ما هوشمند شده‌ایم پدربزرگ!


محمدمهدی نعیمیان
تا همین چند سال پیش خیلی برایمان پیش می‌آمد که وقتی مشغول کار با تلفن همراه هستیم، بزرگترهای فامیل شماتتمان کنند که «چرا سرت همش تو گوشیته؟ چی داره اون تو؟» یا هر وقت پای کامپیوتر مشغول کار بودیم و می‌گفتیم کار داریم گمان می‌بردند که مشغول یک نوع بازی کامپیوتری هستیم، که لابد مانند آتاری استپ هم دارد. در ابتدا داشتن کارتخوان در مغازه‌ها یک مزیت محسوب می‌شد و بزرگ می‌نوشتند کارتخوان موجود است؛ امروز همه کسب‌وکارها با کارتخوان کار می‌کنند و نیاز به پول نقد بسیار کم شده است. در خیابان عبور می‌کردیم و مرد میانسالی صدایمان می‌کرد، جوان، ممکنه از این حساب برای من پول‌برداری یا به فلان حساب پول واریز کنی؟ تا امروز که پدربزرگ‌هایمان در اینستاگرام از خودمان هم فعال‌تر هستند و بزرگ‌های فامیل شدند ادمین‌های گروه‌های خانوادگی. این چرخش سریع‌تر از تصور ما رخداد، اینترنت حالا واجب‌تر از آن چیزی‌ست که شاید ده سال قبل تجسم می‌کردیم. داشتن تلفن هوشمند مانند داشتن گواهینامه رانندگی یا کارت شناسایی برای زندگی به یک ضرورت تبدیل شده است. امروز به مادربزرگم می‌گویم، اگر نیاز است وسیله‌ای برایت تهیه کنم بگو بخرم بیاورم، می‌گوید، نه مادر، از فلان فروشگاه اینترنتی «آیلاند» خرید کردم خودشون میارن، می‌خوای برای تو هم بفرستم، کد تخفیف بگیری؟ پدربزرگم با تعجب از برادر کوچکم می‌پرسد، مگه تو مدرسه نداری؟ چرا مدام گوشی دستت است و درس نمی‌خوانی؟ برادر کوچکم می‌گوید: ما هوشمند شدیم پدربزرگ، مدرسه نمی‌ریم همه چیز تو همین گوشی هست. یک تبلیغی چندسال پیش از تلویزیون پخش می‌شد که در آن یک بسته‌ی آموزشی که شامل سی‌دی‌های دروس مختلف بود و شعارش این بود که معلم را به خانه بیاورید! حالا امروز ما کلا مدرسه و دانشگاه را یکجا به خانه آوردیم، بدون پک سی‌دی، فقط با چند تاچ ساده در تلفن همراهمان. این روند محدود به کارهای سبک و در چارچوب خانه‌ها نیست، قطعه‌ای صنعتی احتیاج داشتیم، تصویرش را در سایت بارگذاری کردیم، چند ساعت بعد قطعه فلزی پیچیده‌مان به دستمان رسید. نرم‌افزارها جهان سخت ما را ساده کرده‌اند. مغزهای رایانه‌ای دستگاه‌ها بی‌خطا و خستگی، مطیع فرمان ما شده‌اند و کارهای خارق العاده‌ای را سهل‌الوصول کرده‌اند. با شیوع کرونا این روند هوشمند شدن همه چیز سرعت گرفت و کسانی که به هر دلیلی میلی به استفاده از این تجهیزات نداشتند نیز امروز به کاربران فضای مجازی تبدیل شده‌اند. این روند با این سرعت به کجا می‌رود؟ ده سال بعد ما شاهد چه تجربه‌هایی خواهیم بود؟ آیا در آینده اصلا ما برای خرید به جایی خواهیم رفت؟ آیا ما برای تحصیل به حضور فیزیکی در یک محل محدود خواهیم بود؟ سرکار می‌رویم؟ آینده تکنولوژی مشخص است، آینده جامعه با این همه تکنولوژی قابل پیش‌بینی نیست! محمدحسین کریمی می‌گوید: پیش‌بینی کردن آینده به این صورت که دقیق بگوییم چه چیزهایی اختراع می‌شوند، چه تکنولوژی‌هایی ظهور پیدا می‌کنند یا صنعت به کدام سمت می‌رود دشوار نیست. دغدغه‌های بشر در این زمینه‌ها مشخص هستند و در حال دست یافتن به آن‌ها هستیم. امروز تکنولوژی به دنبال توزیع انرژی در سراسر جهان است به شکلی که هیچ وسیله‌ای به منبع تغذیه‌ای مانند باتری احتیاج نداشته باشد و همان‌طور که اینترنت در سراسر دنیا توزیع شده است شبکه‌ای از انرژی الکتریکی در سراسر دنیا ایجاد شود که خودروها، وسیله‌هایی مانند موبایل و کامپیوتر، دستگاه‌های صنعتی و ... را تغذیه کند بدون اینکه سیم یا چیز دیگری که ما بتوانیم ببینیم در میان باشد. بشر به دنبال هوشمندسازی هر وسیله‌ایست، از درها گرفته تا ساعت مچی که امروز به راحتی یک مغز هوشمند دارد