بانوی آب و آیینه


پروین ارسطو
خانه رسول خدا (ص) با تولد فاطمه (س) بیش از پیش کانون مهر و عطوفت شد، در غوغای رنج‌های عظیم پیامبر عزیز که در آن هنگام در مکه با آن دست به گریبان بود، فاطمه کوچک چون نسیمی آرامش‌ بخش گونه‌های خسته پدر و مادر دردمند را هر صبح و شام نوازش می‌داد و رنج‌ روزهای پرمشقت رسالت را تسکین می‌بخشید... چه شورانگیز است دختری چنان ارجمند باشد که سید کاینات رسول اکرم (ص) بدو تسکین یابد و درباره او بفرماید... «روح من است، بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم» و این درباره فاطمه (ع)، شگفت نیست. چرا که او از زمره بزرگوارانی است که خدای جهان سزاوار ایشان در کتاب آسمانی خویش می‌فرماید: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» خدای متعال اراده فرموده است که شما اهل بیت پیامبر از هرگونه پلیدی پاک و برکنار باشید. فاطمه (س) خلاصه وجود پیامبر عظیم اسلام است. زندگی سراسر نور فاطمه (س) شایان هر گونه تقدیر آسمانی است و او برگزیده‌ای از میان بانوان در پیشگاه خداست که با قداست خویش ارجمندی زن را اثبات می‌کند، وجود فاطمه (س) به تنهایی برترین گواه آنست که زن نیز می‌تواند در اوج معنویت‌هایی که رادمردان آسمانی به آن نائل آمده‌اند؛ سیر و پرواز کند. مدفنش: به جهات سیاسی و بنا به وصیت خویش شب هنگام و مخفیانه توسط امیرمومنان علی (ع) دفن شد و تا به امروز محل دقیق قبر مطهر زهرا (س) معلوم نشده است. فرزندانش: امام حسن مجتبی (ع)، امام حسین سید الشهداء (ع)، زینب کبری، ام کلثوم و محسن که سقط شد. فاطمه نوزاد وحی و رسالت است روز جمعه بیستم ماه جمادی‌الثانی، پنج سال پس از بعثت پیامبر (ص) در بن آسمان حجاز، در دامنه‌ی کوه‌های سنگی مکه، در چشم انداز کعبه، در منزل وحی، در عرصه‌ای که دهان خداجوی پیامبر (ص) با تلاوت قرآن بر آن نور می‌پاشید؛ در خانه‌‌ای که فرشتگان آن را خوب می‌شناختند و در آن رفت و آمد داشتند، آنجا که زمزمه نماز پیامبر در صبح و شام و آوای ملکوتی تلاوت پیامبر در دل شب، زمینش را به آسمان پیوند می‌زد، در خانه امید یتیمان، در خانه‌ی دستگیری از مستندان، در خانه پناه اسیران، در خانه پیامبر (ص) و خدیجه؛ دختری چشم به جهان گشود... دختر پیامبر (ص)، نوباوه‌ی رسالت، پیکره‌ی عصمت، بشریت در یک زن، همسنگ و همسر خلافت خدا در زمین، بانوی بانوان جهان؛ فاطمه (س) بدنیا آمد. مادر فاطمه (س) فاطمه (س) پنج سال از دوران کودکی را در دامن مادر گرامی و فداکاری چون «خدیجه» پرورش یافت؛ مادری که اولین بانوی اسلام بود و پیامبر درباره او می‌فرمود: «خدیجه یکی از بهترین زنان این امت است.» خدیجه (س) چنان نزد پیامبر (ص) محبوب و محترم بود که تا حیات داشت؛ پیامبر همسر دیگری اختیار نکرد؛ و پس از اوقات او نیز بسیار از او یاد می‌نمود و حتی به دوستان خدیجه نیز احترام می‌گذاشت تا آنجا که: «گاهی به پیامبر هدیه‌ای تقدیم می‌کردند، می‌فرمود: به خانه‌ی فلان زن ببرید؛ چون او دوست خدیجه است.» «عایشه» دختر ابوبکر تصریح می‌کند: پیامبر آنقدر از خدیجه به نیکی یادمی‌کرد که یکروز به او اعتراض کردم: ای رسول خدا، خدیجه پیره زنی بیش نبود و خدا بهتر از او را به تو عطا کرده است! پیامبر (ص) خشمگین شد و فرمود: به خدا سوگند خدای متعال بهتر از او به من نداده است؛ خدیجه ایمان آورد هنگامی که دیگران در کفر بودند و مرا تصدیق کرد هنگامی که دیگران تکذیبم می‌کردند؛ اموالش را رایگان در اختیارم گذاشت هنگامی که دیگران محرومم می‌داشتند و خدای متعال نسل مرا بوسیله او قرار داد...»