پدیده «دستفروشی» به مثابه تئاتر زنده خیابانی
- شناسه خبر: 49340
- تاریخ و زمان ارسال: 24 آذر 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

امیررضا درگی
معمار، پژوهشگر، مدرس دانشگاه ـ دبیر هیات اندیشه ورز معماری و مدیریت شهری بنیاد نخبگان استان قزوین
مقدمه:
امروزه کسی نیست که نداند شهرهای به سرعت رشد یافته چگونه اصل زندگی شهری و حیات محلهها را به فراموشی سپردهاند، و تنها به اهداف کوتاهمدت و سرعت توسعه، پاسخگو بودهاند. اهمیت مسائل محیط شهری هیچگاه به اندازه امروز، نمایان نبوده است. فضاهای عمومی مهمترین بخشهای شهر را تشکیل میدهند. مفاهیمی چون توسعه پایدار شهری، بازیافت کالبدی، توسعه از درون، تجدید حیات شهری، شهرگرایی نو، انسان محوری توسعه، جامعهمدنی، گفتوگوی تمدنها، شهر سالم و شهر سبز، همه و همه بیان متفاوت از یک مقصود یعنی بهتر زیستن در فضای مناسب است که نیاز واقعی و حیاتی در دنیای روبه رشد شهرنشینی است. زندگی کردن در شهر یک هنر است، نه یک علم. شروع زندگی در شهر یک رابطه است و رابطهای که با شهرتان دارید، مثل هر رابطه انسانی نیازمند حمایت، تمرین و کار مداوم است. ممکن است زندگی در شهر در عرض یک هفته، یک روز یا حتی یک ساعت ما را بسازد یا خرد کند. ممکن است چنان ما را زیر و رو کند که به چیزی غیر از خودمان تبدیل شویم. خیلی بدیهی است که هر چه ما سعی کنیم انسانتر باشیم و انسانیتر حس کنیم، محیطهای شهریمان نیز انسانیتر خواهند بود.
پرداختن به موضوع زیستپذیری شهرها، و به دنبال آن سامانبخشی هستههای مرکزی شهر، بدون توجه به قرارگاههای رفتاری و آداب زندگی جاری در آنها امکانپذیر نمیباشد. رشد سریع شهرنشینی و پیدایش کلانشهرهای عظیم در کشورهای در حال توسعه بعد از جنگ جهانی دوم بسیار سریعتر از جوامع توسعه یافته رخ داد. به طوری که این امر بعضا همراه با بیبرنامه بودن و ضعف در عملکرد مدیریتهای شهری، از یک سو موج رواج بیکاری در شهرها به ویژه مادرشهرها از سوی دیگر، تلاش به منظور تامین حداقل معاش و رهایی از فقر اقتصادی، بخش عمدهای از جمعیت ساکن در شهرها را به سوی استغال غیررسمی برده است. در میان فعالیتهای کوچک مقیاس بخش غیررسمی، «دستفروشی» جایگاه شاخصی دارد. دستفروشی پدیدهای اجتماعی ـ اقتصادی و جهانی است. ولی در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه نمود بیشتری دارد. در رویکرد باز پیرایی هستههای مرکزی شهر، موضوع ساماندهی دستفروشان برای تامین یکی از مولفههای حقوق شهروندی و جلوگیری از ایجاد فضای ناهنجاریهای شهری (محیطی، اقتصادی، اجتماعی و…) ضمن شناخت دقیق ریشههای موضوع و عوامل موثر بر بروز و گسترش این پدیده، راهکارهای حل مسئله و مدیریت موضوع حائز اهمیت میباشد. از آنجا که ساختار توسعه اکثر شهرهای ایران، چه شهرهایی با قدمت تاریخی و چه شهرهای جدیدی که در این چند دهه رشد چشمگیری داشتهاند و برپایه برنامهریزی شهری و طراحی معماری استوار نبودهاند، باعث بوجود آمدن مشکلات عدیدهای شدهاند از جمله شهر قزوین، بر همین اساس، هدف از این پژوهش، تحلیل و آسیبشناسی در این حوزه و ارائه راهبردهایی برای مناسبسازی و بهسازی کیفی و نوآورانه چارچوب کالبدی و رفتاری این فضاهاست.
***
همانطور که اشاره شد، گسترش شهرنشینی از یک سو و عدم افزایش تولید و شغل متناسب با آن از سوی دیگر، گسترش بخش غیررسمی را به دنبال داشته است. فارغ از دلایل گسترش شهرنشینی در کشورمان، این پدیده باعث ورود تعداد زیادی از افراد از روستاها به شهرها و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ شده است. دستفروشی عللی از جمله بیکاری، بیکاری فصلی، عدم سرمایه کافی و بعضا عدم تخصص و تحصیلات، کم بودن درآمد، ورشکستگی، ناتوانیهای جسمی و معلولیت میتواند داشته باشد. با توجه به اینکه عمده تمرکز این پدیده متوجه هسته مرکزی شهرها میباشد و از آنجایی که هرفعالیت به فضایی با ویژگی خاص یا قرارگاه رفتاری مناسب نیاز دارد، در صورت عدم وجود فضای مناسب، کیفیت به روز، نوع فعالیتها دچار مشکل شده و در نهایت موجودیت شهر از جنبههای کالبدی، سیما و منظر، اجتماعی، فرهنگی، هویتی و عملکردی با اختلال روبرو خواهد شد. دستفروشی و عملکرد پیچیده دستفروشان در شهر بهواسطه واقعیت چند بعدی، مبین ظرورت طراحی ساختار مدیریتی یکپارچه و هماهنگ به منظور سیاستگذاری و برنامهریزی موضعی و سرانجام مداخله در جهت سازماندهی آن است. وجود آنها در بعضی از مکانهای خاص یا محلات شهری دارای مزایا و معایبی است که اگر برنامهریزی درست در مورد آنها از جهات مختلف، از جمله حقوقی ـ اداری صورت بگیرد، پیشبینی میشود که منافع حضور آنها بر مضراتش بچربد.
در آغاز قرن بیستم زمانی که خودروها خیابانها را اشغال کردند، به جبران آن فضاهایی برای آسودگی و زندگی اجتماعی شکل گرفتند که هدفشان ایجاد فضایی برای زندگی اجتماعی و تفریح مردم بود، در همین زمان بود که نقش خیابانها به کانالهای دسترسی عملکردی تنزل پیدا کرد. امروزه فقط در برخی مراکز تاریخی شهرها میتوان از این عملکرد پشتیبانی کرد و قاعدتا با تلاش زیاد امکانپذیر خواهد شد. برای ایجاد فضاهای عمومی در یک خیابان مدرن، گاهی اقداماتی جزئی لازم است تا تجمعی از فضاهای اشتراکی در کنار خیابانهای همگن مدرن شکل گیرد. علاوه بر تفکیک خیابان به سکانسهای دارای حال و هوای ویژه، میتوانیم فضاهای خارجی را از طریق شکل دیوارهای محصور کنندهی آن ارتقاء دهیم.
***
دستفروشی ریشههای تاریخی دارد و تا بیش از استقرار نظام مدرن خرید و فروش در قالب مراکز فروش تولید و فروشگاههای توزیع، بخش قابل توجهی از مایحتاج مردم در محلات شهری و روستاها از طریق فعالیتهای دستفروشان تامین میشده است. این دستفروشان هستند که میتوانند با توجه به ماهیت کار خود یعنی موجودی اندک با توانایی جابجایی سریع، تا اندازهای به برخی از احتیاجات روزمره پاسخ دهند. باتوجه به وضعیت اقتصادی حاکم بر جامعه، و سقوط بخشی از طبقه متوسط به طبقه فقیر، افراد به پدیده دستفروشی بیش از پیش روی آوردهاند، چرا که دیگر قادر به تامین هزینههای زندگیشان به طرق معمول نیستند و مجبورند دستفروشی را برای فرار از بیکاری یا به عنوان شغل دوم و سوم انجام دهند.
شهر کوالالامپور در مالزی یکی از تجربههای موفق در آسیا در زمینه دستفروشی شناخته میشود. در مالزی چندین شکل از شناسایی فروشندگان خیابانی وجود دارد. در سال 1990 یک سیاست ملی در مورد فروشندگان دستفروش اتخاذ گردید. سیاست مذکور طرحی جامع برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی دستفروشان خیابانی بود که شامل برگزاری دورههای آموزشی برای دستفروشان به منظور بهبود توانمندیهای کسب و کاری آنها میشود. مقررات و کنترل فروشندگان خیابانی در سال 1986 تحت نظر بخش معامله گران و خردهفروشان قرار گرفت.
از سوی دیگر، برنامههای آموزشی منظم برای فروشندگان خیابانی برگزار شد. بخش معاملهگران و خردهفروشان با همکاری سازمانهای غیردولتی و مردم نهاد چنین برنامههایی را سازماندهی میکنند.
مراکز شهرها چیزی بیش از مجموعههایی از مغازهها هستند. این مراکز زمینههای فرهنگی، تفریحی، فراغتی، گردشگری، زندگی مدنی و تبادل دیدگاهها، عقاید و نظرات جامعه را فراهم میآورند. این امر که شهرهای قدیم حول یک فضای باز اصلی ساخته میشوند تصادفی نیست، آگورای یونانی و فورومهای رومی. همچنین این مورد نیز اتفاقی نیست که این سنت در فرم یک میدان (ایرانی)، مکان، پلازا یا پیازا با تسلط یک کلیسا یا تالار شهر در بسیاری از شهرهای دوران اخیر نیز ادامه داشته باشد.
آنچه مردم را بیش از همه جذب مینماید، به نظر میرسد مردم دیگر هستند. گرچه پدیده کشش مردم به یکدیگر تنها محدود به میدانهای عمومی نمیشود، اما یکی از ویژگیهای بنیادی حیات شهری و دلیل شکلگیری اجتماعات مردمی در شهرها و روستاهاست. کشش مردم به یکدیگر میتواند مانند یک چرخه خود ـ سامانده توصیف شود که به محض اینکه یک مکان به خاطر تجمع گروهی از مردم دیگر جذاب میشود، این چرخه آغاز میشود. برخلاف آنچه به نظر میرسد دستفروشان خیابانی تاثیر مثبتی بر حرکت عابرین پیاده دارند. نه تنها به عنوان حائلی بین عابرین پیاده و سواره عمل میکنند، بلکه نقاط ارجاع بصری و صوتی ایجاد میکنند، که به حس امنیت عابرین پیاده کمک میکند. دستفروشان با شوخی و چانهزنی نوعی تئاتر زنده خیابانی به اجرا میگذارند که رهگذران را از استرس آسوده و آنها را به تماشاچیانی سرگرم تبدیل میکنند. فروشندگان خیابانی بیش از هر چیز دیگر تمایل دارند تا نزدیک مشتریان خواهان اجناسشان باشند. به طور همزمان محصولات آنها توجه را به سمت طیف اجناس فروشگاهها جلب میکند. به عبارتی دیگر، در انتخاب موقعیت مکانی، دستفروشان خیابانی مکمل فروشگاهها هستند. اما این وابستگی را نباید تنها از دیدگاه اقتصادی در نظر بگیریم. دستفروشان خیابانی به واسطه خصلت غیررسمی و موقتی بودن در مقایسه با فروشگاههای تجاری تصویر به یادمانیتری از شهر میسازند که روایتگر روند توسعه از پایین به بالا است.
برهمین اساس باید محتوای کار خود را کاملا روشن کنیم. راهبردهای طراحی یک شهر کوچک یا بزرگ باید همواره ناظر بر سه حوزه اصلی و محوری باشند:
1ـ حفظ بهترینهای گذشته 2ـ توجه به نیازهای فعلی 3ـ تدارک آینده مناسب
این عوامل شالوده یک برنامهریزی و طراحی جذاب شهریاند و باید بین آنها توازن برقرار باشد و به صورتی یکپارچه بکار روند. مسائل طراحی شهری هرگز سیاه و سفید نیستند و به انتخابهای صرف محدود نمیشوند.
مطابق نتایج و اطلاعات به دست آمده از مطالعات میدانی و سپس تجزیه و تحلیل این اطلاعات میتوان به نامناسب بودن وضعیت هسته مرکزی شهر باتوجه به تجربیات شهرهای مختلف دنیا اشاره نمود. در واقع هسته مرکزی شهر قزوین در این حوزه دچار چالشهای اساسی میباشد که مجموعا این عوامل فضای آشفته، ناسالم و فاقد ایمنی و راحتی را برای گروههای مختلف اجتماعی، فعالیتهای اقتصادی متنوع و سرزندگی محیط ایجاد کرده است. این وضعیت نامطلوب نیازمند برنامهریزی دقیق و منسجم به منظور بهبود وضع موجود با حضور همه اقشار جامعه از جمله دستفروشان شهری میباشد. بر همین اساس در پژوهش حاضر تمرکز مطالعه بر پیشنهاد الگوهای استقرار و سامان بخشی محیطی مبتنی بر همزیستی مسالمتآمیز کاربریهای رسمی (واحدهای صنفی) و غیررسمی (دستفروشان شهری) بوده به نحوی که به لحاظ عملکردی دارای نقش مکمل و حمایتگر باشند و همچنین موجب جلوهنمایی اتمسفر حیات انسانی در شهر گشته که منجر به تقویت مشارکت اجتماعی خواهد شد، به جای هرگونه برخورد قهری و به حاشیه راندن این طیف از مشاغل شهری که تاکنون هیچگونه نتیجه و دستاوردی را در پی نداشته است.







