«پری» در اساطیر؛ ابزار مشروعیتبخشی به پهلوان
- شناسه خبر: 64044
- تاریخ و زمان ارسال: 13 مرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نفیسه کلهر
ندا خویینی را «دختر فردوسی» مینامند، زنی که عمرش را در راه مطالعه و شناخت شاهنامه گذرانده و از شناخته شدهترین پژوهشگران این حوزه است و سالها با برگزاری جلسات هفتگی منظم، شاهنامهپژوهی را در شهر قزوین رواج داده است.
در این مطلب از او درباره زن در اسطورهها سوال پرسیدم و خوئینی با صبوری و حوصله پیشینه «پری» را در روایات و حکایات باستانی گفت.
در متن زیر این گفتوگو را خواهید خواند.
ندا خوئینی در رابطه با نقش پری در اساطیر اشاره میکند به دورههای مختلف زمانی. این پژوهشگر معتقد است انسان از نظر اسطورهشناسی چند دوره را پشت سر گذاشته است؛ نخستین دوره «عصر زرین» بود که عصر برابری نقشها بوده و زن و مرد در کنار هم با خوشبختی زندگی میکردند و هرکدام مسئولیتهایی را بر دوش داشتند.
دوره بعدی «عصر سیمین» بود که از آن جایی که زنان مبدع کشاورزی بودند، به عنوان تولیدکننده، قدرت گرفتند و با رواج کشاورزی، زنان نقش هدایت کننده جامعه و تعیین کننده نسب فرزندان و کاهنهی معابد را توأمان به عهده داشتند. در همین زمان ایزدبانوانی پدیدار شدند که نماد زن و خویشکاریها (وظایف زنان در جامعه) بودند. ایزدبانوان نگهبان آب و خاک و طبیعت و… که در معابد پرستش میشدند و معنی واژه «زن» بود که با زندگی گره خورده بود. برای این ایزدبانوان قربانی و نذور پیشکش میشد و این زن بود که چرخ سترگ قدرت را میچرخاند و بر جامعهی ابتدایی بشر فرمان میراند.
خوئینی ادامه میدهد: تا اینکه با شروع دوره سوم به نام «عصر آهن» ناگهان ورق برگشت و انسان قادر به ذوب فلزات شد و توانست شمشیر و سلاحهای تیز بسازد و این آغاز به حاشیه رانده شدن زنان بود.
در این دوره مردان دیگر به تولید و کشاورزی اکتقا نکردند و شروع به کشورگشایی و جنگیدن با کشورهای همسایه در دور و نزدیک نمودند. جنگهایی که غنایم و زمینهای بسیاری را به مردان هدیه میکرد و مردان از این راه میتوانستند ثروت بسیاری به دست بیاورند. در واقع عصر آهن با ظهور جنگسالاران همراه بود و آغاز دوره پدرسالاری بود و در دنیای جدید برای زنان نقشی جز همسری و فرزندآوری یا ازدواجهای سیاسی تعریف نشده بود. خوئینی معتقد است: دنیای جنگسالاران دنیای بیرحمی بود و زنان که قدرت بدنی لازم را برای جنگیدن نداشتند به حاشیه رانده شدند و صاحبان قدرت هر طور که میخواستند از آنان استفاده میکردند و زنان به ابزاری در دست مردان تبدیل شدند. در همین زمان ایزدبانوانی که از تصویر زنان قدرتمند عصر مادرسالاری ساخته شده بودند و در معابد پرستش میشدند به زیر کشیده شدند و از آنها خاطرهای ماند به نام «پری».
از پری بعدها در اوستا با نام پریکا یاد میشد. (تنها ایزدبانویی که جامعه پدرسالار نتوانست شکوه او را به زیر بکشد «آناهیتا» ایزدبانوی نگهبان آب بود که در دوره هخامنشی همراه «مهر» (ایزد عهد و پیمان) در کتیبهها و نگارهها حضور پر رنگی داشت.
خوئینی میافزاید: اما با ظهور دین زرتشت جامعه مردسالار از دینمردان میخواهد که برای پری که نماد زن قدرتمند عصر مادرسالاری است نقشی سخیف تعریف کند. پیامبر جدید (زرتشت) هم برای پری نقش نماد شرارت و اغواگر پهلوانان و شاهان و «مونت دیو» را تعیین میکند و پری هم مانند دیو و اژدها ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرتمردان میشود و کاملا به انقیاد جامعه پدرسالار در میآِید.
به عقیده خوئینی در واقع زرتشت مطابق با نیاز دستگاه دینی خود در زیانکار دانستن و ناپاک خواندن پری، پریان را از مقامشان فروکشید و تا همسانی با جهیکان (دختران اهریمن) تنزل داد، هرچند برخی ایرانیان اصلاحات زرتشت در دین قدیم ایرانی را نپذیرفتند، اما متاسفانه این اصلاحات میان بسیاری از ایرانیان پذیرفته شد.
