چرا دیگر کسی در نمیزند؟!
- شناسه خبر: 71889
- تاریخ و زمان ارسال: 1 آذر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

سارا افشار
در دهههای اخیر، کیفیت و کمیت روابط انسانی دستخوش تغییرات بزرگی شده است، خیلی از مردم در مکالمات و خاطرهگوییهایشان از این موضوع گلایه دارند که: «دیگر هیچ چیز مثل قدیم نیست! صمیمتها کمتر شده و با کمال تأسف، دیدارها به تماس تصویری و پیامرسانهایی مثل واتساپ و تلگرام و غیره محدود شده تا جایی که حتی نزدیکترین اعضای خانواده هم کمتر دور هم جمع میشوند!»
به گفته محققان، یکی از اصلیترین دلایل این موضوع، یعنی کاهش رفتوآمدها، فشار کاری شغلی است. همانطور که میدانید و مطمئنا با این موضوع مواجه شدهاید یا در اطرافیانتان دیدهاید، زندگی امروز به جایی رسیده که مردم برای بقا و زنده ماندن در اقتصاد پیچیده این روزها، باید مدام در حال کار و آموزش و رقابت و تلاش باشند تا جایگاه اقتصادی خود را حفظ کنند. خانوادههایی که سرپرستش باید چند شیفت کار کند و یا اگر زوج هستند، هر دو، هم مرد و هم زن، شغل و منبع درآمد داشته باشند.
همین فشار اقتصادی باعث کمبود انرژی روانی و جسمی برای برقراری حتی کوچکترین ارتباط حضوری میشود. البته مهاجرت، تحصیل و زندگی در شهرها و کشورهای دیگر هم که امروزه بیشتر از قبل شده، دیدارهای حضوری را کمرنگ و حتی تا جایی ناممکن کرده است. البته ناگفته نماند تماس تصویری و پیامرسانهای مختلف «جایگزین» ارتباط حضوری شدهاند، نه مکمل آن! اینکه با چند کلیک ساده میتوان هر کسی را که دوست داشته باشیم، ببینیم بدون آنکه جسممان کنار هم باشد هم از معایب مدرنیته و از دلایل حجم کاهش رفت و آمدها، مانند گذشته است. در واقع همین پیامرسانها و شبکههای اجتماعی، این احساس غلط را در جامعه و بین مردم ایجاد کرده «در جریان زندگی هستیم» در حالی که دیدن چند تا عکس و فیلم، جای ارتباط حضوری و عاطفه و محبتی که پشت این روبط پنهان است را نمیگیرد و قسمت جالب قضیه این است که انگار، مغز ما انسانها به دریافت سریع و آسان ارتباطات کوتاهمدت، مثل پیام و دستوری و پست و لایک کردن یک ثانیه آنها عادت کرده و شاید حوصله روابط عمیق را از دست داده است.
یک نوع اعتیاد از نوع دیجیتال!
خیلی مواقع آنقدر تحملمان حتی برای دیدن یک کلیپ کم است اگر از یک دقیقه بگذرد ما به راحتی آن را رد میکنیم و پست بعدی را میبینیم. انگار مغزمان هم مثل خودمان بیحوصله شده است!
قدیمها، «صله رحم» ارج و قرب داشت. کلمهای که زبان به زبان میچرخید و همه مردم خود را موظف میدانستند که آن را به جا بیاورند. اینکه حتما باید به همدیگر سر میزدند و دیداری تازه میکردند. مخصوصا دیدن بزرگترهای فامیل، واقعا جزو مهمترین وظایف آدمها به شمار میآمد. قدیمترها، حتی اقوام خیلی دور هم، همدیگر را میدیدند و از حال و روز هم خبر داشتند. برخلاف امروزه که در بیشتر مواقع، مردم وقت نمیکنند به خانواده درجه یکشان مثل خواهر و برادرشان سر بزنند و به یک پیام یا تماس کوتاه اکتفا میکنند ـ که البته چند تا از دلایلش را بالاتر ذکر کردیم ـ مانند چندشغله بودن افراد که یکی از همان دلایلی بود که باعث شده بود وقت کافی برای دید و بازدید حضوری وجود نداشته باشد.
گرانی و افزایش تورم هم که بیداد میکند! این روزها پای صحبت هر کسی که بنشینید، بابت این قضیه نالان است.
البته قشر مرفه و پولدار، تقریبا با این قضیه و معضل بیگانهاند!
ولی در مورد عموم مردم، افزایش هزینههای زندگی، حمل و نقل و تورم باعث شده، آدمها حتی برای دیدار عزیزانشان هم محاسبه مالی کنند! بدین معنا که به خاطر بالا بودن هزینه سوخت و در نتیجه حمل و نقل، ترجیح اکثر افراد دیدار غیرحضوری و دیدن عزیزانشان در قاب یک گوشی است. خیلی مواقع هم گویی همین خستگیهای ذهنی و استرسها باعث شد انرژی عاطفی و احساسی آدمها هم کمتر شود. بعضی مواقع گرانی، آنقدر به پیکره یک خانواده فشار میآورد که حتی حوصله خودشان را هم ندارند، چه برسد به آشنایان و اطرافیان!
در این میان کمبود فرزندآوری و یا تکفرزندی باعث شده که نسل جدید با خیلی از واژهها بیگانه باشد. چون ارزشهای نسل جدید و سبک زندگی و عاطفیشان متفاوت با نسل قدیم است و باز هم محققان و جامعهشناسان در این رابطه معتقدند که در چند سال آینده واژه «عمو ـ عمه ـ خاله و دایی» بیمعنا میشود و شاید به فراموشی سپرده شود! در خیلی از خانوادهها این اتفاق خیلی عادی و معمولی حساب میشود. اینکه بزرگترهای خانواده اگر به مهمانی یا مجلسی دعوت میشوند، فرزند یا فرزندانشان در خانه میمانند و تنهایی را به حضور در جمع حتی جمع خودمانیشان ترجیح میدهند. البته «کرونا» هم در این مورد بیتقصیر نیست و جای بحث دارد. درست است که آمد و چند سال زندگیهایمان را سخت و طاقتفرسا کرد و رفت؛ ولی اثرات جبرانناپذیری روی روان آدمها گذاشت!
تاثیراتی که همچنان جای زخمش بر پیکره همه ما مانده است. عادت به ارتباط مجازی، ترس از تجمعات، کاهش عادت به مهمانی و اولویت دادن به امنیت و فاصله در این دوره باعث شد که انسانها، «عادت رفت و آمد» را از دست بدهند و متاسفانه این عادت هنوز کاملا برنگشته است.
تا جایی که امروزه، افراد نیاز بیشتری به تنهایی، برنامهریزی شخصی، زمان آرامش و دوری از روابط فشارزا دارند. جهان شلوغ امروز با تمام سختیها و مشقاتش و با وجود تمام گرانیها و هزینههای هنگفت باعث شده «خلوت» یک ارزش مهم باشد البته از نوع اجباری!
در نهایت ما در دورهای زندگی میکنیم که حضور فیزیکی جای خود را به حضور دیجیتالی داده است اما این اتصال دیجیتال نتوانسته جای محبت واقعی گرمای روابط چهره به چهره و صمیمت سنتی را بگیرد.
معنی واقعی جمله «دیگر هیچ چیز مثل قدیم نیست» و شاید خوشا به قدیمها!
قدیمهایی که درب خانهها به روی همه باز بود و برای رفتن به خانه همدیگر و دیدار حضوری و به جا آوردن صله رحم، احتیاج به کلی زنگ زدن و پیام دادن و هماهنگ کردن نبود و سفرههای مردم همیشه باز بود!
در نهایت با نگاهی جزئی و کوتاه درباره کاهش رفت و آمدها مثل قدیم، متوجه میشویم که چرا «دیگر کسی در خانهها را نمیزند و با یک استیکر یا ایموجی کل احساسشان را پشت در قلبشان پنهان میکنند!»









