AI؛ جایی که رویاها پرواز میکنند
- شناسه خبر: 72894
- تاریخ و زمان ارسال: 12 آذر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

گفتوگو ـ آرزو سلخوری
در میان انبوه صداها و تصاویر فضای مجازی، صبا با پاهایش مینویسد، کار میکند و جهان را لمس میکند؛ دختری که با محدودیت جسمی در دو دست و یک پا به دنیا آمده، اما اجازه نداده محدودیتها جلوی رویاهایش را بگیرند و خودش میگوید: «من با پاهام زندگی کردم، جنگیدم، نوشتم، ساختم و جلو رفتم.»
از عشق به تکنولوژی تا خلق نسخه دیجیتال خودش با هوش مصنوعی، هر قدم او نشان میدهد که وقتی ابزارهای معمول را نداری، خلاقیت بهترین دوستت است و حالا، صبا آماده است تا از سفرهای مجازی، نسخه AI خود و رویاهایی که از صفحه موبایل شروع شدند، برای ما بگوید؛ داستانی که فراتر از محدودیتهاست و صدای معلولان را به جهانیان میرساند.
وقتی با صبا روبهرو میشوی، چیزی فراتر از محدودیتهای جسمیاش تو را میگیرد. نگاهش پر از قدرت و امید است، نوری که به راحتی میتواند الهامبخش هر کسی باشد.
میخواهم خودش را معرفی کند، با همان لبخند همیشگیاش میگوید: «من زینب نوروزی هستم، اما در دنیای شلوغ و مهربون اینترنت، همه منو با اسم صبا میشناسن؛ اسمی که انگار بیشتر با روحم و مسیرم جور درمیاد. متولد بهار ۱۳۶۳ هستم. فصل شکفتن … هر چند زندگی برای امتحان کردن قدرت شکوفهها، روی من کمی بیشتر حساب باز کرد!»
با صراحت ادامه میدهد: «من با محدودیت جسمی در دو دست و یک پا به دنیا اومدم، اما از همون اول یک چیز رو خوب فهمیدم: وقتی ابزارهای معمولی رو نداری، خلاقیت تبدیل میشه به بهترین دوستت. پس من هم با پاهام زندگی کردم، جنگیدم، نوشتم، ساختم و جلو رفتم.»
عشقش به تکنولوژی او را به فوقلیسانس مهندسی کامپیوتر رسانده و حالا با عنوان کارشناس انفورماتیک مشغول به کار است؛ کاری که خودش یک چالش بزرگ است، مخصوصاً وقتی همکاران فکر میکنند برای کار با سرورها به چند دست اضافه نیاز دارد، و او هر بار با لبخند و غرور ثابت میکند: «نه… همین دو پا هم کافی و حتی گاهی بیشتر از کافیان!»
فعالیتهای صبا در فضای مجازی ادامه همان مسیر است: روایت تجربههایش، صدای آدمهایی که شبیه او هستند، و تلاشی صادقانه برای اینکه دنیا برای همه کمی برابرتر شود. او با کلیپهای هوش مصنوعی، نسخه دیجیتال خودش را به صحنههای جهانی برده؛ نسخهای که با همان معلولیت حضور دارد، در کشورهای مختلف گام گذاشته و حتی در سازمان ملل سخنرانی کرده تا نشان دهد محدودیت جسمی هرگز مانع از دیده شدن و اثرگذاری نیست. حالا بیایید ادامه گفتوگو را بخوانیم تا با داستان الهامبخش او بیشتر آشنا شویم.
¢ چه چیزی باعث شد نسخه دیجیتال خودت را با هوش مصنوعی بسازی؟
دلم میخواست صدای من، بدون محدودیتهای من شنیده بشه.
من همیشه بین کار، مسئولیتها، محدودیت حرکتی و زمان کم، گیر میافتادم. هوش مصنوعی برای من شد نسخه کمکی صبا؛ کسی که خسته نمیشه، نفسنفس نمیزنه و هر وقت میگم «بپر وسط صحنه»، فوری حاضر میشه.
از یه جایی فهمیدم اگر نمیتونم هر روز فیزیکی سفر کنم یا در رویدادهای بزرگ جهانی حضور داشته باشم، میتونم نسخه دیجیتالی خودم رو بفرستم؛ جایی که شاید جسمم هنوز نرسیده، اما روحم سالهاست اونجاست.