وی ادامه داد: با ظهور پدیده قهرمان در «عصر مفرغ» (برنز) پری در آزمونهای پهلوانی نقش فعالی را ایفا کرد.
در هفتخانهای رستم و اسفندیار مرحلهای وجود دارد که هر دو پهلوان باید زن جادو (پریان جادوگری و جنگاوری میدانستند) را شکست دهند و به مرحله بعد بروند و در واقع طراح هفتخانها این مرحله را عمدا در این مراحل گنجانده تا یکی از پلههای موفقیت پهلوان، سرکوب زن قدرتمند باشد که نتواند دوباره قدرت بگیرد و برای صاحبان قدرت خطری محسوب نشود.
این پژوهشگر تصریح میکند: هدف مستتر در گنجاندن این مرحله، زنی است که از نظر مردان بخواهد با اغواگری در قدرت شریک شود و یا به نحوی آن را به دست بگیرد. این مرحله خاطرنشان میکند که پری رقیبی است که باید کنترل شود و در واقع این زنان هستند که نباید نقشی در دنیای حماسه داشته باشند.
وی با تاکید بر اینکه در دنیای حماسه که مانیفیست مشروعیتبخشی به قدرت حاکم است، توضیح میدهد: زن نقش مادر یا معشوقه آرمانی پهلوان را ایفا میکند. البته ناگفته نماند که در جهان حماسه فقط در شاهنامه و یک منظومه حماسی دیگر است که ما با دو زن جنگجو که نقشی را به جز مادری و همسری ایفا میکنند مواجهیم: گُردآفرید و بانو گشسب، که یکی هماورد سهراب است و دیگری در منظومههای حماسی، منظومهای به نام خود دارد و در شاهنامه داستانی از او نمیبینیم و در بقیه حماسههای جهان زن نقش اغواگر یا غنیمتی که باید بر سر تصاحبش جنگید را ایفا میکند. (برای نمونه به داستان تروی و ربوده شدن هلن رجوع شود)
خوئینی میافزاید: زن اثیری که در «گرشاسبنامه» (پری خنثیتی) گرشاسپ پهلوان ایرانی را که نامش در اوستا آمده و نیای رستم است، فریب میدهد و با او ازدواج میکند یک پری است و همین گناه و بیاحترامی که گرشاسپ به آتش میکند موجب خشم اهورمزدا میشود و او را در گروتمان (بهشت) نمیپذیرد و او در دشتی به نام پیشانسه با تیر زهرآگین «نوهین تورانی» در خواب مصنوعی فرو میرود تا در فرشگرد (آخرالزمان) وقتی ضحاک در دماوند بند پاره میکند بیدار شود و او را شکست دهد تا گناهانش بخشیده شود.
به اعتقاد این پژوهشگر نقش دیگری که به زن در جهان حماسه داده میشود این است که جایزه پهلوان (قهرمان) پس از اژدهاکشی باشد و فرزندی بیاورد تا نسل پهلوان ادامه یابد. (رستم به عنوان پهلوان اول شاهنامه پایبندی به خانواده ندارد و ازدواجهای او فقط برای فرزندآوری است).
پس پری نیز مانند دیو و اژدها که هر کدام سرگذشت خود را داشتهاند و بعد به ساحت خیال تبعید شدهاند ایزدبانویی است و قصهای دارد که با سیاست و تاریخ عجین است و بعد داستانهایش ایزاری شده است در دست صاحبان قدرت برای مشروعیتیابی و در واقع تفکر پدرسالاری که همواره از قدرت گرفتن زنان واهمه داشته و این واهمه را در ادبیات و سنت شفاهی دورههای مختلف میتوان دید.
خوئینی معتقد است: اما با تمام تلاش صاحبان قدرت و دینمردان مزدیسنا، پری در روایتهای گوسانها و قصههای کودکان باقیمانده و همواره نقش یک حمایتگر مهربان و خیرخواه را ایفا کرده است .(هنوز در کردستان مردم برای حل مشکلاتشان و برای اینکه سال خوبی داشته باشند از پری خیر را طلب میکنند.)
به باور این پژوهشگر این سرزمین پر از پریهایی است که با تمام مرارتهای تاریخی همچنان نماد صلح و خیر و مهربانی هستند.
او تاکید میکند: باید بپذیریم که در این عصر هر کس فراتر از مفهوم جنسیت میتواند قهرمان زندگی خودش باشد و برای داشتن جهان بهتری برای کودکان و درختان و پرندهها و … تلاش کند.
خوئینی در پایان خاطرنشان میکند: شاید زمان آن رسیده که زن قدرتمند به رسمیت شناخته شود و پریان از انقیاد شاهان پریان بیرون بیایند و دنیای بهتری را به کمک مردان بسازند.









