کسری بودجههای شخصی!
- شناسه خبر: 75074
- تاریخ و زمان ارسال: 14 دی 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
وحید حاج سعیدی
این روزها که اوضاع اقتصادی مردم پشت و رو شده و ارزش پول ملی به شدت در حال کاهش است، دیگر نه کسی حال و حوصله تعریف و تمجید از کَتهای باز رئیسجمهور را دارد و نه هیچ قلاب اینستاگرامی، میتواند مخاطبان را به تماشای داد و بیدادهای کم چرب و بلااثر نمایندگان در خصوص گرانی، بیکاری، معیشت بازنشستگان، ارابههای مرگ، آلودگی هوا و … در مجلس وادار کند!
دلار و سکه چنان افسار پاره کردهاند که هیچ تولیدکننده و کارآفرینی رغبت به سرمایهگذاری و چرخاندن چرخ تولید ندارد و از بقال سر کوچه گرفته تا معتبرترین سیگنال فروشها، همه و همه مردم را به خرید دلار و طلای آب شده و سکه و نقره و … توصیه میکنند.
خرید خودرو و مسکن برای عده بسیاری آرزو شده است و خرید لوازمخانگی هم نیاز به برنامهریزی و دریافت وامهای خرد و کلان دارد. البته برنج و روغن و حبوبات و لبنیات و میوه و آجیل هم فعلاً نیم بند و قسطی به مدد فروشگاههای زنجیرهای و صدقه سر یارانه دولت در سفرههای مردم یافت میشود.
سالهاست اقتصاد دولتی و دستوری، ارز چند نرخی، شوخی با مالیات، بیانضباطی مالی و … از یک سو و از سوی دیگر تحریمها و توطئهها زندگی مردم را تحتالشعاع قرار داده است.
توطئهها و تحریمهایی که سوگمندانه فقط روی زندگی افراد معمولی تاثیر منفی دارند ولی ثروت جماعت اغنیاء و از ما بهترون را چند برابر میکند.
این دست حکمرانی اقتصادی امروز یک عده را چنان بینیاز و منعم ساخته که تحمل صف بنزین 80 هزار تومانی را نوعی کلاس میدانند و جماعتی دیگر باید قدردان دولتی باشد که توجه به معیشت مردم را یارانه 9 میلیونی به باک بنزین خودرویی میداند که خریدارش آن را سالها قبل تنها 7 میلیون خریده است!
البته پا روی حق نگذاریم در تمام دولتها برنامهها و جراحیهای بزرگی اقتصادی صورت گرفته است ولی ما متوجه نشدیم چرا تمام مقصد و مقصود این طرحها، برنامهها، جراحیها، پروسیجرها، بخشنامهها، توصیهها به صرفهجویی و قناعت، خویشتنداریها، کم کردن وعدههای غذایی، نان خشک سق زدنها و …. اقشار ضعیف جامعه هستند و مرفهان جامعه مخاطب و گروه هدف هیچ راهبرد و سیاست اقتصادی و غیراقتصادی دولتها نیستند!
با این حال باید اذعان داشت پژواک خطرناکتر اقتصاد را میتوان در زندگی معاون وزیری دید و شنید که برای گذران امور زندگی لاکچریاش از بیماران زیرمیزی مطالبه میکند!
ماجرا آنجا غمانگیز میشود که وقتی معاون وزیری نتواند زیرمیزی بگیرد، اختلاس و ارتشاء رواج مییابد؛ رانت و رانتخواری مباح میشود؛ خرده فرمایشات اغنیاء در خصوص نپرداختن مالیات به جان خریده میشود؛ پستفروشی رونق میگیرد؛ مالیات طلافروشان از کارمندان کمتر میشود؛ مالیات خانهها و ماشینهای لوکس را میتوان بدون بررسی موجودی کارت پرداخت کرد؛ بورس، حیات خلوت عدهای میشود؛ عدالت مالیاتی رنگ میبازد؛ شفافیت اقتصادی به کمینه خود میرسد؛ محافظهکاری در قبال بودجهخواران زیاد میشود؛ جنگلخواری و دریاخواری و ویژه توسعه مییابد؛ بخشنامههای خلقالساعه صادر میشوند؛ انحصار در واردات شکل میگیرد؛ مشکلات اقتصادی کتمان میشوند و هزاران راهبرد فسادزایی که کمرنگ کردن اثرات آنها بر زندگی و معیشت مردم سالها زمان میبرد.
ناگفته نماند که اگر فشار تامین مخارج زندگی لاکچری هم بیش از حد شود، امکان جلای وطن و مهاجرت به بلاد کفر با توشهای چند همتی از بزرگترین بانک کشور نیز محتمل است!
خطر و تبعات کسری بودجه زندگی شخصی برخی مسئولان و مدیران به مراتب از فقر و فلاکت قاطبه مردم خطرناکتر است. چرا که تامین این کسری بودجه کذایی به بهای نابودی زندگی میلیونها نفر و تاراج منابع طبیعی و مادی و اجتماعی کشور است. شاید الان متوجه شویم که چرا هیچگاه مرفهان جامعه گروه هدف، هیچ راهبرد و سیاست اقتصادی و غیراقتصادی دولتها نیستند!