¢ چرا برایت مهم بود که این نسخه دقیقاً خودت باشد و با همان معلولیت؟
چون من سالها با معلولیتم دیده شدم … اما نه همیشه اونطوری که خودم دوست داشتم. میخواستم بالاخره یک نسخه حرفهای، قدرتمند، واقعی و بدون سانسور از خودم ساخته بشه.
اگر قرار بود صبا رو بسازم بدون معلولیت … خب این دیگه من نیستم. این نسخه قرار نبود یک «آواتار خیالی» باشه؛ قرار بود ادامه من باشه.
میخواستم دنیا ببینه که با همین بدن، همین فرم و همین تفاوتها میتونم وسط صحنههای جهانی بایستم، حرف بزنم، اثر بذارم و دیده بشم.
و راستش، این برای دخترهای کوچیکی که شبیه منن، از هزار تا سخنرانی انگیزشی ارزشمندتره.
¢ چه مهارتها و دانشی به تو کمک کرد تا این نسخه دیجیتال خودت را بسازی؟
ترکیبی از کامپیوتر، خلاقیت و یککم کلهشقی!
از دوران دانشگاه عاشق تکنولوژی بودم؛ فهمیدن الگوریتمها، کار با ابزارهای دیجیتال و تجربه سالها کار در IT باعث شد وقتی موج هوش مصنوعی رسید، نه بترسم و نه عقب بکشم. فقط با خودم گفتم: «خب … وقتشه نسخه دیجیتالمو بسازم!»
نصف مسیر دانش کامپیوتری بود، نصف دیگه جرأت و اعتمادبهنفس اینکه نسخه دیجیتالم واقعاً خودم باشم، نه یک تصویر فانتزی.
¢ هوش مصنوعی چطور به تو کمک کرده محدودیتهای جسمی را به فرصت تبدیل کنی؟
برای من هوش مصنوعی یعنی آزادی.
وقتی بعضیا فکر میکنن بدون دست نمیشه کارهای بزرگ کرد، من با پاهام تایپ میکنم، تدوین میکنم و کارهای انفورماتیکی رو پیش میبرم … اما AI کاری کرد که حتی اون بخشهایی که فیزیکی سختتره، تبدیل بشه به یک مسیر تازه.
مثلاً:
ـ نمیتونم سریع سفر کنم → AI منو جهانی کرد.
ـ حضور فیزیکی محدوده → حضور دیجیتالم بیحد و مرزه.
ـ بدنم گاهی کندتره → نسخه دیجیتالم اصلاً نمیفهمه خستگی یعنی چی!
هوش مصنوعی بهم یاد داد همیشه قرار نیست با محدودیت بجنگی؛ گاهی فقط باید ابزار درست رو پیدا کنی و بگی: «بیا از دلش یک فرصت بسازیم.»
¢ وقتی خودت را در فیلمهای AI میبینی که در کشورهای مختلف مصاحبه میکنی، چه احساسی داری؟
احساسم ترکیبیه از: «وااای این واقعاً منم؟» تا «خب معلومه که منم؛ بالاخره باید دنیا منو ببینه!»
¢ مهمترین مصاحبه یا سفر مجازی که خلق کردی، کدام بود و چرا خاص است؟
بین همه سفرهای مجازی، حضورم در سازمان ملل یه چیز دیگه بود؛ چون همیشه فکر میکردم برای ایستادن پشت اون تریبون باید هزار مرحله بگذرم، هزار نفر اجازه بدن، هزار در باز بشه.
اما نسخه دیجیتالم، خیلی رک و راحت، پرید وسط صحنهای که سالها آرزوش رو داشتم.
چرا خاصه؟ چون برای اولین بار فهمیدم اگر جسمم محدودیت داره، صدای من هیچ محدودیتی قبول نمیکنه. اون ویدیو برای من فقط یک شبیهسازی نبود؛ پیشنویس آینده بود.
هر بار خودم را وسط یک کنفرانس بینالمللی یا در قامت یک سخنران جهانی میبینم، یه حس عجیبی میگیرم …
انگار دارم نسخه آینده خودمو نگاه میکنم؛ نسخهای که شاید جسمم هنوز بهش نرسیده، اما ذهن و رؤیاهام خیلی وقته ازش جلو زدن.
