از هزار دلار تا هزار نابرابری
- شناسه خبر: 68368
- تاریخ و زمان ارسال: 15 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
تأملی دوباره بر آزمایش اولتیماتوم و سلطهی سرمایهداری
مهدی سلطانیه ـ نایبرئیس کمیسیون تامین مالی و سرمایهگذاری اتاق بازرگانی قزوین
در یکی از مشهورترین آزمایشهای روانشناسی اقتصادی، به دو نفر پیشنهاد میشود که هزار دلار میان خود تقسیم کنند. یکی نقش پیشنهاددهنده دارد و دیگری نقش پذیرنده. اگر پذیرنده با تقسیم موافقت کند، هر دو پول را دریافت میکنند؛ اما اگر مخالفت کند، هیچکدام چیزی نمیگیرند.
* نتیجه؟ اگر پیشنهاددهنده سهمی (مثلاً ۵٪ یا ۱۰٪) پیشنهاد دهد، طرف مقابل معمولا آن را رد میکند. حتی اگر خودش هیچ پولی نگیرد. این واکنش نشان میدهد که انسانها حاضرند از سود شخصی بگذرند تا بیعدالتی را مجازات کنند.
این آزمایش، معروف به «بازی اولتیماتوم»، بارها در جوامع و فرهنگهای مختلف تکرار شد و تقریبا همیشه یک نتیجه روشن داد: «انصاف، کرامت، و عدالت برای انسانها مهمتر از سود صرف است».
* پرسش؛ اگر چنین است، چرا نظامهای اقتصادی امروز ـ از جمله سرمایهداری لیبرال ـ بر پایهی سود، رقابت، و مالکیت خصوصی بنا شدهاند؟
در جهان کنونی چرا ساختارهایی مسلط شدهاند که عدالت را نه بهعنوان یک اصل انسانی، بلکه بهعنوان یک مانع در مسیر «بازار آزاد» تلقی میکنند؟
شکاف میان اخلاق فردی و منطق نهادی
پاسخ در تفاوت میان رفتار فردی و ساختارهای نهادی نهفته است. در تعاملات چهرهبهچهره، انسانها عدالتخواهاند؛ اما در ساختارهای بزرگ، غیرشخصی، و رقابتی ـ مثل بازار جهانی یا شرکتهای چندملیتی ـ منطق سود و قدرت جای اخلاق را میگیرد.
سرمایهداری مدرن، بهویژه در نسخهی نئولیبرال، نهادهایی ساخته که سود را معیار موفقیت میدانند، نه انصاف. در این منطق، عدالت بهجای آنکه یک حق انسانی باشد، به «برابری فرصتها» تقلیل یافته ـ که در عمل اغلب به نابرابری شدید منجر میشود.
سرمایهداری چگونه با روان انسان بازی میکند؟
در نظام سرمایهداری از تمایلات انسانی به رقابت، تمایز، و امنیت مالی استفاده کرده و با بهرهگیری از رسانه، تبلیغات مصرفگرایی، و ساختن آرمانهای موفقیت، ذهن انسان را از عدالت به سمت کسب اعتبار و ثروت منحرف میکند.
در سطح جمعی، افراد ممکن است عدالتخواه باشند، اما برای بقا یا پیشرفت، در منطق ناعادلانه مشارکت میکنند. این همان تناقضی است که بسیاری از جوامع امروز با آن دستوپنجه نرم میکنند.
اخلاق فردی در برابر ساختارهای در تضاد با خواست درونی انسان.
«بازی اولتیماتوم» بیانگر اینست که انسانها در ذات خود عدالتخواهاند، پس هنوز امید آن هست با طراحی نهادهایی که قدرت چانهزنی را متوازن کنند، شفافیت را تقویت کنند، و مسئولیتپذیری را الزامآور سازند، میتوان این شکاف را پر کرد.
آزمایش اولتیماتوم به ما یادآوری میکند که عدالت نه یک آرمان انتزاعی، بلکه یک نیاز انسانی است. و هر ساختاری که آن را نادیده بگیرد، دیر یا زود با بحران اعتماد، اعتراض، و فروپاشی مواجه خواهد شد.




