کودکان و اخبار جنگ؛ مرز باریک میان اطلاع و آسیب
- شناسه خبر: 79180
- تاریخ و زمان ارسال: 19 اسفند 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
آرزو سلخوری
در روزهایی که خبرهای مربوط به جنگ و خشونت از رسانهها و شبکههای اجتماعی بهصورت لحظهای منتشر میشود، هیچ خانهای از التهاب و اضطراب افکار عمومی دور نیست؛ تصاویر انفجار، آوارگی و مرگ، از صفحههای تلویزیون تا گوشیهای هوشمند، به سرعت در دسترس همگان ـ از جمله کودکان ـ قرار میگیرند.
اما پرسش مهم این است: با کودکان درباره جنگ چگونه باید حرف زد؟ چه باید گفت و از چه باید پرهیز کرد؟
واقعیت جهان امروز و حضور ناگزیر خبر
نسل جدید در دنیایی زندگی میکند که «خبر» بخشی از هوای روزانه آن است. دیگر نمیتوان کودکان را کاملا از اخبار دور نگه داشت، چون خود آنها به واسطهی تلفن همراه، مدرسه، یا حتی گفتوگوهای بزرگترها در معرض اطلاعات قرار دارند.
سکوت مطلق، کودکان را سردرگم و مضطرب میکند و در مقابل، گفتوگوی بیمحابا و توصیف جزئیات خشونتآمیز ممکن است به آسیب روانی منجر شود.
بنابراین، هنر والدین و مربیان در یافتن تعادل میان آگاهی و آرامش نهفته است.
چرا اخبار جنگ بر روان کودک تأثیر میگذارد؟
کودکان هنوز در مرحله شکلگیری حس امنیت و اعتماد به جهان هستند. آنها میخواهند باور کنند که بزرگترها میتوانند از آنها محافظت کنند و دنیا اساسا جای امنی است. وقتی این باور با صحنههای جنگ و مرگ زیر سوال میرود، نگرانی و اضطراب طبیعی است.
تحقیقات روانشناسی نشان میدهد کودکان در مواجهه با تصاویر خشونتآمیز یا خبرهای مرگ، ممکن است دچار اضطراب مداوم، کابوس، یا رفتارهای پرخاشگرانه شوند. حتی اگر جنگ در شهر خودشان نباشد، مشاهده آن از راه رسانه حس ناامنی عمومی را در ذهن آنها ایجاد میکند.
چه باید گفت؟
1ـ خبر را ساده و صادقانه بازگو کنید.
اگر کودک سوال کرد «چرا مردم دارند میجنگند؟»، بهتر است پاسخ ساده بدهیم: «گاهی کشورها یا گروهها با هم اختلاف دارند و متاسفانه برخی اوقات این اختلاف به خشونت تبدیل میشود.»
فریب دادن یا پنهان کردن اصل واقعیت میتواند خطرناک باشد، چون کودک مجبور میشود خودش حقیقت را حدس بزند یا از منابع نامعتبر دریافت کند، که معمولا با ترس و خیالبافی همراه است.
2ـ احساس او را بشنوید، نه فقط سوالش را
کودک ممکن است واقعه را نه عقلانی، بلکه احساسی درک کند. مثلا بپرسد: «اگه جنگ بشه، ما هم میمیریم؟» در چنین موقعیتی باید بیش از پاسخ منطقی، اطمینان عاطفی بدهیم: «ما در امان هستیم، و کار بزرگترها این است که مراقبت کنند هیچ آسیبی به تو نمیرسد.»
3ـ از زبان و تشبیهات خشونتآمیز دوری کنید.
توصیف تصاویر، تعداد کشتهها، یا جزئیات بمباران برای کودک بیفایده و زیانآور است. گفتوگو باید بر ارزشهای انسانی متمرکز شود؛ اینکه صلح بهتر از جنگ است، همکاری مهمتر از دشمنی است و انسانها در هر کجای جهان حق زندگی دارند.
4ـ محدوده زمانی و رسانهای مشخص کنید
دیدن مکرر تصاویر جنگ حتی برای بزرگسالان فرساینده است؛ برای کودکان بسیار بیشتر؛ توصیه میشود تماشای اخبار در حضور کودک کوتاه باشد و تصاویر خشونتآمیز نمایش داده نشود. همچنین والدین میتوانند با او برنامهای جایگزین ببینند تا ذهن کودک از فضای غمآلود فاصله بگیرد.
چه نباید گفت؟
ـ نباید دروغ گفت یا واقعیت را کامل انکار کرد.
جملههایی مثل «هیچ جنگی نیست» یا «این فقط فیلمه» شاید موقتا کودک را آرام کنند اما اعتماد او را به گفتههای شما از بین میبرند.
ـ نباید کودک را درگیر قضاوتهای سیاسی کنیم.
عباراتی مانند «همه آنها بد هستند» یا «ما همیشه حق داریم» باعث شکلگیری تعصب زودهنگام و نگاه سیاهسفید به جهان میشود.
ـ نباید احساسات خود را بیمحابا منتقل کرد
اگر والدین خودشان از اخبار خشمگین یا مضطرباند، بهتر است قبل از گفتوگو با کودک آرام شوند؛ چون کودکان احساسات والدین را دقیقتر از کلمات درک میکنند.
ـ نباید کودک را در برابر تصاویر دلخراش قرار داد
حتی کنجکاوی طبیعی نباید دلیل نمایش صحنههایی شود که ذهن او را زخمی میکنند. کودکان تصویر را بیش از متن باور میکنند و همین تصویر ممکن است بعدها در خواب یا رفتارهایشان بازتولید شود.
نقش رسانه در تربیت نگاه کودکانه به جنگ
رسانهها مسئولیتی سنگین دارند، برنامههای خبری و شبکههای اجتماعی باید در انتشار محتوای جنگ برای همهی گروههای سنی، حساسیت نشان دهند.
بسیاری از رسانهها در جهان امروز از برچسبهای هشدار سنی استفاده میکنند و حتی برای والدین راهنمای گفتوگو با کودکان منتشر میسازند.
در ایران نیز لازم است آموزش عمومی برای سواد رسانهای خانوادهها گسترش یابد تا والدین بدانند هر تصویر یا خبر چگونه میتواند ذهن کودک را تحت تاثیر قرار دهد.
بازی و داستان؛ ابزارهای درمان و آموزش
یکی از بهترین راهها برای پردازش احساسات ناشی از خبرهای ناآرام، استفاده از بازی و داستان است. کودک در بازی میتواند ترس یا خشمش را خرج کند و در داستان میآموزد که در جهان افراد مهربان و قهرمانهای صلحجو وجود دارند.
قصههایی با مضمون همدلی و دوستی به جای قهر و انتقام، باید در سرگرمیهای کودکانه پررنگتر شوند تا ذهن او بتواند در مقابل پیامهای خشن مصونیت پیدا کند.
تربیت نسلی مقاوم در برابر اضطراب خبری
برای مقابله با اثرات جنگ رسانهای، خانواده باید محیط خانه را به مرکز آرامش تبدیل کند. گفتوگوهای روزانه، زمان بازی مشترک، و احساس امنیت عاطفی مهمتر از هر چیز دیگر است.
کودکی که یاد میگیرد خبر را بفهمد، اما احساس امن خود را حفظ کند، در بزرگسالی تبدیل به شهروندی آگاه و صلحطلب میشود. این همان معنای واقعی سواد رسانهای برای نسل آینده است.
در برابر اخبار جنگ، وظیفهی ما فقط حفاظت فیزیکی از کودک نیست، بلکه مراقبت از ذهن و قلب اوست. باید بدانیم هر کلمهای که درباره جنگ به زبان میآوریم، میتواند در ذهن او تصویر بسازد تصویری از جهان یا از انسانیت.
بیایید به جای ترساندن، بیاموزیم چگونه مهربانی و مسئولیتپذیری را منتقل کنیم. به جای سکوت یا فریاد، گفتوگویی آرام و صادقانه داشته باشیم.
با کودکان درباره جنگ کم بگوییم ولی درست بگوییم؛ نه برای آنکه از واقعیت دور شوند، بلکه برای اینکه بتوانند فردا، جهان را با ذهنی آرامتر و قلبی روشنتر بسازند.