برای من این ویدیوها فقط سرگرمی نیستن، پیشنمایش آیندهاند؛ آیندهای که دارم با هر قدم واقعی میسازمش.
¢ چه تجربهای در سازمان ملل یا دیگر کشورهای مجازی برایت الهامبخش بود؟
الهامبخشترین لحظه، زمانی بود که نسخه AI من در سازمان ملل، با آرامش و اعتمادبهنفس حرف زد؛ بدون اینکه کسی به دست و پای من خیره بشه، یا وسط حرفم دنبال «ترحم» بگرده. برای اولین بار، فقط صدایم مهم بود، نه ظاهرم.
در کشورهای دیگه هم همین اتفاق افتاد:
در فرانسه درباره حقوق برابر، در ترکیه درباره مناسبسازی، در آلمان درباره فناوری و معلولیت صحبت کردم.
و هر بار فهمیدم: جهان وقتی به حرفهای ما گوش میده که خودمون صدای خودمون باشیم ـ نه قربانی، نه قهرمان … فقط انسانی که حق داره حرف بزند.
¢ ساخت این فیلمها چه حس آزادی و امکان تجربههای جدیدی به تو داده است؟
احساسش مثل اینه که یه بلیت بینهایتسفر داری، بدون پاسپورت، بدون ویزا، بدون چمدان ـ فقط با یه ایده!
این فیلمها باعث شدن چیزهایی رو تجربه کنم که شاید فعلاً امکانش در دنیای واقعی کمتره:
ـ ایستادن روی صحنههای بزرگ،
ـ مصاحبه با مسئولان کشورهای مختلف،
ـ حضور در رویدادهایی که همیشه آرزوش بودم.
هر بار که ویدیو رو میبینم، یه ندای درونی میگه: «صبا! اگر تو تونستی نسخه دیجیتالتو اون بالا ببری، نسخه واقعیات هم یه روز میرسه.»
این حس … اسمش آزادیه. آزادی اینکه میتونم هر جا که دلم بخواد باشم حتی اگر جسمم هنوز نتونه.
وقتی نسخه دیجیتال صبا را در ویدیوهای AI میبینی که در کشورهای مختلف سخنرانی میکند، انگار مرزهای جسم و مکان از بین رفتهاند. او با همان پاها و تفاوتهایش، با اعتمادبهنفس و آرامش، وسط صحنههای جهانی میایستد و حرف میزند؛ تجربهای که نه تنها الهامبخش خودش، بلکه الهامبخش هزاران نفر دیگر است که باور دارند محدودیتها فقط قابهای ذهنیاند و نه موانع واقعی.
¢ اگر امکانات واقعی سفر و تولید محتوا داشتی، اولین کشوری که میرفتی کجا بود؟
اولین مقصد بدون هیچ شکی سوئیس بود؛ هم برای دیدن ژنو، هم برای اینکه بالاخره نسخه واقعی صبا کنار اون دیوار آبی سازمان ملل بایسته؛ همون جایی که نسخه دیجیتال من قبلاً رفته!
میخوام مقابل همون تریبونی که تو ویدیوها داشتم حرف میزدم، اینبار با بدن واقعی خودم، با همین پاهایی که همیشه برایم حکم دست رو داشته، بایستم و بگم:
«من از صفحه موبایل شروع کردم… ولی جای من اینجاست.»
¢ فکر میکنی این تجربه مجازی چه اثری روی باور مردم درباره توانمندی معلولان دارد؟
صادقانه بگم؟ داره کلیشهها رو یکییکی له میکنه! وقتی مردم منو وسط صحنههای جهانی میبینن ـ با همین بدن، همین فرم، همین تفاوتها ـ دیگه نمیتونن بگن «نمیشه»، «نمیتونه»، «سخته»، «محاله».
AI به مردم نشون داد که:
ـ توانمندی ربطی به تعداد دست و پا نداره،
ـ ربطی به استانداردهای ظاهری نداره،
ـ ربطی به «نُرم» جامعه نداره. آدمها وقتی این ویدیوها رو میبینن، ذهنشون ناخودآگاه میگه: «پس مشکل از بدن نیست … مشکل از نگاه ماست.»
