ویژه نامه 99 < ویژه‌نامه
خفگی در خشکی


پدرام عباسی
یک روز قبل از مرگ علی انصاریان‌‌، پزشک او اعلام کرد که نود درصد از ریه‌های او خشک شده‌اند و فقط باید برای او دعا کرد. این تقریبا اولین بار بود که وضعیت بحرانی یک بیمار کرونایی، بدون ایجاد هرگونه امیدواری کاذب و واهی، توسط یک پزشک معالج و بدون در نظر گرفتن تعارف‌های مصطلح و موجود در رسانه‌ها مطرح شد. نود درصد خشکی ریه یعنی اوج زجرتنفسی و خفگی تدریجی در خشکی. نمی‌دانم چند نفر از ما تاکنون خفگی را تجربه کرده‌ایم. خفگی در آب‌، نوع متداول و آشناتری است. این نوع از خفگی نهایتا چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد. ولی خفگی کرونایی به دلیل خشکی ریه‌ها، چندین روز طول می‌کشد. ریه‌ها حجم هوای کمتری را در خود نگه می‌دارند و نفس‌ها تندتر و کوتاه‌تر می‌شوند. می‌خواهی نفس عمیق بکشی ولی راه‌های تنفسی در حال مسدود شدن هستند. تقریبا جزو معدود لحظاتی است که مردن را به زندگی ترجیح می‌دهیم‌. دیگر نفسی باقی نمی‌ماند تا حتی تصویری از خاطره‌های دور یا نزدیک را در ذهن مرور کنی‌. تنها در حال شماره کردن نفس‌های خود هستی. نمی‌دانم آنهایی که این دوران قرنطینه را زمان مناسبی برای مطالعه و "غورو تامل" در زندگی و شنیدن موسیقی زیبا و انجام کارهای عقب‌مانده در کنج خانه می‌دانند، تا چه حد درک و احساسی از این نوع مرگ می‌توانند داشته باشند. در این شرایط‌، جدایی چندانی میان فضای بیرون و درون خانه وجود ندارد. ‌واقعیت مرگ درفضای بیرون، به جای اینکه فرصت مطالعه و تامل را فراهم آورد حس آشفتگی و سردرگمی درون را به دنبال دارد. دلت می‌خواهد تنها باشی و از دنیا جدا. نه به کسی زنگ بزنی و نه از حال کسی خبر داشته باشی تا احیانا خبر فوت عزیزی را بشنوی و به یاد آخرین نفس‌های خود بیافتی. ولی دنیای بیرون اجازه انتخاب نمی‌دهد. در سال گذشته‌، لحظه‌ای نبود که از این حس خفگی و مردن غافل باشم. مثبت‌اندیشی‌های کاذب هم تاثیری بر شمارگان مرگ در بیرون از خانه ندارد. پشیمانی بابت کارهای انجام نداده نیست وقتی که می‌بینی همه چیز در بیرون در حال خفگی و مرگ تدریجی است. مرگی که سال‌هاست همه چیز را در احاطه‌ی خود گرفته و ظاهرا جزئی از واقعیت و عادات زندگی ما شده است و هر روز و هر سال‌، ریه‌های بیشتری را می‌خشکاند؛ فقط ورود این مهمان منحوس و نفرینی‌، سرعت پیشرفت و حضور آن را پر رنگ‌تر کرد. مرگ چند تن از بستگان و دوستان مجالی به اوقات فراغت نداد تا قدردان زندگی باشم و خودخواهانه این بیت شیخ اجل را زمزمه کنم که "هر نفسی که فرو می‌رود".... چون این نفس‌های به شماره افتاده نه ممد حیات هستند و نه مفرح ذات. در لحظاتی برای فرار از آنچه که در بیرون در حال وقوع است چند فصل از سریال "برکینگ بد" و سه چهار فیلم مطرح سال را دیدم ‌دو سه کتاب تاریخ معاصر - که نیاز چندانی به تمرکز نداشت - را مرور کردم که شاید کمکی باشد تا حضوری خودآگاه بر نفس‌های به شماره افتاده نداشته باشم. اما ظاهرا گریزی نیست. تمام آنهایی که زیر دستگاه تهویه مکانیکی – ونتیلاتور - از ادامه زندگی باز ماندند تا آخرین لحظه در حال نفس کشیدن بودند. پس فقط باید شماره کنیم‌. سال نو مبارک

چهارشنبه 27 اسفند 1399
06:55:10
 
 
Copyright © 2021 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT