(ویژهنامه نوروز 1404) بهار از گیسوان تو شروع میشود!
- شناسه خبر: 55425
- تاریخ و زمان ارسال: 28 اسفند 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

کز کردهایم زیر سایه کور گرانی نکبتی، و ترنم جویبارها و پرواز گنجشکها را چنان از یاد بردهایم که نپرس. وقتی تار و کمونچه از صدا افتاده و مُرده میبرند کوچه به کوچه، لابد باید لال شویم و زیر گوش بهاری که روزگاری مستمان میکرد آرام و شمرده بگوییم: یک سال است که درد میکند جای جای دوست داشتنت روی تن برهنهمان، اما فقط کافی است دوباره بیایی تا خیالمان به لُکنت بیفتد و سر به هوا شویم.
در این روزهای آغشته به دلواپسی باید از بهار تمنا کنیم کمتر بخوابد و زودتر بیاید تا با نیمچه روحی که در چهار ستون بدنمان هست با نغمه دلنواز «دلکَش» به استقبالش برویم، برایش اسپند دود کنیم و از مطرب بخواهیم نِی بزند و از ساقی طلب مِی کنیم. کسی چه میداند. شاید این شبها به روزهای یشمیِ بهار پیوند بخورند و فروردین با عطر صدایش دلیجانی از آتش درون سینههایمان برپا کند. اگر از زمین رفتیم و آخرین عکسمان در پس کوچههایِ شهر روی دیوار رفت که هیچ، وگرنه ثابت خواهیم کرد با جام نگاه و تاب صدای بهار چگونه بال درمیآوریم و چگونه کاشانه و کهکشان را با آغوش آنکه از پس این فصلِ روسیاه خواهد آمد روشنتر از آفتاب خواهیم کرد.
پس در روزهای واپسین سال به کوچ بنفشهها فکر میکنیم و در اطلسِ شمیم بهاران، شکستن شاخههای ترد درختان را برای لحظهای باور نمیکنیم… و هرگز این سوال را از روزگار غدار نمیپرسیم که چرا پروانگان را پَر شکسته و هر گوشه گرد غم نشسته است. سلام به آغاز فصل سبز و نفسهای آتشین بهاران. سلام به سفره هفت سین و ماهی سرخ در تُنگ تَنگ بلور. سلام به اسکناسهای تا نخورده لای کتاب و سلام به نوروز که میان بوم نقاشی گیتی با شیطنتی تقویم دل ما را پر از تیر کشیده است. بهار، بهار است و با تمنا و بیتمنا خواهد آمد تا دستانی برای نوازش و زانوانی برای رسیدن پیدا شود. تا نسیم ربیع از گیسوان تو شروع به وزیدن کند و جایی در امتداد سیب و سبزه و سنبل غصههایش را به شیشههای خانه بیغبار بسپارد. چه سعادتی.