و همین تغییر نگاه، بزرگترین پیروزی هست.
¢ مردم وقتی نسخه AI تو را میبینند چه واکنشی دارند؟
اکثرشون اولش شوک میشن: «وای صبا تو واقعاً رفتی ژنو؟!» بعد که میفهمن AI، یا ذوق میکنن، یا میگن: «چه باحاله که نسخه دیجیتالتم از خودت اجتماعیتره!»
خیلیها پیام میدن:«این ویدیوها بهم انگیزه داد، چون دیدم میشه حتی با محدودیت هم جهانی بود.»
بعضیا هم فکر میکنن من یه تیم فیلمسازی هالیوودی پشتصحنه دارم و میگن: «اعتراف کن! یه ارتش مخفی داری!» و منم فقط لبخند میزنم، چون واقعاً همهاش با یک موبایل و کمی خلاقیت ساخته شده.
اما بهترین واکنشها از کسانیه که میگن: «تو با این کار نشون دادی معلولیت مرز نیست، فقط یک ویژگیه.»و این دقیقاً چیزی بود که میخواستم.
¢ آیا حس میکنی صدای معلولان از طریق این نسخه دیده و شنیده میشود؟
بله ـ و اتفاقاً خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکردم. وقتی مردم نسخه AI من رو میبینن، قبل از هر چیز یه سوال تو ذهنشون شکل میگیره: «چرا این آدم با این معلولیت اینقدر قدرتمند و حاضر در صحنهست؟»
همین سوال، شروع آگاهیه. نسخه دیجیتال من، به عنوان یک زن معلول، کاملاً عمداً و کاملاً آشکار، کلیشهها رو از جا میکنه.
تا حالا خیلیا گفتن: «وقتی میبینیم صبا حتی در نسخه دیجیتالش هم خودش رو سانسور نکرده، ما هم از پنهان کردن تفاوتهامون خجالت نمیکشیم.»
این یعنی هدفم داره جواب میده.
در مسیرصبا؛ محدودیتهای جسمی هیچگاه جلوی خلاقیت و خواستن را نگرفتند. او با پاهایش نوشت، با ذهنش ساخت و با قلبش جهان را لمس کرد. حالا وقتی به آینده نگاه میکند، نسخه واقعی و دیجیتال او دست در دست هم میدهند تا صدای معلولان را جهانی کنند.
¢ دوست داری مردم بیشتر روی چه ویژگی مثبت تو تمرکز کنند؟
دوست دارم مردم به جای نگاه کردن به نداشتنها، روی داشتنهام تمرکز کنن. روی پشتکارم، روی خلاقیتم، روی قدرت ذهن و روحم، روی اینکه چطور از چیزهایی که ندارم پلی ساختم برای چیزهایی که میخواستم.
دوست دارم بگن: «صبا کسیه که هیچی جلوش نمیایسته.» نه اینکه: «صبا با وجود معلولیت موفق شد.»
تفاوتش خیلی مهمه. من نمیخوام موفقیتم برخلاف محدودیتهام دیده بشه، میخوام بهخاطر تلاشهام دیده بشه و اگه قرار باشه یک چیز رو ببینن: روحیهای که هرجا دری بسته شد، پنجرهی جدیدی ساخت.
¢ اگر بخواهی یک تجربه جدید جهانی خلق کنی، چه چیزی میسازی؟
من دوست دارم یک «تور جهانی دسترسپذیری» بسازم؛ نسخه دیجیتالم بره شهرهای مختلف دنیا، از خیابونها، ادارات، متروها، مدرسهها و فضاهای عمومی فیلم بگیره و درباره اینکه چقدر برای افراد معلول آماده هستند، آگاهیسازی کنه.
یه چیزی شبیه این: صبا در ژاپن مناسبسازی بررسی میکنه، صبا در نیویورک از دسترسپذیری حملونقل میگه،
صبا در دوبی درباره فرصتهای شغلی حرف میزنه، صبا در سوئد مدلهای زندگی مستقل رو معرفی میکنه.
