کرده و هشدار داده است که این سیاستها خود به تورم دامن زدهاند .
از کود تا سفره؛ شوک قیمتی در زنجیره تأمین غذا
تأثیرات مخرب ازسرگیری جنگ، به سرعت از بخش انرژی به بخش کشاورزی و صنایع غذایی سرایت کرد. اختلال در عبور کشتیها از تنگه هرمز، صادرات کودهای شیمیایی از کشورهای حاشیه خلیجفارس را با بحران مواجه ساخت. بر اساس گزارش موسسه تحقیقات سیاست غذایی بینالمللی (IFPRI) قیمت اوره در بازارهای خاورمیانه با افزایش چشمگیری مواجه شد. محمد فرزانگان، استاد اقتصاد خاورمیانه از دانشگاه ماربورگ، پیشتر هشدار داده بود که جنگ میتواند چندین میلیون ایرانی را به زیر خط فقر بکشاند. اگرچه او نظری مستقیم درباره کود ارائه نداده، اما تحلیلهای او از فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ، با موضوع افزایش هزینههای تولید و کاهش قدرت خرید همخوانی کامل دارد .
تحلیلگران اقتصادی نیز بر این باورند که بیش از یکچهارم تجارت جهانی کودهای نیتروژنی از تنگه هرمز عبور میکند. رحمان سعادت، اقتصاددان در گفتوگو با خبرنگار ولایت به موضوع تورم انتظاری اشاره کرده و معتقد است «بخشی از افزایش قیمتها بیش از آنکه ناشی از واقعیتهای اقتصادی باشد، به تورم انتظاری و فضای روانی بازار بازمیگردد.»
به گفته او، حتی پیش از اجرای رسمی سیاستهای اقتصادی، صرف مطرح شدن موضوع تغییر نرخها، موجب افزایش قیمت کالاها میشود و مدیریت، انتظارات تورمی را به یک اولویت حیاتی تبدیل میکند .
قیمت کالاهای اساسی: جهشی که از کنترل خارج شد
همزمان با افزایش هزینههای تولید و حملونقل، قیمت کالاهای اساسی در بازارهای جهانی و بهویژه در کشورهای درگیر جنگ و منطقه، به شدت افزایش یافت. در ایران، جنگ وضعیت را به یک فاجعه اقتصادی تبدیل کرد. بر اساس گزارشهای محلی، قیمت روغن خوراکی تا ۴۳۰ درصد، تخممرغ ۳۴۵ درصد، برنج ۲۸۷ درصد و شیر ۱۳۹ درصد نسبت به قبل از جنگ افزایش یافته است. قیمت نان که همواره بهعنوان یک کالای یارانهای در ایران حفظ میشد، تا دو برابر افزایش یافت.
گزارشهای میدانی خبرنگار ولایت نشان میدهد که قیمت مرغ و گوشت بره ۴۵ درصد، برنج ۳۱ درصد و تخممرغ ۶۰ درصد نسبت به دوره قبل از جنگ افزایش یافته است .
مجید گودرزی، تحلیلگر اقتصادی نیز در گفتوگو با خبرنگار ولایت به یکی از ریشههای تاریخی این بحران اشاره میکند: نظام چندنرخی ارز. او معتقد است که تخصیص ارز با نرخ ترجیحی برای کالاهای اساسی، در عمل به ایجاد رانتهای کلان انجامیده است.
همچنین یحیی آلاسحاق، وزیر اسبق بازرگانی ایران نیز تأکید دارد که کالاهای وارداتی با ارز ترجیحی نهتنها به دست مصرفکننده واقعی نمیرسید، بلکه در برخی موارد به بازار آزاد عرضه یا حتی قاچاق میشد. این ساختار معیوب، اقتصاد را در برابر شوکهای خارجی مانند جنگ، آسیبپذیرتر میکرد.
تأثیر تدریجی اما پایدار: واقعیتهای تلخ بازار
یکی از مهمترین جنبههای این بحران، ماهیت تدریجی اما پایدار آن است. کارشناسان اقتصادی بر این باورند که اثرات کامل افزایش قیمت انرژی و کود بر قیمت نهایی مواد غذایی در قفسه فروشگاهها، با تأخیر و بهمرور نمایان خواهد شد. شرکتهای تولیدکننده مواد غذایی اغلب دارای قراردادهای بلندمدت با تأمینکنندگان و خردهفروشان هستند، بنابراین ممکن است یک سال طول بکشد تا افزایش هزینهها به طور کامل به قیمت محصول نهایی منتقل شود.
مسعود کثیریفر، اقتصاددان با اشاره به تجربه اخیر حذف ارز ترجیحی و روی آوردن دولت به توزیع کالابرگ الکترونیکی، معتقد است که این سیاست از منظر نظری رویکردی صحیح است، زیرا فساد را کاهش داده و فرصت سوءاستفاده را محدود میکند.
با این حال، او و سایر کارشناسان اذعان دارند که اصلاحات ارزی در کوتاهمدت با شوک قیمتی همراه است و فشار بر معیشت خانوارها را افزایش میدهد. رحمان سعادت نیز بر این نکته تأکید دارد که در شرایط فعلی، «جامعه ظرفیت پذیرش تنش اقتصادی جدید را ندارد» و تصمیمات باید با دقت و توجه به آثار اجتماعی و معیشتی اتخاذ شود .
این بدان معناست که حتی با فرض بازگشت صلح و بازگشایی نسبی تنگه هرمز، فشار تورمی بر کالاهای اساسی برای ماهها و حتی سالها بر روی دوش مصرفکنندگان باقی خواهد ماند. تجربیات گذشته، از جمله بحران اوکراین و همهگیری کووید ـ ۱۹، نشان داده است که قیمت مواد غذایی به ندرت به سطوح قبل از بحران بازمیگردد.
ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا، نه یک شوک موقت، بلکه آغاز یک دوره جدید از بیثباتی اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی برای میلیونها نفر در سراسر جهان خواهد بود.
هزینههای فرسایشی یک بحران قابلپیشبینی
نقض تفاهمنامه ایران و آمریکا و ازسرگیری جنگ، تأثیری ویرانگر بر قیمت کالاهای اساسی و ارزاق عمومی گذاشته است. این تأثیر از طریق افزایش بیسابقه قیمت انرژی در بازارهای جهانی، اختلال در زنجیره تأمین کودهای شیمیایی و افزایش هزینههای حملونقل، به یک تورم فراگیر در بخش کشاورزی و صنایع غذایی دامن زده است.
کارشناسانی مانند هادی کلهزاده برآورد میکنند که اگرچه ایران میتواند از یک فروپاشی کامل اقتصادی جلوگیری کند، اما «هزینه اصلی از طریق تورم بالاتر، فقر بیشتر و زندگی روزمره سختتر به مردم عادی منتقل خواهد شد.»
رحمان سعادت نیز با تأکید بر لزوم کنترل شتاب تورم و مقابله با اخلالگران بازار، نقش نظارت مؤثر بر توزیع کالاها را در شرایط جنگ، حیاتی میداند و هشدار میدهد که سوءاستفاده از فضای روانی بازار، تبعات امنیتی و اجتماعی به همراه خواهد داشت .
نکته هشداردهندهتر، ماهیت تدریجی و ماندگار این تأثیرات است. آنچه امروز در بازارهای جهانی بهعنوان افزایش قیمت نفت و کود دیده میشود، طی ماههای آینده بهصورت افزایش قیمت نان، برنج، روغن و سایر مایحتاج روزمره در فروشگاهها نمایان خواهد شد. ازسرگیری جنگ، فرصت ناچیز آرامش ناشی از تفاهمنامه را از بین برد و جهان را با واقعیت تلخ جدیدی روبرو کرد؛ هزینه سنگین تنشهای ژئوپلیتیکی، مستقیماً بر سنگینترین و حیاتیترین کالاها یعنی غذا و انرژی، برای فقیر و غنی یکسان، تحمیل خواهد شد.







