
(ویژهنامه نوروز 1404) حیف نیست بهار باشد و تو نباشی؟
امید مافی دو قدم مانده به پایان فصل سرد، یک نفر در نهایت سرخوشی گفت: بهار پاورچین پاورچین میآید تا پنبه بر جراحت غصههایمان بگذارد تا فکری به حال زخمهای ناسور و غمهای ناجورمان کند. من اما گفتم: بهار آن است که خود ببوید، نه اینکه تو بگویی و ما در سراشیب عمر، در این بلاروزگار زار و نزار، به ضرب کلمات رمانتیک تن به عیش منقص دهیم و برای تابلوهای مصور این حوالی جان دهیم. اما حقیقت این است که سنجد و سمنو سفرههای کوچک ما را لختی تسخیر میکنند تا چند روزی، چند ساعتی دستکم، حال دلمان خوش...