هدف چیه؟ اینکه نسخه دیجیتالم با صدای من، برای میلیونها نفر توضیح بده که مساوات و دسترسپذیری یک رویا نیست ـ یک استاندارد جهانیه. و راستش خیلی بعید نیست که بعدش نسخه واقعی من هم دنبالش بره
¢ از این مسیر چه آیندهای برای خودت میبینی؟
آیندهای که میبینم ترکیبی از دو نسخه است: صبا واقعی + صبا دیجیتال = صدایی جهانیتر.
این مسیر فقط سرگرمی نیست؛ پایهچینی یک آیندهست که توش:
ـ در رویدادهای بینالمللی واقعی سخنرانی میکنم.
ـ درباره حقوق برابر، دسترسپذیری و زندگی با معلولیت حرف میزنم.
ـ محتوای الهامبخش و آموزشی برای نسل جوان میسازم.
ـ و حتی شاید یک روز … کتابی بنویسم درباره این تجربه ترکیبی «واقعیت + AI».
در واقع این مسیر آیندهای رو میسازه که توش من فقط یک مخاطب نیستم؛ یک صدا هستم.
¢ دوست داری مردم نسخه واقعی تو را بشناسند یا نسخه هوش مصنوعی را؟
راستش نسخه واقعی من مهمتره.
AI فقط یک میکروفونه … ولی صدا، یعنی «من».
نسخه دیجیتالم جذابه، جهانیه، پرهیجانه ـ اما ریشهاش، قلبش، رویاهاش، همه از نسخه واقعی میاد.
دوست دارم مردم بفهمن پشت این تصاویر براق، یک زن واقعی ایستاده: زنی که با پاهاش مینویسه، کار میکنه، زندگی میکنه، اما با قلبش جهان رو میسازه.
نسخه AI من فقط کمک میکنه صدایم بلندتر بشه؛ اما معنی صدا رو نسخه واقعیم میسازه.
¢ چه پیامی برای جوانان و افراد دارای معلولیت داری که میخواهند دیده شوند؟
اول از همه: منتظر اجازه هیچکس نباشید.
دیده شدن حقه، لطف نیست. نباید بنشینی تا یکی بیاد و بگه: «آفرین تو هم میتونی!»
نه عزیزم، خودت به خودت بگو و مهمتر از همه: باور کن دیده شدن از زمانی شروع میشه که خودت رو از سایه بیرون میآری ـ نه از زمانی که دنیا تو رو دعوت میکنه.
اگر مثل من ابزاری کم داری، خب … خودت ابزار تازه بساز. اگر مسیر سخته، خب … راه تازه باز کن.
هیچکس به جای تو قدمی برنمیداره، اما اگر تو قدم اول رو برداری، دنیا مجبور میشه قدم دوم رو با تو برداره.
¢ چه چیزی از این مسیر به تو آموخت که میخواهی دیگران هم بدانند؟
این مسیر به من یاد داد که آرزوهای ما همیشه جلوتر از توان جسممون حرکت میکنن ـ و این طبیعیه.
تو لازم نیست اول توان بدنی داشته باشی و بعد رویا ببینی. گاهی تو فقط باید رویا رو بسازی، بقیهاش خودش راهشو پیدا میکنه.
یاد گرفتم که:
ـ اگر ترسیدی، انجامش بده.
ـ اگر قضاوت شدی، ادامه بده.
ـ اگر محدود بودی، ابزار جدید اختراع کن.
و یک چیز خیلی مهم:
اون صدایی که تو رو عقب نگه میداره، همیشه صدای مردم نیست … گاهی صدای درونی خودته. اگر اون رو ساکت کنی، همهچیز ممکن میشه.
مسیر صبا، هم واقعی و هم دیجیتال، بیشتر از یک داستان موفقیت ساده است؛ این یک دعوت است به دیدن دنیا از زاویهی دیگری. دنیا وقتی صبا را میبیند، یاد میگیرد که محدودیتها مرز نیستند، تلاش، خلاقیت و ایمان به خود میتواند هر دیواری را شکست بدهد. نسخه دیجیتال او فقط ابزاری برای بلندتر شدن صداست؛ اما قلب و روح واقعی صبا، الهامبخش است، مسیر را روشن میکند و نشان میدهد که هر کسی، با هر شرایطی، میتواند دیده شود و اثر بگذارد.









