بررسی میراث «صبا» از دریچه نگاه دو هنرمند و یک پژوهشگر قزوینی
- شناسه خبر: 81502
- تاریخ و زمان ارسال: 8 اردیبهشت 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

صبا هنرمندی چند وجهی در تاریخ موسیقی ایران است
محمدرضا مقدم
اشاره
چندی پیش کنسرت پژوهشی «شب صبا» به سرپرستی بهزاد سلیمی در قزوین برگزار شد. این کنسرت شامل دو بخش بود که در پرده اول مهدی نورمحمدی مولف و پژوهشگر تاریخ با ارائه سخنرانی به زندگی و آثار هنری مرحوم صبا پرداخت و در پرده دوم نیز آثاری از این هنرمند فقید توسط هنرمندان موسیقی قزوین اجرا شد. «استاد ابوالحسن صبا» شخصیتی چند وجهی و ماندگار در تاریخ موسیقی ایران است. زندگی فردی صبا با هنر آمیختگی کامل داشت و به درستی میتوان او را ذوالفنون دانست. در طول تاریخ هنر موسیقی ایرانی، بزرگان زیادی در مورد صبا صحبت کردهاند و برای نمونه میتوان در این فرصت به یادداشتی مندرج به قلم استاد روحا… خالقی که در کتاب «اسطوره صبا» (به کوشش علی دهباشی) منتشر شده است اشاره کرد.
«… باری در آن روزگار خوش که ما به مکتب استاد وزیری میرفتیم، صبا به اغلب سازها دست داشت و مخصوصا ویلن و سه تار را خوش مینواخت. در اینجا هم پدرش مشوق او به آمدن مدرسه شد زیرا معتقد بود که در هنر نیز باید عمل با علم توأم باشد. در آن موقع صبا را نمیتوانستیم شاگرد بگوییم، با وجود این در محضر وزیری خودنمایی نداشت چه به خوبی استادی او را تشخیص داده بود.
صبا در این مکتب به اصول علمی موسیقی نیز آشنا شد و روشی را که وزیری برای ثبت نغمات موسیقی ایران برگزیده بود اقتباس کرد و آن را راهنمای کار هنری آتیه خود قرار داد. شرح این اصول در جای دیگر نوشته شده است.
آنچه باید اشاره کرد این است که سبک وزیری در صبا تاثیر بسزایی کرد و همین بود که روش او را از دیگران ممتاز ساخت.
صبا با استفاده از سبک وزیری و در اثر آشنایی با اسلوب صحیح ویلن، روشی نو برگزید ولی از آنجا که سوابق کافی در موسیقی ایرانی داشت مانند سایر نوجویان، مفتون عظمت موسیقی اروپایی نشد و از نغمات موسیقی ملی که به آن دلبستگی داشت جدایی نگرفت و کوشش کرد این نواها را که از استادان پیشین آموخته بود با استفاده از روش جدید، به سبکی نو جلوهگر سازد، به طوری که هم لطف و ملاحت موسیقی ملی را از دست ندهد و هم آنها را با اصول موسیقی علمی منطبق نماید. این بود که روش صبا در ویلن ممتاز گردید. سبکی که با سابق اختلاف بسیار داشت و باید آن را «سبک صبا» نامید.
صبا در ویلن، سه جلد کتاب به چاپ رسانید که دوتای آن ردیف آواز و سومی شامل بعضی از ساختههای او است. اگر کسی این آوازها را درست بنوازد، همان است که صبا خود مینواخت. اینها ردیف مشقی نیست. همان است که در قدیم «ردیف مجلسی» میگفتند یعنی کاملا قابل شنیدن است. صبا در این کتابها ردیف قدیم را خلاصه کرد و قسمتهایی را که به عقیده خودش بیشتر قابل شنیدن بود به سبک مخصوص درآورد و به چاپ رسانید ولی در ضمن همیشه به گردآوری کامل «ردیف قدیم» علاقهمند بود چنانکه در این راه با تمام کسانی که به ردیف کامل موسیقی قدیم وارد بودند همکاری داشت و بسیار علاقهمند بود که ردیف جامعی را که هنرمند گرامی آقای موسی معروفی از استادان پیشین گردآوردهاند و در کمیسیونی با حضور ایشان و چند تن از استادان دیگر مانند آقایان علیاکبر شهنازی و نورعلی برومند، بررسی میشد حاضر به چاپ نماید.»
اما در ادامه به دلیل اهمیت موضوع و همچنین جایگاه ارزنده صبا، صحبتهای بهزاد سلیمی و همچنین مهدی نورمحمدی که در کنسرت پژوهشی «شب صبا» نوشته شده و همچنین بیان شدهاند را در این نوشتار تقدیم جامعه هنری و علاقهمندان به هنر موسیقی میکنیم.