‌و این گویای حقیقتی بزرگ در تاریخ اسلام است، چرا که به راستی فداکاری‌های خدیجه در پیشرفت رسالت پیامبر (ص) تاثیری بسزا داشته و به گفته برخی دانشمندان: اسلام و رسالت پیامبر (ص) با جهاد علی (ع) و انفاق خدیجه (س) رونق یافت؛ یعنی خدای متعال این دو گرامی را وسیله تایید پیامبر خویش ساخت و جهاد علی (ع) و انفاق خدیجه (ع) دو عامل بزرگ گسترش و پیروزی اسلام بود و همه مسلمانان در تمامی اعصار، نعمت ایمان را پس از خدا و پیامبر (ص) به این دو گرامی مدیونند. باری، فاطمه یادگار چنان مادری و فرزند چنان پدری است؛ با وفات خدیجه (س) در سال دهم بعثت فاطمه (س) دامان پرمهری مادری عزیز و فداکار را از دست داد و از آن پس تنها فاطمه کوچک بود که جای خالی مادر را در کانون خانواده پر می‌کرد... زهد حضرت فاطمه (س) از امام صادق (ع) و نیز از «جابر انصاری» نقل شده است که: پیامبر (ص) فاطمه (ع) را دید که لباسی خشن بر تن دارد و بدست خویش(آسیا می‌گرداند) و آرد می‌کند؛ و در همان حال فرزند خود را شیر می‌دهد. اشک به چشمان پیامبر(ص) آمد و فرمود: دخترم، تلخی دنیا را بعنوان مقدمه شیرینی آخرت تحمل کن. پدر گرامی فاطمه (س) بی‌نیاز از توصیف است. پدری که خدای جهان او را صاحب «خلق عظیم» معرفی کرده و به نص کتاب الهی : «ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی ـ از هوای خویش سخن نمی گوید و آنچه بفرماید وحی الهی است» ... فاطمه (س) سراسر حیات پرنور خویش را در شعاع وحی و در سایه انسان ساز چنین پدری گذراند؛ تقریبا دو ساله بود که همراه پدر در محاصره اقتصادی کفار قریش قرار گرفت و سه سال در «شعب ابیطالب» همراه پدر و مادر و سایر مسلمانان در تحمل سخت‌ترین شرایط گرسنگی و سختی شرکت داشت. در سال دهم بعثت، اندکی پس از پایان محاصره «شعب ابی‌طالب»، مادر گرامی خویش را که رنج‌های ده سال مبارزه و تحمل و به ویژه فشار سختی‌های محاصره اقتصادی رنجورش ساخته بود از دست داد؛ فاطمه (س) بی مادر شد و این هر چند سخت رنج آور و مصیبت بار بود؛ اما بیش از پیش او را در کنار پدر و در دامان تربیت پیامبر (ص) قرار داد ... در هشت سالگی، اندکی پس از هجرت پیامبر، همراه سایر بانوان خاندان پیامبر (ص) و با همراهی علی (ع) از مکه به مدینه آمد و باز در کنار پدر قرار گرفت، در مشکلات مختلف زندگی پیامبر در مدینه، همواره فاطمه (س) با او بود؛ در جنگ احد پس از آنکه مسلمین مجبور به عقب‌نشینی و پناه گرفتن در کوه شدند؛ فاطمه (س) سراسیمه از مدینه به اردوگاه پیامبر آمد و همراه امیر مومنان علی (ع) به مداوای زخم‌های پیامبر (ص) پرداخت. فاطمه (س) با اسلام بزرگ شد. با اسلام و قرآن همراه بود، در هوای وحی و نبوت تنفس می‌کرد و می‌بالید، زندگی‌اش از زندگی پیامبر (ص) جدا نمی‌شد، حتی با وجود ازدواج و فرزندداری خانه‌اش متصل به خانه پیامبر بود و پیامبر (ص) بیش از هر جای دیگر به خانه فاطمه رفت و آمد داشت؛ هر بامداد پیامبر (ص) پیش از رفتن به مسجد به دیدار فاطمه می‌رفت و خدمتکار پیامبر (ص) می‌گوید: آن گرامی چون می‌خواست به سفری برود با آخرین کسی که وداع می کرد؛ فاطمه بود و چون باز می‌گشت پیش از دیدار هر کس نزد فاطمه می‌رفت... و سرانجام در آخرین ساعات زندگی پیامبر (ص) نیز فاطمه بر بالین او بود و می‌گریست و پیامبر عزیز او را دلداری می‌داد که پیش از دیگران به پدر خواهد پیوست. حضرت زهرا دلش از یاس بود دانه‌های اشکش از الماس بود

شنبه 19 اسفند 1396
05:06:54
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT