وقتی عشق هم سلبریتی میشود!
- شناسه خبر: 59742
- تاریخ و زمان ارسال: 7 خرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
برنامهای با عنوان فریبنده «عشق ابدی» در یوتیوب هر بار با انتشار قسمت جدید، میلیونها بیننده را پای خود مینشاند، اما پشت این عددهای وسوسهبرانگیز و جذابیتهای بصری، با چه محتوایی طرف هستیم؟ جوانانی ایرانی، اغلب ساکن ترکیه، در یک ویلای لوکس جمع شدهاند تا در مسابقهای از جنس ظاهر، رقابت، نمایش و اغواگری، «عشق» را کشف کنند.
آنهم نه عشق بهمعنای عمیق انسانی، بلکه نسخهای تزئینی و سطحی که در دنیای پرنور و پرزرقوبرق یوتیوب بازتولید شده است.
ویلا، دوربین، اکشن؛ عشق به سبک شو
برنامه «عشق ابدی» با محیطی لوکس و جوانانی خوشچهره، سعی دارد احساسات انسانی را به قالبی نمایشی و سرگرمکننده فرو بکاهد، اینجا عشق، نه بر پایه شناخت و گفتوگو، بلکه بر اساس نگاه اول و قضاوتهای ظاهری شکل میگیرد. همه چیز سریع است؛ از علاقهمندی گرفته تا دلسردی، از لبخندهای مصنوعی تا دلخوریهای دراماتیک.
۲ میلیون بازدید برای عشقهایی روی برچسب قیمت
هر قسمت از این برنامه، بازدیدی میلیونی در یوتیوب دارد. اما آیا مخاطبان با عشق واقعی مواجهاند؟ یا تنها با یک شوی فریبنده؟ اعدادِ بازدید، اگرچه چشمگیرند، اما گواهی بر کیفیت نیستند.
گاهی تنها تاییدیاند بر عطش تماشاگری، در عصر شبکههای اجتماعی؛ حتی اگر محتوای تماشا، قلب را سبک کند و ذهن را خالی.
برنامه «عشق ابدی» تلاش میکند با الگوبرداری از شوهای معروف خارجی، عشق را در بستری از رقابت و جذابیتهای ظاهری به تصویر بکشد. پسران و دخترانی جوان با ظاهری آراسته، گاه پر از شور، گاه پر از تردید، در فضایی که بیشتر به صحنه فیلمبرداری شبیه است تا واقعیت، به دنبال «عشق واقعی» میگردند اما آنچه بیش از همه به چشم میآید، شباهت این روابط به بازی است تا تجربهای انسانی!
وقتی عشق با الگوریتم دیده شدن، تعریف میشود
میان لایکها، کامنتها و آمار بازدید، عشق هم تبدیل به محتوایی برای مصرف شده است. در برنامههایی از این دست، رابطهها نه بر پایه شناخت و عمق، که بر اساس محبوبیت و جلب توجه شکل میگیرند. چیزی شبیه مسابقه؛ با چاشنی دلبری، حسادت، و البته دراماتیزهسازی روابط انسانی.
در جهانی که شبکههای اجتماعی معناهای تازهای به صمیمیت دادهاند، برنامههایی چون «عشق ابدی» میکوشند تا احساسات را در چارچوب سرگرمی بفروشند. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا عشقی که زیر نور پروژکتورها شکل میگیرد و با تدوین و سناریو هدایت میشود، میتواند ابدی باشد؟ یا فقط حبابی است که با نخستین لمس واقعیت، میترکد؟
ورود چالشسازها؛ وقتی رابطه هم رقابتی میشود
در هر قسمت، شرکتکنندگان تازهوارد، وارد ویلا میشوند و تعادل روابط قبلی را به هم میریزند. آنچه در ظاهر بهعنوان «چالش عشق» معرفی میشود، در واقع بازیایست با احساسات انسانی در قالب یک سناریو.
علاقهها ناگهان تغییر میکنند، وابستگیها کمرنگ میشوند و احساسات به شکل خیرهکنندهای سطحی و لحظهایاند. گویی عشق، لباسیست که با ورود مدل جدیدتر، دیگر قدیمی بهنظر میرسد!
عشق، سطحیتر از همیشه
برنامه «عشق ابدی» نهتنها هیچ تلاشی برای ورود به لایههای عمیق روان انسانی ندارد، بلکه آگاهانه عشق را در حد انتخابی بر اساس ظاهر، بدن، ژست و لبخند تقلیل میدهد؛ حتی لحظاتی که حرف از احساس میشود، چنان سطحی و کلیشهایاند که بیننده جدی را بیشتر به خنده وامیدارند، تا تأمل.
در این جهان مصنوعی، عشق، کارکردی تزئینی دارد؛ چیزی برای جلب بازدید و نه برای فهم بهتر رابطه.
وقتی بازیگر، مجری میشود و عشق، سرگرمی!
اجرای برنامه بر عهده یکی از بازیگران مهاجر ایرانیست که با چهرهای آشنا مخاطب را همراه میکند. اما این انتخاب صرفاً تزئینی است و چیزی از محتوای ضعیف و خالی از عمق برنامه نمیکاهد. او هم فقط بخشی از دکور است. مجریای در خدمت بازتولید یک عشق فیک.
در جهانی که روابط واقعی بیش از هر زمان دیگری نیازمند عمق، گفتوگو و درک متقابلاند، نمایشهایی چون «عشق ابدی» تنها به تکرار قالبهای سطحی وارداتی بسنده میکنند. عشقی که با ورود یک چهره جدید فرو میپاشد. عشقی که با یک لباس جذاب تغییر مسیر میدهد. عشقی که با نور و تدوین به تماشا گذاشته میشود، چیزی جز تصویرسازی دروغین از یک نیاز واقعی نیست.
«عشق ابدی» نه سندی از عشق است و نه تصویر دقیقی از واقعیت روابط انسانی. تنها یک سرگرمی است؛ سرگرمیای که عشق را در حد یک محصول دیجیتال فروکاسته و بهجای نشان دادن حقیقتی انسانی، مخاطب را با ویترینی پرزرقوبرق و توخالی روبهرو میکند.
سوتیتر:
شاید وقت آن رسیده که عشق را دوباره از صحنه بیرون بکشیم و به زندگی واقعی برگردانیم؛ همانجا که سکوت، گفتوگو، احترام و زمان، سازندگان واقعی رابطهاند.
شاید بهتر باشد پیش از دیدن عشق، آن را زندگی کنیم؛ دور از ویلا، دور از دوربین، دور از عددهای پربازدید.






