کتاب «فیلمنامه نویسی به زبان ساده» منتشر شد
- شناسه خبر: 76538
- تاریخ و زمان ارسال: 6 بهمن 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

به گزارش ولایت، کتاب حاضر در واقع اثری دیگر از آموزشگاههای قلم سبز با مدیریت حمید درکی به علاقمندان فیلمنامهنویسی از سوی انتشارات میراث فرهیختگان به طبع رسیده است.
این اثر در ابتدا به مفاهیم تلویزیون و سینما در بعد آثار نمایشی پرداخته است. همچنین به تاریخچه سینما نگاهی هوشمندانه از طریق الگوهای دانش نویسندگی در زمینه کتابشناسی کتابهای مرجع و کلاسیک به همراه نکاتی چند در استفاده بهینه از کتاب حاضر نیز اشاراتی دارد.
نویسندگان کوشیدهاند تا محتوای کتاب را مطابق الگوی پیشین دیگر کتب آموزشی از سوی همین آموزشگاه یعنی به صورت فهرستنویسی تنظیم و مطالب را به اختصار و با زبانی بدور از پیچیدگی ارائه دهند.
کتاب به مباحث مهمی چون تعریف موضوعی فیلمنامهنویسی؛ انواع آن اعم از اقتباسی یا بهعکس، ایده اولیه، خلاصه داستان، طرح تفضیلی، فرضیه دراماتیک، شخصیتپردازی، ساختار سه پردازی تا مباحثی به عنوان درس گفتار پیرامون پیرنگ و ساختار خلق یک فیلمنامه سخن میگوید.
نکته جالب کتاب در تجزیه و تحلیل سینماگران نام آشنای ایرانی و خارجی و پرداختن به مراحل تولید و ثبت فیلمنامه و اجرای قراردادهای عرضه و فروش آن است.
شایان ذکر است که نویسندگان در انتهای کتاب فرهنگ اصطلاحات سینما را نیز گردآوری کردهاند.
سینما، این رویای روشنگر آدمی، از سپیده دم پیدایش خویش، جامهای دوخت از نور و ظلمت تا هستیِ ناگفتههای بشر را بر پردهی سپید به تماشا بنشیند. از آن دم که برادران لومیر نخستین تصاویر متحرک را به جهان هدیه کردند تا زمانی که کوبریک در «ادیسه فضایی ۲۰۰۱» مرزهای زمان و مکان را درنوردید، سینما همواره آیینهای بوده است رو به ژرفنای جان آدمی. اینجا، در این قلمروی سحرآمیز، فیلمنامهنویس چونان خالقی متواضع، پیش از آنکه تصویر جان گیرد، واژه میپرورد و در سکوت کلمات، طنین اندوهها و شادیهای آدمی را بازمیتاباند.
چه بسیار شاهکارهایی که تاریخ سینما را به قبله گاهی بدل کردهاند برای جویندگان حقیقت: «سفر به ماه» ژرژ ملیاس، که رویاهای بشر را به کرانههای ناشناخته برد؛ «همشهری کین» اورسن ولز، که روایت را از بند قراردادهای کهن رهانید؛ «طعم گیلاس» عباس کیارستمی، که در سادگیِ یک مسیر خاکی، فلسفهی زندگی و مرگ را ورق زد؛ یا «درخت زندگی» ترنس مالیک، که هستی را در رقص نور و سایه به نظاره نشست. این آثار، هر یک، نه فقط روایتی تصویری، که جلوهگاهی از حیرت آدمی در برابر راز هستیاند.
فیلمنامهنویسی، در حقیقت، هنرِ آفرینش جهانهای ممکن است. جهانی که در آن، سکوتها گویاتر از فریادهاست و ناگفتهها در پس هر دیالوگ نهفتهاند. آیا میتوان به راستی مرز میان واقعیت و خیال را در این قلمرو تشخیص داد؟ آیا آنچه بر پرده میبینیم، بازتابی از جهان بیرون است یا تصویری از جهان درون؟ تارکوفسکی در «آینه» به ما آموخت که سینما میتواند چونان رویایی باشد که بیداری را به مسخره میگیرد و برگمان در «مهر هفتم» نشانمان داد که هنر، چهبسا، آخرین پناهگاه آدمی در برابر پوچی است.
این کتاب، سفری است به قلبِ این هنرِ ناب. از نخستین جرقههای ایده تا پیچ وخمهای ساختار روایی، از آفرینش شخصیتهای ماندگار تا نوشتن دیالوگهایی که در یادها میمانند، هر فصل تلاشی است برای درک این زبان سحرآمیز. زیرا فیلمنامه نویسی، در نهایت، جستوجویی است برای یافتن آنچه ناگفته مانده است؛ همانگونه که آنتونیونی در «آگراندیسمان» به ما یادآور شد، گاهی حقیقت در جزییاتی نهفته است که هرگز به چشم نمیآیند.
جادو در سینما تحقق مییابد. نوشتن، نخستین گام در افسونگری است. این صفحات، سرآغاز افسونسازی توست. و فیلمنامه همان کتاب جادوست. اجتماع مجموعهای دروغین است که میکوشد تا راستی را بیان کند. به عبارتی سینما میرود تا واقعیت موجود زندگی را به حقیقتی ناب و زلال پیوند زند و رویاهایمان را جامه عمل پوشانیده و ما را در مسیر تحول درونی قرار دهد.








