هزینه بالای تعمیرات، مالک و تعمیرکار را به جان هم انداخت!
- شناسه خبر: 73967
- تاریخ و زمان ارسال: 26 آذر 1404 ساعت 07:27
- بازدید :

گزارش ـ محمد بهرامی: این روزها، گرانی و تورم مشکلات زیادی را در جامعه پدید آورده است؛ به نحوی که مردم هرکاری که بتوانند میکنند تا از مخارجشان کاسته شود، شاید که اندکی هم پسانداز کردند اما این هم ممکن نیست چون قیمت اجناس به صورت روزانه بالا میرود و مردم مجبورند برای هر کالایی، مبلغ بالایی را بپردازند، از لبنیات و وسایل سوپرمارکتی گرفته تا لوازم یدکی خودرو.
اما آنچه که این روزها فکر بسیاری از مردم، خصوصا کسانی که خودرو دارند را درگیر کرده، قیمت بالای لوازم یدکی و دستمزدهای تعمیرکاران است که باعث شده، بعضا تعمیرکار و مشتری به جان هم بیفتند و کارشان حتی به شکایت و شکایتکشی برسد. از آنجایی سن کارکرد اغلب خودروها بالا است، در نتیجه هنگام تعمیر هم هزینهها بالا میرود از سوی دیگر خودروهای مدل بالا هم که دیگر گارانتی ندارند، باید در مراکزی غیر از نمایندگیها، تعمیرات را انجام دهند در نتیجه هزینه قطعات و دستمزد تعمیرات نیز بالاتر میرود، مجموع این عوامل در کنار کیفیت پایین لوازم یدکی باعث شده که بعضا تعمیرکار و مشتری به جان هم بیفتند که نمونه آن را با هم میخوانیم:
هزینه بالای تعمیرات، عامل درگیری مالک و تعمیر کار
«2 نفر در حالی که به شدت با یکدیگر بحث و جدل میکردند از کلانتری خارج شدند، وارد مغازه سوپرمارکت شدند، جر و بحثشان همچنان ادامه داشت اما در کمال تعجب، انگار نمیخواستند که یکدیگر را ناراحت کنند، صدای بلند جر و بحثشان و کلماتی که به کار میبردند طوری بود که مبادا دیگری ناراحت شود.»
خندهام گرفت، از یکی از آنها پرسیدم: چه اتفاقی افتاده است؟
مردی که شدیداً شاکی بود گفت: «ماشینم را پیش این آقا بردهام تا برایم تعمیر کند، از او هزینه اولیه را سوال کردم، گفت که حدود ۸ تا ۹ میلیون تومان، اما اکنون که ماشین را تعمیر کرده، ۱۵ میلیون تومان فاکتور به من داده است. به او میگویم: خب این را از اول میگفتی تا من هم تکلیف کارم را بدانم، من روی حرف شما، ماشین را دادم تا تعمیر کنید، الان از کجا بیاورم ۱۵ میلیون تومان هزینه تعمیر ماشین را بدهم!
مرد تعمیرکار هم پاسخ داد: «خب من قیمتی که به شما دادم حدودی بود نمیتوانستم، قیمت دقیق را به شما بگویم چون ماشین شما باید باز میشد، باید قطعات تعویض میشدند و مشخص نبود که چه قطعاتی نیاز دارد، من هم یک قیمت حدودی به شما دادم.»
دیگری جواب داد: «خب این حدودی حداقل میتوانست از آن چیزی که مدنظر شماست، یک یا دو میلیون تومان بالاتر باشد که من هم حساب کار خودم را بدانم، شما به من گفتهاید ۹ میلیون، الان میگویید، ۱۵ میلیون، خب مابهالتفاوت این، چیزی حدود ۶ میلیون تومان است! ۶ میلیون تومان هم پول کمی نیست من بخواهم اضافهتر از چیزی که بود برای تعمیر ماشینم بدهم، ندارم به خدا ندارم از کجا بیاورم.»
او سپس رو به من کرد و گفت: «آقا شما بگو، حرف من بیراه است؟»
گفتم: «والا نمیدانم اما از طرز گفتارتان معلوم است که شما همدیگر را میشناسید وگرنه اگر بنا به بحث و جدل باشد میتوانست در آن حرفهای بسیار بد و توهین هم باشد اما شما ظاهراً یکدیگر را میشناسید.
مرد مکانیک جواب داد: «بله مثلاً ما با هم آشناییم، دوستیم و حتی یک نسبت فامیلی دور هم داریم اما من وقتی کار موتوری ماشین این آقا را شروع کردم فکر نمیکردم که اینقدر هزینه داشته باشد، باز کردم و دیدم قطعاتش فرسوده است اگر من آن قطعات فرسوده را روی ماشین میبستم میخواست بعد از یک ماه دیگر بیاید و به من بگوید چرا وقتی دیدی فرسوده است آن را عوض نکردی؟»
«من هم به حساب آشنایی و دوستی و فامیلی قطعات را عوض کردم تا او دیگر مشکل نداشته باشد اما اکنون به من میگوید چرا هزینه این بالا شده است؟ خب خوب بود من همان قطعات را میبستم و میرفتی و یک ماه دیگر دوباره برمیگشتی؟»
صاحب خودرو با ناراحتی ادامه داد: «حداقل وقتی میخواستی اینا رو عوض کنی در حین کار به من زنگ میزدی و میگفتی که این قطعه خراب است یا این قطعات خراب شدهاند تا من بتوانم هزینهاش را تامین کنم نه اینکه از خودت برداشتی عوض کردهای و اکنون که موقع پرداخت هزینه شده به من میگویی ۶ میلیون تومان هم باید اضافهتر بدهی.»
مکانیک دوباره برآشفت و گفت: «پدر بیامرز هزینه این حداقل ۱۸ میلیون تومان بود، من ۱۸ میلیون تومان را هم به شما گفتم ۱۵ میلیون تومان، تازه سه میلیون تومان هم انداختم.»
مالک ماشین جواب داد: «بفرما این هم شد قوز بالا قوز، من سر همون ۶ میلیون تومان هم با تو مشکل دارم، تو میخواستی بکنی ۱۸ میلیون تومان، خوب من از کجا بیاورم، با کارگری چگونه من بخواهم به تو این پول را بدهم.»
مرد مکانیک گفت: «این که دیگر دعوا و شکایت ندارد من به تو گفتم هر چقدر داری بده بقیهاش را بعداً میدهی ولی آنقدر آتشت تند است، آنقدر عصبانی و ناراحتی که دست مرا گرفتهای و به کلانتری بردهای، خب کلانتری چه مشکلی از ما حل میکند، وقتی ما خودمان میتوانیم این مشکل را حل کنیم.»
تورم و کیفیت پایین قطعات عامل درگیریها
بحث و جدلشان طولانی شد، گاه این میگفت و گاه آن، در نهایت هم از مغازه خارج شدند اما من داشتم فکر میکردم که چقدر این مشکلات میتوانست راحتتر حل شود اما اینها آنرا به کلانتری انداختند تا کلانتری مشکلشان را حل کند. این فقط یک نمونه از مشکلات این روزهای مردم در تعمیرگاهها است. قیمت بالای قطعات و دستمزدها و کیفیت پایین کارکرد قطعات و بعضا کار تعمیرکاران، هر روز تعداد زیادی را روانه اتحادیه تعمیرکاران میکند و تعدادی را هم به کلانتری میکشاند.
هر چه که هست، مردم گرفتار شدهاند و تاثیر مستقیم تورم است که مردم را به جان هم انداخته، شاید خودشان خبر و باور ندارند که چنین چیزی باشد اما وقتی به عمق این اتفاقات فکر میکنیم میبینیم، تورم قیمت لوازم یدکی را بالا برده، دستمزد تعمیرکار را بالا برده و در نتیجه هزینههای مردم در نگهداری خودرو را افزایش داده و تعمیرکار و مالک خودرو را به جان هم انداخته است؛ البته نباید از کیفیت پایین قطعات یدکی هم بگذریم که صاحبان خودرو را مجبور میکند که معمولا در ماه چندین بار به تعمیرگاهها مراجعه کنند!








