چوب سیاستزدگی لای چرخ مردمیسازی
- شناسه خبر: 42619
- تاریخ و زمان ارسال: 21 شهریور 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

آرش صالحی ـ یکی از تفاوتهای اساسی و ماهوی دولت سیزدهم با دولتهای پیش از خود تکیه به شعار مردمی بودن بود این دولت که از سوی مقام معظم رهبری دستور ویژهای برای تجلی دولت مردمی دریافت کرده بود، تلاش کرد تا با تدوین سند تحول دولت مردمی که به نوعی تکرار تجربه شهید آیتا… سیدابراهیم رئیسی در تدوین سند تحول و تعول دستگاه قضا بود، پا را از شعارهای پوپولیستی و عوامگرایانه فراتر گذاشته و سازوکاری برای مردمیسازی دولت و شریک کردن مردم در حکمرانی مهیا کند تا به تدریج تعامل دولت و ملت برای رسیدن به یک دولت پویا و چابک به منصه ظهور رسیده و بروکراسی اداری تاریخی آرامآرام پای خود را از روابط بین دولت و مردم بیرون بکشد. اما در نهایت، ابهام در نحوه اجرایی کردن سند تحول و امید بستن به برخی نیروهای تازه ورود کرده به بدنه دولت که تحت عنوان دستیاران مردمیسازی دولت شناخته میشدند و به نظر میرسد اغلب متکی به سوابق فعالیت در تشکلهای دینی و مذهبی مانند هیئات عزاداری بودند، نتوانست منجر به جلب مشارکت بدنه نخبگانی و گروههای اثرگذار مردمی در فرآیند مردمیسازی شود.
اجرای مردمیسازی به اذهان بسته سپرده شد
حسن پورمهابادیان، جامعهشناس و فعال اجتماعی در گفتوگو با خبرنگار ولایت با بیان اینکه نخستین شرط مردمیسازی جلب مشارکت فراگیر مردم با یک رفتار جذاب است، گفت: متاسفانه دولت سیزدهم اجرای سیاست مردمیسازی را به اذهان بستهای سپرد که گام نخست را جلب مشارکت گروههای مذهبی با سبقه سیاسی اصولگرایی میدیدند.
وی سیاستزدگی را عامل اصلی شکست سیاست مردمیسازی دانست و افزود: وقتی صحبت از مردم میشود، یعنی باید ذهن خود را باز کرده و خودکشیها را کنار بگذاریم. مردمیسازی یعنی باید دربها روی همه افرادی که میتوانند بخشی از فرآیندهای معیوب حاکمیتی و دولتی را اصلاح کنند، باز کرد.
سیاستزدگی چرخ مردمیسازی را پنچر کرد
این کارشناس ارشد جامعهشناسی با ذکر اینکه در مردمیسازی باید به سراغ ظرفیتهای فعالنشده اجتماعی برویم، گفت: وقتی مسئولان مردمیسازی از دستیار مردمیسازی رئیسجمهور تا دستیار مردمیسازی استانداران و فرمانداران فقط از یک طیف فکری و سیاسی خاص انتخاب میشوند، بیتردید بدنه غیرسیاسی و مستقل جامعه با دید بدبینی و تردید به این پدیده نگاه میکند.
پورمهابادیان ادامه داد: بنابراین سیاستزدگی و عدم اعتماد به همه گروههای فعال اجتماعی موجب شد که دولت نتواند برای اجرای سند تحول دولت مردمی و مردمیسازی حکمرانی از نیروهای اجتماعی توانمند یارگیری کند، چرا که پیشفرض نیروهای جوان دولت سیزدهم این بود که نباید همه مردم وارد این فرآیند شوند و یا تعریف آنها از مردم، تعداد خیلی محدود و انحصاری بود.
وی تصریح کرد: به تبع ذات، مردمیسازی با قائل شدن فیلتر و محدودیت همخوان نیست و محدود کردن کار به مشارکت با برخی سمنها و انجمنهای مردمی که دچار رکود شدهاند، بیتردید نمیتواند مردمیسازی حکمرانی را محقق کند و اصولاً هم نوبت به چنین سمنهایی نمیرسید.
مردمیسازی، رویکرد دوران بیپولی دولتهاست
سجاد سلیمانی، کارشناس اقتصاد صنعتی در گفتوگو با خبرنگار ولایت با بیان اینکه مردمیسازی و رویکردهای به ظاهر مردمگرایانه فقط در زمان بیپولی دولتها مطرح میشوند، گفت: تصور کنید اگر دولت از بابت فروش نفت و گاز سالیانه 200 میلیارد دلار عایدی داشته باشد، آیا باز هم حرفی از مردمیسازی و بهکارگیری ظرفیت مردم مطرح میشود؟
وی اضافه کرد: با اینحال همین رویکرد مبتنی بر خرد و عقل هم در موضوع مردمیسازی دیده نشد و در نهایت مردمیسازی به سپردن یکسری امور خاص به گروههای مردمی و مذهبی برای اجرای برخی طرحهای فرهنگی و بعضی از پژوهشهای اجتماعی به کارفرمایی دولت و پیمانکاری این گروهها محدود ماند.
مردمیسازی یعنی مردم ایده بدهند، نه دولت
این کارشناس اقتصادی با ذکر اینکه اساس در مردمیسازی به صحنه آوردن اندیشه و راهکارهای خلاقانه گروههای مردمی است، گفت: اما در دولت سیزدهم شاهد این بودیم که دولت یکسری تکلیف و وظیفه را برای گروههای مردمی تعریف میکرد و از این گروهها میخواست که برای به ثمر رسیدن فلان طرح یا پروژه خرد و کلان به او کمک کنند.
سلیمانی افزود: بیتردید در چنین نگاهی خبری از مردمیسازی نیست و موضوع همان برونسپاری تکالیف دولتی به یکسری سمنها و تشکلهای مردمی است و جالب اینکه در نهایت نحوه مردمیسازی حکمرانی به ویژه در سطح استانها فراموش شد و معلوم نشد که مردمیسازی چقدر از فرآیندهای فشل را زدوده یا اصلاح کرده است.
وی ادامه داد: عقل سلیم به ما حکم میکند که دولت در موضوع مردمیسازی از فعالان اجتماعی و گروههای مرجع مردمی ایده بگیرد و بعد تلاش کند به کمک همین گروهها برای اجرایی کردن همین ایدهها در مسیر اصلاح فرآیندهای غلط حکمرانی قدم بردارد، نه اینکه امر مردمیسازی را به یک فرآیند بروکراتیک و دردسرساز جدید تبدیل کند.
این فعال صنعتی تصریح کرد: برای نمونه مردمیسازی در حوزه صنعت این است که از گروههای نخبگانی صاحبنظر در حوزه خودروسازی بخواهیم که صنعت خودرو را آسیبشناسی کرده و یک فرآیند تحول برای ما تعریف کنند، نه اینکه ما فرآیند تحول را با نگاه بسته دولتی تعریف کنیم و بعد از آنها بخواهیم که این فرآیند را برای ما اجرا کنند.
سلیمانی اضافه کرد: در امر مردمیسازی باید اصل تکیه بر خلاقیت و نوآوری گروههای مردمی برای عبور از مشکلاتی باشد که دولت قادر نیست برای حل آنها راهکار ارائه دهد و بنابراین باید بعد از رسیدن به این راهکارها به فکر اجرای آنها باشیم؛ در حالی که در مردمیسازی دولت سیزدهم باز هم شاهد نگاهی عقل کل و بالا به پایین دولتیها بودیم.
مردمیسازی همچنان در جامعه مبهم است
از سوی دیگر، سیدمحمد زمانی طراح صنعتی و کارآفرین در گفتوگو با خبرنگار ولایت با بیان اینکه مردمیسازی همچنان امری مبهم و درکنشده در جامعه است، گفت: اگر امروز به سراغ جامعه دانشگاهی و نخبه بروید، به وضوح عدم آشنایی آنها را با مفهوم مردمیسازی میبینید و به نظر میرسد اشتراک نظری در تعریف مردمیسازی نداریم.
وی افزود: اگر منظور از مردمیسازی برونسپاری یکسری طرحهای پژوهشی و تحقیقاتی به انجمنهای مردمی، غیردولتی و سمنها برای رفع کاستیهای دولتی باشد، که این موضوع جدیدی نیست و اگر هم منظور از مردمیسازی بهکارگیری مردم در سلسله مراتب حکمرانی باشد که چنین جایگاهی به نظر میرسد برای مردم تعریف نشده است.
کوچکسازی دولت، پیششرط مردمیسازی
این کارآفرین با ذکر اینکه پیششرط مردمیسازی باید چابکسازی و کوچک کردن دولت باشد، گفت: با تغییر دولتها شاهد ورود بخشی از نیروهای سفارشی به بدنه دولت هستیم و بیشک دولت باید برای مشغول کردن این نیروها پروژه و کار تعریف کند و در نهایت امروز جایگاه گروههای مردمی میتوانند تعریف کردن پروژه و کار برای این افراد باشد.
زمانی اضافه کرد: به نظر میرسد آنچه که باید در دستور کار دولت قرار گیرد، بهکارگیری گروههای متخصص و نخبه برای اصلاح فرآیندهای حکمرانی باشد و خیلی نباید نگران اسم آن باشیم که مردمیسازی است یا نخبهسالاری. امروز مردم توقع دارند بعد از دههها شعار، مشکلات سنواتی حل شود و برای آنها مهم نیست که این کار توسط بدنه دولت صورت میگیرد یا گروههای مردمی یا تیمهای تخصصی.
وی ادامه داد: اگر مردمیسازی به معنی فعالسازی توان حدوداً 90 میلیون نفر ایرانی است،ِ باید چارچوب مشخصی از این فعالسازی توان و ظرفیت نهفته داشته باشیم و اگر نداریم بهتر است که کار را با گروههای متخصص و نخبه شروع کرده و با مدیریت این گروهها سایر گروههای اجتماعی و مردمی را پای کار حل مشکلات بیاوریم.
لزوم توانسنجی مشارکت مردم با دولت
با این همه به نظر میرسد رویکرد مردمیسازی دولت و کارنامه دولت قبل در این حوزه باید مورد بررسی، واکاوی و نقد جدی قرار بگیرد و با برجسته کردن نقاط قوت و ضعف، توان مشارکت مردم در بخشهای مختلف سنجیده شود و مبتنی بر یک توان مشارکت واقعی از ظرفیت مردم برای اصلاح فرآیندهای حاکمیتی بهره گرفت.








