کودکان احساس! جای بازی اینجاست…
- شناسه خبر: 59838
- تاریخ و زمان ارسال: 10 خرداد 1404 ساعت 07:36
- بازدید :

امید مافی
تابستان زودتر از موعد مقرر از راه رسیده و نفسهای گرم و روزهای بلندش را به رخ میکشد. آن سوتر مدرسهها پنجرههای خاطرات را میبندند تا کودکان بازیگوش رها شوند. رها همچون پروانهای که ساعتی پیش از پیله تنهایی گریخته است.
تموز فصل نقض قوانین است و بچهها سر بر بالش آرامش تا لنگ ظهر خوابهای رنگی میبینند. و کفشهای خاک گرفته مدرسه در تراس خاک میخورند و دفترهای صد برگ به تعطیلات میروندـ حالا بچهها مالکالرقاب بیچون و چرای زمین و آسماناند و پرواز بادبادکها، تعقیب ابرهای ناشناس، و شنا در دریای خیال به کسب کارشان بدل شده است. کوچهها کتاب ریاضی کودکان سربه هوا میشوند با فصلهای شیرین دوچرخهسواری، الک دولک و قایم موشک.
تابستان غنچهها بوی یاسهای وحشی میدهد، طعم دلهره شیرین شنا در استخرهای کم عمق و صدای زنگ دوره گردی که بستنی قیفی میفروشد محال است از یاد مردان و زنان آینده برود. تابستان موسمی است که ساعتهای دنیا به دست کودکان میچرخد و یک دقیقه میتواند به درازای یک قصه باشد و یک عصر به درازای تمام عصرهای بیخواب تابستانی.
زیباترین تصویر تابستان لحظههایی است که بچهها ـ بیآنکه بدانند ـ کودکی میکنند و بیفکر فردا و بیحسرت دیروز، و غرق در دقیقه اکنون روی ابرها رژه میروند. تموز یادگار گذرایی است از عمر آدمی. یادگاری که سالها در خاطرات سبز رسوب میکنند و زبان الکن سخن میشود.
راست این است که تابستان پاورچین از ره میرسد، تا نوگلان برای یک فصل کودکی کنند و با خیال تخت دنبال توپ پلاستیکی دولایه بدوند. دنیا همیشه مدرسه نیست. دنیا، همان شنهای ساحلی است که زیر پا فرو میریزند و تکه یخی که در دهان آب میشود. کاش میشد برگشت به کودکی و همپای طفلان این خاک ابرها را جا گذاشت و جایی فراتر از آسمان هفتم روی سقف آشیانه خدا دم گرفت و ضرب گرفت و دست افشانی کرد. کاش…
کودکان احساس!
جای بازی اینجاست
زندگی خالی نیست
مهربانی هست
سیب هست
ایمان هست…








