
وظیفه پدر و مادر چیست؟
الهام علیبخشی پسر بچه کوچک شش هفت سالهای با یک کلاه روی سرش کنار مادربزرگش در مطب دکتر نشسته بود ویزیت شده بود و حالا منتظر بود تا نوبتش برسد و آمپولش را بزند همانطور که پیش مادربزرگش بود با صدای آرام ابروهایی در هم و صورتی ناراحت میگفت من آمپول نمیزنم، آمپول درد داره و مادربزرگش با کلافگی میگفت درد ندارد؛ پسر بچه دوباره میگفت چرا درد دارد من قبلا آمپول زدم میدانم درد دارد و مادربزرگ میگفت درد نداره عزیزم به خدا درد نداره، من که به تو دروغ نمیگم. ماتم برده بود باورم نمیشد دروغ به این...