و حتی تعداد قدم زدن‌هایمان را محاسبه می‌کند، چنانچه ضربان قلبمان بهم بریزد اورژانس را خبر می‌کند، اگر دزد به ماشین یا دکانمان بزند آلارم می‌دهد، همه این‌ها در یک ساعت! خودروها خودران می‌شوند و شاهد کاهش چشمگیر تصادفات و ترافیک خواهیم بود، این‌ها همه‌اش در دسترس هستند و تنها بسترهای توسعه آن‌هاست که در حال گسترش است و گرنه تکنولوژی و علم به آن‌ها رسیده است. بشر امروز از ایستگاه‌های فضایی صحبت می‌کند، خرید ملک در سیاره‌ای دیگر همین الان در حال انجام است و همین الان کسانی دارند مریخ را برای زندگی ما مهیا می‌کنند! این کارشناس علوم کامپیوتری ادامه می‌دهد: بخش سخت پیش‌بینی آینده، پیش‌بینی‌های اجتماعی است. اینکه علم چه مسیری را طی می‌کند مشخص است اما اینکه بشر چه واکنشی نشان می‌دهد غیرقابل پیش‌بینی است. آیا ما متمدن‌تر می‌شویم یا بی‌فرهنگی بی‌داد می‌کند؟ بستر خانواده چقدر متحول می‌شود؟ آیا چیزی به نام خانواده متلاشی می‌شود؟ وقتی کسی بیشتر نیازهایش را از طریق ربات‌ها و کامپیوترها برطرف کند چه نیازی به بقیه جامعه دارد و ممکن است آنقدر بی‌نیاز شود که بخواهد خودش را از بقیه جامعه و زندگی اجتماعی منفک کند یا برعکس ما شاهد گسترش کلونی‌های اجتماعی و زندگی‌های شلوغ‌تری خواهیم بود؟ این مسائل گرچه بسیار مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته‌اند اما همچنان نمی‌شود به قطعیتی در این مورد رسید، قطعا کشور به کشور و فرهنگ به فرهنگ، نفر به نفر در نسل آینده ما ممکن است شاهد مسائل مختلفی باشیم. شما می‌توانید شاهد جرائمی باشید که هرگز تصورش هم نمی‌توانید بکنید. فرض کنید کسی امروز به جرم اخلال در سیستم بانکی در زندان است و پیرمردی که سی سال در زندان است از او می‌پرسد جرم تو چیست؟ چطور می‌تواند حمل کند که این مجرم پشت کامپیوتر نشسته بوده است ولی در عین حال از چند میلیون نفر به صورت همزمان دزدی کرده است بدون ذره‌ای خشونت! بنابراین ما هم تصوری از آینده نمی‌توانیم داشته باشیم. ترس از امپراتوری ربات‌ها رویا محمدی‌ها درباره اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی آینده می‌گوید: نمی‌دانم چقدر صحت دارد ولی شنیده‌ام که در ژاپن یک نفر یک ساعت را به تخت خواب متصل می‌کند که راس ساعتی که می‌خواهد بیدار شود، بعد از چند بار هشدار، اگر شخص بیدار نشد جریان ملایمی از برق در تخت ایجاد شود و گزش آن، شخص را بیدار کند تا خواب نماند اما این وسیله مجوز ساخت نگرفت، علتش جالب توجه است. مسئولان گفته بودند این شروع امپراطوری ربات‌ها به ماست! اینکه یک ساعتی باشد که راس ساعت زنگ بزند و ما را بیدار کند خوب است اما به شرطی که اگر نخواستیم بیدار شویم بزنیم سرش و خاموش شود، نه اینکه ما را برده خود کند و دستوری که خودمان به آن داده‌ایم را به ما بدهد! این کارشناس طراحی صنعتی افزود: اگر خوب دقت کنیم امپراتوری ربات‌ها و مغزهای هوشمند به ما شروع شده است ولی شکل خشن یا ناخوشایندی ندارد. جایی می‌خواستم استخدام شوم و از رزومه و سابقه کارم هم راضی بودند اما کامپیوتر یا به اصطلاح سیستم ارور می‌داد و به پایین بودن سنم ایراد می‌گرفت چون سیستم طوری طراحی شده بود که زیر 27 سال استخدام نمی‌کردند. من هم که استثنا بودم و مدیران شرکت می‌خواستند همکاری داشته باشیم هم استخدام نمی‌کرد! یک کامپیوتر مقابل هیأت مدیره یک شرکت ایستادگی می‌کرد! گول هم نمی‌خورد چون تصویر کارت ملی را می‌خواند. شما تصور کنید زمانی که قانون بخواهد خیلی خشک و دقیق اجرا شود، و از آن بدتر، زمانی که ربات‌ها بخواهند ما را قضاوت و یا مجازات کنند. این همان ترسی است که بشر از روز اولی که ربات‌ها را آفرید از آن ترس داشت. نکند علیه ما طغیان کنند؟ وی ادامه داد: رباتی ساخته شده است که در واقع یک پرینتر سه بعدی است که به محض اینکه ساخته می‌شود، شروع می‌کند به یک نسخه دیگر از خودش را از همان متریال سه بعدی ساختن، یعنی یکی دیگر از خودش را خودش می‌سازد! و آن یکی یکی دیگر! این یک پروژه بامزه و ابتکاری برای به رخ کشیدن قدرت برنامه‌نویسی یک مهندس است اما می‌رود که شروعی باشد بر امپراتوری هوش مصنوعی! اگر خودشان، را تولید کنند در واقع زادوولد می‌کنند و خودشان هم خودشان را تعمیر می‌کنند و خودشان را آّبدیت می‌کنند و ما هیچ، ما نگاه! وی با اشاره به آنلاین شدن آموزش‌ها می‌گوید: تصور کنید زمانی فرا برسد که معلمان بچه‌های ما ربات‌ها باشند، شخصیت‌هایی که با نرم‌افزار طراحی شده‌اند و مطابق با اشتیاق بچه ما طراحی می‌شوند، دوست دارید معلمتان چه شکلی باشد؟ بعد همین معلم چیزهایی که برنامه‌نویسی شده را به بچه ما آموزش می‌دهد، یک ربات، ارزش‌های زندگی بچه‌های ما را به او می‌آموزد و به او نظارت می‌کند. خیلی دقیق‌تر از ما دوستانش را می‌شناسد صحبت‌هایشان را می‌شوند و آگاه است که کجا می‌رود. خطر را احساس می‌کنید؟ ممکن است ربات‌ها برای خود حقوق اجتماعی در نظر بگیرند! این اصلا شوخی نیست و به سادگی از ارتباطی که تلفن همراه ما با ما دارد مشهود است. اصرار می‌کند که مرا آپدیت کن، مرا به شارژ بزن، مرا عوض کن و یکی بهتر بخر. بشر از تکنولوژی سیر می‌شود؟ محمدی‌ها درباره واکنش‌های اجتماعی به پیشرفت تکنولوژی در آینده می‌گوید: یک تعبیر غلطی می‌شود از میل بشر به پیشرفت که می‌گویند «اشتهای سیری‌ناپذیر» که در واقع در ابتدا هم همین به نظر می‌رسید اما موارد متعددی از بررسی‌ها نشان می‌دهد که در حقیقت چندان هم این اشتها سیری‌ناپذیر نیست و بخش عمده‌ای از جامعه، از این سرعت پیشرفت و توسعه نگرانند. بخشی که با نظام سرمایه‌داری همسو نیستند، به رسانه‌ها دسترسی ندارند، اکثریت هستند اما صدای ضعیف‌تری از اقلیتی دارند که هم‌قدم با این روند پیش نمی‌روند. چه درصدی از مردم جهان از ساعت هوشمند استفاده می‌کنند؟ یا میل دارند که حساب قدم‌هایشان یا کالری مصرفی‌شان را بدانند؟ مسئله این است که نظام سرمایه برای ما نیاز طراحی می‌کند و به این مسئله بیشتر از اینکه به نیازهای حقیقی ما بپردازند توجه دارند. اما هر چه بیشتر پیش می‌رویم جمعیت بیشتری از مصرف کنندگان در مقابل تکنولوژی مقاومت می‌کنند، شما از تلفن همراه استقبال می‌کنید ولی از ساعت هوشمند نه، از کلاس‌های آنلاین استقبال می‌کنید اما از گردش مجازی استقبال خیلی کمی می‌شود. آنچه مسلم است بخشی از این استقبال‌هایی که امروز از تکنولوژی می‌شود برخواسته از کنجکاویست و رفته رفته جذابیت‌های خودشان را از دست می‌دهد. فراموش نکنیم زمانی مردم در سینماها سرپا می‌ایستادند و از فشار جمعیت تلفات می‌دادند برای تماشای عبور یک قطار. البته پیشرفت در بخش‌های صنعتی، اقتصادی و آموزشی توسعه می‌یابد و از آن استقبال می‌شود، به بیان دیگر، هرجا که برای ما نیازی طراحی شود، ممکن است به مرور این نیازهای پوشالی از بین بروند و به دنبال آن تکنولوژی‌ها هم شکست بخورند اما در زمینه‌هایی که نیازهای اساسی ما را مرتفع می‌کنند حتما جامعه هم استقبال می‌کند. کشف آهن تا کشف خودروهای الکتریکی و مجازی و هوشمند شدن همه چیز با هدف کاهش زحمت زندگی‌ست، اما با این همه هنوز زحمت زندگی خیلی بیشتر از تحمل ماست. گرچه تصور زندگی بدون برق، اینترنت، تلفن همراه و... برای ما شدنی نیست. ما با پدربزرگانمان فرق داریم، جنس نیازهایمان هم فرق کرده است، ما هوشمند شده‌ایم.

شنبه 11 ارديبهشت 1400
03:54:45
 
 
Copyright © 2021 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT