«هواتو دارم»
- شناسه خبر: 47858
- تاریخ و زمان ارسال: 3 آذر 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

اینجا شهادت هنوز نزدیک است
آرزو سلخوری
زندگینامه شهید مدافع حرم، «مرتضی عبداللهی» روایتی از عشق، ایثار و ایمان است که این روزها با تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «هواتو دارم» جلوهای تازه پیدا کرده است. کتابی که دلها را به تپش وامیدارد و اشکها را بر گونهها جاری میسازد.
فرصتی فراهم شد تا با «محمدرسول ملاحسنی»، نویسنده جوان و خلاق این اثر ماندگار، همکلام شویم؛ نویسندهای که با قلم توانای خود یاد و خاطره شهیدی را جاودانه کرده است که روایت زندگیاش از مرزهای کاغذ فراتر رفته و در دلها طنینانداز شده است.
محمدرسول ملاحسنی، از نویسندگان برجسته حوزه دفاع مقدس و مدافعان حرم، پیشتر با کتاب «یادت باشد» با روایتی احساسی و صمیمی از زندگی شهید مدافع حرم سیاهکالی، توانست جایگاه ویژهای در دل مخاطبان پیدا کند و به یکی از آثار ماندگار ادبیات مقاومت تبدیل شود. اکنون نیز کتاب جدید او، «هواتو دارم»، در صدر توجه قرار گرفته است.
در این گفتگوی خواندنی، از روزهای نگارش، لحظات الهامبخش، و تأثیر «هواتو دارم» بر جامعه سخن گفتهایم. با ما همراه باشید تا بیشتر با دنیای پشت پرده این اثر آشنا شوید.
ـ کتاب «هواتو دارم» چه روایتی را به مخاطب ارائه میدهد؟
کتاب «هواتو دارم» روایت زندگی شهید مرتضی عبداللهی، از شهدای نیروهای سپاه قدس، است که مستقیماً تحت نظر حاج قاسم سلیمانی فعالیت میکرد. مرتضی یکی از آخرین شهدای نبرد با داعش در بوکمال بود و سال ۱۳۹۶ به شهادت رسید.
این کتاب، روایتی داستانی دارد و از زبان همسر شهید روایت میشود. قصه با آشنایی آنها آغاز و به ۱۰ سال زندگی مشترکشان می پردازد و تا ایام پس از شهادت شهید ادامه دارد.
ـ احساس شما پس از شنیدن خبر تقریظ مقام معظم رهبری بر این کتاب، چه بود؟
احساس وصفناپذیری داشتم. پیشتر نیز این حس را با کتاب «یادت باشد» تجربهای کرده بودم. در آن زمان، حضرت آقا در یک سخنرانی به صورت شفاهی کتاب یادت باشد را مطرح کردند اما این بار، با تقریظ کتبی، افتخار و مسئولیتی بزرگتر نصیبم شد.
در طول زندگیام شاید تنها چند خبر بسیار خوشایند شنیده باشم که مرا اینگونه خوشحال کرده باشد، و این خبر قطعا یکی از آنها است. پس از شنیدن این خبر، شوق و خوشحالی تمام وجودم را فراگرفت. از لحظهای که موضوع رسانهای شد، بیصبرانه منتظر بودم تا ببینم حضرت آقا چه مینویسند.
ـ با توجه به اینکه کتاب قبلی شما نیز مورد توجه مقام معظم رهبری قرار گرفته، این مسئله چه حسی به شما میدهد و چه عواملی به نظرتان باعث این توجه شده است؟
نمیدانم، اما احساس میکنم شهدا پادرمیانی کردهاند و این لطف آنها است. تعداد کتابهایی که رهبر معظم انقلاب بر آن تقریظ میکنند بسیار محدود است. تصور میکنم طی این سالها تنها ۳۰ تا ۴۰ کتاب به چنین افتخاری نائل شدهاند و اینکه 2 کتاب از آنها متعلق به من است، حس عجیبی دارد و باعث خوشحالی بیاندازه من شده است.
در عین حال این اتفاق، مسئولیت مرا سنگینتر میکند. باید نگاه جدیتر به این حوزه داشته باشم و دین خود را ادا کنم. امیدوارم این نگاه و برکت همچنان ادامه داشته باشد و بتوانم بیش از پیش در این مسیر قلم بزنم.
ـ چه چیزی شما را به نوشتن این کتاب درباره یک شهید مدافع حرم واداشت؟
پیش از شروع این پروژه، شناختی از قهرمان کتاب، شهید مرتضی عبداللهی نداشتم. در مقدمه کتاب نیز نوشتهام که میتوان گفت واسطه اصلی آشنایی ما، حضرت زینب (س) بودند.
همسر شهید عبداللهی با من تماس گرفتند و خواستند این کتاب را بنویسم. علت را جویا شدم و پرسیدم چطور من را پیدا کردند، پاسخ دادند: «کتاب یادت باشد را خوانده بودم و از آن بسیار خوشم آمد. در ایام اول ماه صفر، که مصادف با شهادت حضرت رقیه است، ما همسران شهدای مدافع حرم به سوریه میرویم و چند روزی خادم حرم حضرت زینب (س) میشویم، همان جا، در کنار حرم حضرت زینب (س)، راوی کتاب یادت باشد، همسر شهید سیاهکالی، را دیدم.»
در گفتوگویی که بین آنها شکل گرفته بود، همسر سیاهکالی از این خانم پرسیدند که آیا تاکنونی کتابی درباره شهید عبداللهی نوشته شده است. سپس پیشنهاد دادند که اگر مایل باشند، با نویسنده کتاب یادت باشد صحبت کنند؛ این آشنایی از همان جا آغاز شد و فرایند تدوین کتاب سه سال به طول انجامید، سرانجام در سال ۱۴۰۱، کتاب منتشر شد.
ـ شخصیت اصلی داستان شما چه ویژگیهایی دارد و چگونه او را به خوانندگان معرفی کردید؟
مرتضی؛ قهرمان داستان شخصیتی امروزی و پر از زندگی بود. او زندگی را به طور کامل تجربه کرده بود؛ شهید عبداللهی زمانی که تصمیم به رفتن میگیرد، جملهای به یادماندنی میگوید: « اگر من یک روز شهید شدم، بگویید که تمام لذتهای دنیا را چشیدهام و آدم چشم بستهای نبودم». او نه فردی منزوی و دگم بود و نه از زندگی بریده بود.
زندگی او پر از تجربیات متنوعی بود؛ از جت اسکی سواری تا پرواز با چتر در باران، تفریحات مختلفی را با همسر و دوستانش تجربه کرده بود.
او فردی زندگی دیده بود. شیرینی زندگی دنیایی را به صورت کامل چشیده بود اما با عشق و ایمان برای هدفی متعالیتر از همه اینها گذشت.
ارتباط نزدیک او با مسجد به ویژه مسجد صفا، پایههای اخلاقیاش را شکل داده بود. ویژگی دیگر او زندگی سادهای بود که بهرغم شرایط خانوادگیاش انتخاب کرد.
مرتضی یک آقازاده به تمام معنا و فرزند یکی از سرداران بزرگ سپاه بود. پدرش یکی از موسسین نیروی دریایی سپاه در زمان جنگ حساب میشد، بنابراین میتوانست زندگی مرفه و لوکسی داشته باشد، اما زندگی خود را بدون وسیله نقلیه و با سادگی آغاز کرد. این ویژگیها میتواند برای نسل جوان جذاب و الهامبخش باشد.
ـ پیام اصلی کتاب «هواتو دارم» چیست و چه تأثیری بر خوانندگان دارد؟
پیام اصلی کتاب، تبیین سبک زندگی است. این کتاب تلاش دارد پشت جبهه را روایت کند، چرا که امروز بیش از هر زمان دیگری به الگوهای رفتاری شهدا نیاز داریم. کتاب، نگاهی عمیقتر به مسائل روزمره زندگی ارائه میدهد و نشان میدهد که چگونه میتوان با چالشها روبهرو شد و نگاه متعالی داشت.
رهبر انقلاب فرمودهاند: «شهادت نوک قله است، آن نوک قله خیلی حماسی و پرشور است و باید گفته شود. لحظات سخت، و ایثار بزرگی است اما این مسیری که شهدا میروند تا به قله برسند مهم است، همان دامنه کوه که شهید بالا رفته است» و مثال میزنی که این دامنه کوه پشت جبهه است و سپس تاکید میکنند که به سراغ پدران و همسران شهدا بروید و ببینید که در زندگی دنیایی، قبل از رسیدن به قله رفتارشان چه بوده است.
این روایتها یک لبیک به این صحبت حضرت آقا است و با بازتاب زندگی شهید و اطرافیانش، این دامنه کوه را ترسیم میکند؛ از نحوه ارتباط با خانواده و دوستان تا مواجهه با مشکلات. نشان میدهد که شهیدان، عاشق زندگی بودند و به سادگی از آن نگذشتند؛ اما برای آرمانی بزرگتر ایثار کردند.
وقتی شما این عشق و دلتنگی را به تصویر میکشید، زندگی زیبا را به تصویر میکشید، خواننده اولین چیزی که به ذهنش میرسد این است که چه چیزی باعث شد شهید مرتضی عبداللهی از این همه عشق و علاقه محبت و عشقی که به همسرش داشته است، بگذرد! آن وقت آن آرمان خیلی راحت به جان آدم مینشیند که بگوید آره این آرمانی بزرگ است که میشود آدم از عشقش بگذرد. این روایتها درسنامهای برای نسل جوان است تا از سبک زندگی شهدا الهام بگیرند. خوانندگان نیز معمولا در این مسیر با شهدا همراه میشوند و در ادامه زندگی از این روایتها بهره میبرند.
ـ چگونه موضوع عشق در شرایط جنگی را در کتاب خود به تصویر کشیدهاید؟
موضوع عشق در این کتاب، از دو منظر روایت شده است:
1ـ عشق به زندگی: شهید عبداللهی شخصیتی است که عشق به همسر، خانواده، و زندگی را بهطور کامل درک کرده بود. او همه زیباییهای دنیا را میشناخت و لذت میبرد. این جنبه از شخصیت او باعث میشود خواننده عمیقتر درک کند که برای چه آرمانی از این عشقها گذشت.
2ـ عشق به آرمان و ایمان: وقتی شهید از زندگی دنیوی خود میگذرد، مخاطب متوجه میشود که آرمان او چقدر بزرگ بوده است. همین دوگانه عشق، تأثیر بسیاری بر خوانندگان دارد و آنها را به تفکر درباره ارزشهای زندگی و اولویتها وامیدارد.
ـ تاکنون چه بازخوردهایی از خوانندگان یا منتقدان دریافت کردهاید؟
کتاب، بارها تجدید چاپ شده و مورد استقبال خوانندگان قرار گرفته است. با تقریظ رهبر انقلاب بر این کتاب، بسیاری برای خواندن آن ترغیب شدهاند.
بازخوردها عموماً مثبت بوده است؛ بسیاری از خوانندگان اذعان داشتهاند که این کتاب تحولی در نگاهشان ایجاد کرده است. برخی گفتهاند که از رفتار شهید الهام گرفتهاند و تغییراتی در زندگی خود ایجاد کردهاند که برکات آن را نیز دیدهاند.
در مقدمه کتاب نوشته شده که بیش از ۸۰ نکته اخلاقی در این روایت وجود دارد. حتی اگر خواننده چند نکته از آن را در زندگی به کار گیرد، بهره کافی خواهد برد. همراه شدن با شهیدان در این مسیر، نهتنها الهامبخش است، بلکه احساس همراهی معنوی با این بزرگواران را نیز در خواننده ایجاد میکند.
ـ به نظر شما نقش مدافعان حرم در تاریخ معاصر ایران چگونه است و چگونه میتوان آن را به نسلهای آینده منتقل کرد؟
مدافعان حرم یکی از جریانهای استثنایی و بینظیر در تاریخ معاصر ایران هستند. این افراد برای آرمانی والا، غریبانه به میدان رفتند؛ آنهم در زمانی که حتی شهادتشان رسانهای نمیشد و مظلومانه به خاک سپرده میشدند.
نقش این شهدا از دو منظر قابل توجه است:
1ـ حفاظت از کشور: حضور مدافعان حرم در سوریه باعث شد که ایران از خطر گروههای تروریستی در امان بماند. همانطور که رهبر انقلاب فرمودند: «اگر با داعش در سوریه نمیجنگیدیم، باید در همدان و کرمانشاه با آنها میجنگیدیم.»
2ـ ایثار و ازخودگذشتگی: این شهدا نشان دادند که حتی در دهه ۹۰ نیز میتوان از تمام داشتههای دنیایی گذشت و کیلومترها دورتر از وطن، برای اسلام و مردم مظلوم ایثار کرد.
برای انتقال این میراث به نسلهای آینده، باید زندگی، نگاه، و سبک زندگی این شهدا مستند و روایت شود. هر چه زمان بگذرد، خاطرات کمرنگتر میشوند و این وظیفه نویسندگان و پژوهشگران است که با حساسیت و تعهد، این تاریخ شفاهی را حفظ کنند.
ـ خودتان احساس نزدیکی به این شهدا داشتید؟
بسیاری از این شهدا دوستان نزدیک ما بودند. مثلاً شهید سیاهکالی از دوستان صمیمیام بود. او را از نزدیک میشناختم، میدانستم به کدام مسجد و هیات میرود، کجا کار میکند و حتی با او اردو رفته بودم. طبیعتاً دوستان شهید عبداللهی نیز چنین حسی دارند.
شهیدان مدافع حرم، برخلاف تصور برخی، افرادی کاملاً دستیافتنی و نزدیک به ما هستند، همانقدر که شهدای دفاع مقدس هماکنون دست نیافتنی هستند. سبک زندگی و نگاه آنها نشان میدهد که حتی در دهه ۹۰ نیز میتوان از تمام تعلقات دنیایی گذشت و برای آرمانهای والاتر از جان گذشت.
ـ بزرگترین چالشهایی که در نوشتن این کتاب با آن مواجه شدید، چه بودند؟
یکی از بزرگترین چالشها، تعهد به روایت صادقانه تاریخ بود. هر داستان باید با حساسیت و دقت فراوان نوشته شود تا هیچگونه اغراق یا تحریف در آن وجود نداشته باشد. برای مثال، گاهی تکمیل یک مصاحبه ماهها زمان میبرد؛ چرا که باید با افراد مختلف گفتوگو کرد تا همه قطعات پازل کنار هم قرار گیرند و تصویری جامع از شخصیت شهید ارائه شود.
تاریخ شفاهی مستلزم بررسی همهجانبه و امانتداری دقیق است. این مسئولیت، بهویژه هنگام کار روی زندگی شهدا، بسیار سنگینتر میشود. اما در کنار این دشواریها، حس دلگرمکنندهای وجود دارد؛ اینکه برای افرادی کار میکنی که «عند ربهم یرزقون» هستند و نزد پروردگارشان روزی دارند.
ـ آیا قصد دارید در آینده به موضوعات مشابه بپردازید؟
تا زمانی که سوژههای مرتبط وجود دارد، ترجیح میدهم به این موضوعات بپردازم و سراغ حوزههای دیگر نروم. با این حال، نمیتوان گفت مسیر نویسندگی به کجا ختم میشود؛ گاهی اتفاقات خاص باعث میشود تصمیم بگیری موضوعی جدید ر.ا به قلم بیاوری.
در حال حاضر، تمرکزم روی شهدای مدافع حرم است. این حوزه هنوز سوژههای بسیار جذاب و بکری دارد که هرکدام افقهای جدیدی پیش روی ما میگذارند. نکته مهم این است که زمان محدودی داریم. بسیاری از پدران و مادران شهدا، که حافظان اصلی خاطرات فرزندانشان هستند، سالخوردهاند و این وظیفه ماست که پیش از آنکه دیر شود، این تاریخ شفاهی را ثبت کنیم.
هماکنون مشغول نوشتن کتاب درباره شهید حمید محمدرضایی و یک شهید دیگر هستم. امیدوارم این آثار را هرچه زودتر به پایان برسانم تا به دست مخاطبان رسد.
ـ سخن پایانی
امیدوارم کتاب «هواتو دارم» بتواند پیام ایثار، عشق و ایمان شهید مرتضی عبداللهی را به نسل امروز و آینده منتقل کند. این کتاب، دعوتی است برای بازنگری در ارزشهای زندگی و یادآوری اهمیت آرمانهایی که فراتر از تعلقات دنیاییاند.








