چهار نام، چهار چراغ خاموش
- شناسه خبر: 79658
- تاریخ و زمان ارسال: 26 اسفند 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

گاهی یک خبر کوتاه، قلب یک شهر را سنگین میکند.
چند خط بیشتر نیست؛ چند نام و چند عدد. اما پشت همین چند کلمه، دنیایی از زندگیهایی قرار دارد که دیگر ادامه پیدا نمیکنند.
میگویند شمار بانوان شهیده استان قزوین در جنگ رمضان به چهار نفر رسیده است.
چهار نام که حالا در کنار هم قرار گرفتهاند:
فائزه جهانشاهلو.
هانیه جهانشاهلو.
گلشاد نامداری کاکاوند.
گزل کاکاوند نگهداری.
چهار زن از بوئینزهرا. چهار زندگی که هرکدام روزی با امید، برنامه و آرزو آغاز شده بود. شاید صبحی معمولی، شاید برنامهای ساده برای فردا، شاید حرفهایی که قرار بود بعداً گفته شوند. اما جنگ همیشه ناگهان وارد زندگی آدمها میشود؛ بیاجازه، بیهشدار.
در خبرها نوشتهاند شمار شهدای استان قزوین به ۲۴ نفر رسیده و ۱۸۰ نفر نیز مجروح شدهاند.
عددها همیشه در خبرها منظم و بیصدا کنار هم مینشینند. اما هر عدد در حقیقت یک خانه است؛ خانهای که حالا صدای یکی از عزیزانش را کمتر خواهد شنید.
پشت نام فائزه، هانیه، گلشاد و گزل، خانوادههایی ایستادهاند که حالا جهان برایشان کمی ساکتتر شده است. مادرانی که شاید هنوز باورشان نمیشود. پدرانی که در سکوت به عکسها نگاه میکنند. خواهران و برادرانی که هنوز شماره تلفنشان را در گوشی نگه داشتهاند.
شهرها هم مثل آدمها حافظه دارند. بوئینزهرا در تاریخ خود روزهای سخت کم ندیده است، اما هر بار که نامی به فهرست داغهایش اضافه میشود، بخشی از دل شهر هم سنگینتر میشود.
جنگ معمولا با صداهای بلند روایت میشود؛ با انفجارها، با خبرهای فوری، با تحلیلهای سیاسی. اما حقیقت جنگ بیشتر در همین لحظههای خاموش دیده میشود؛ در خانهای که چراغش کمنور شده، در مادری که بیصدا اشک میریزد، در شهری که ناگهان چهار نام تازه را به یاد میسپارد.
فائزه.
هانیه.
گلشاد.
گزل.
چهار نام ساده، اما برای خانوادههایشان تمام جهان بودند.
حالا این نامها از میان زندگی روزمره عبور کردهاند و به حافظه یک شهر پیوستهاند؛ حافظهای که شاید سالها بعد هم وقتی کسی از این روزها بپرسد، با همین نامها آغاز شود.
گاهی تاریخ نه با اتفاقهای بزرگ، بلکه با نام آدمهایی نوشته میشود که دیگر میان ما نیستند.
و حالا بوئینزهرا چهار نام دیگر دارد؛
چهار نام که از میان زندگی رفتند، اما از یاد شهرشان نخواهند رفت.