آثار صبا از مهمترین منابع آموزش موسیقی ایرانی است
بهزاد سلیمی در یادداشتی هرچند کوتاه که در اختیارمان گذاشت به نکاتی از سبک نوازندگی استاد صبا اشاره کرده که شرح آن در ادامه میآید.
«آشنایی هنرجویان با آثار بزرگان موسیقی، ضرورتی انکارناپذیر در مسیر آموزش اصولی و هویتمند است؛ مسیری که بدون پیوند با میراث شنیداری گذشتگان، به سرانجامی روشن نخواهد رسید.
مدتی است در جریان تدریس، بیش از پیش با این واقعیت روبهرو شدهام که بسیاری از هنرجویان، آشنایی عمیقی با استادان بزرگ موسیقی ایرانی ندارند. این ناآشنایی نه صرفاً به معنای ندانستن نامها، بلکه فقدان درک از شیوه نوازندگی، نگاه هنری و بیان موسیقایی آنان است.
در اینجا ناگزیر به مساله بنیادین «شنیدن» بازمیگردیم؛ شنیدنی آگاهانه و مداوم که متاسفانه یکی از خلأهای جدی در آموزش موسیقی امروز به شمار میآید. ناتوانی در شنیدن دقیق و عمیق آثار، مانعی جدی در مسیر رشد هنری است، چرا که شنیدن درست، نخستین شرط هر خلاقیت اصیل در موسیقی است.
شنیدن و سپس آشنایی و درک نگاه هنری، بیان و جملهبندیها، فرآیندی بههمپیوسته است؛ فرآیندی که در آن گوش، ذهن و احساس بهتدریج همصدا میشوند. در نوازندگی سهتار، آثار ابوالحسن صبا نمونهای زنده و ماندگار از این میراثاند؛ آثاری که در آنها هر مضراب، حامل تجربهای زیسته و تأملی عمیق است.
کنسرت «شب صبا» فرصتی بود تا هنرجویان و مخاطبان بار دیگر با این میراث شنیداری روبهرو شوند و بیاموزند که خلاقیت واقعی، موفقیت و رشد، در گام نخست از شنیدن دقیق و آگاهانه آثار استادان شکل میگیرد، نه از تقلیدهای سطحی و ناقصِ مقطعات.
به بهانه برگزاری کنسرت «شب صبا»، شایسته است بار دیگر به جایگاه آثار ابوالحسن صبا در آموزش و تداوم موسیقی ایرانی، بهویژه در نوازندگی سهتار، توجه کنیم. آنچه از صبا به یادگار مانده، نهتنها بخشی از تاریخ موسیقی ما، بلکه همچنان از مهمترین منابع آموزشی است؛ آثاری سرشار از ظرایف مضرابگذاری، تکنیکهای سنجیده و بیانی دقیق و اندیشیده.
بیتردید سخن گفتن از ابوالحسن صبا، جایگاه او در موسیقی ایرانی و نقش ماندگارش در نوازندگی سهتار، نیازمند تحلیلی مفصل و بررسی دقیق آثار و شیوه آموزشی اوست؛ امری که در قالب یک یادداشت کوتاه نمیگنجد. از همین رو، در این کنسرت از جناب مهدی نورمحمدی، نویسنده کتاب «اخبار و اسناد ابوالحسن صبا در مطبوعات و آرشیو اسناد ملی»، دعوت شد تا در بخش نخست کنسرت، به این موضوع بپردازند و دریچهای دقیقتر به زندگی و میراث هنری این استاد بزرگ را برای مخاطبان بگشایند.
تولد در خانوادهای هنرمند و تلمذ نزد بزرگان
مهدی نورمحمدی در ادامه: استاد ابوالحسن صبا، بیتردید یکی از مفاخر بزرگ موسیقی ایران است. او در خانوادهای اصیل، ریشهدار و اهل فرهنگ چشم به جهان گشود؛ خانوادهای که نسب آن به دو ملکالشعرای نامدار، محمودخان ملکالشعرا و فتحعلیخان صبا، میرسد. صبا در چنین فضای سرشار از علم، ادب و هنر پرورش یافت؛ فضایی که بیتردید در شکلگیری شخصیت هنری او نقشی تعیینکننده داشت.
پدرش، ابوالقاسمخان کمالالسلطنه، پزشکی دانشآموخته و در عین حال نوازندهای توانا در ساز سهتار بود. او با بسیاری از هنرمندان برجسته عصر خود معاشرت داشت و خانه پدری صبا، محفل گردهمایی اهل موسیقی و هنر بود. هنرمندان در این خانه گرد هم میآمدند، به اجرای برنامههای هنری میپرداختند و همین فضای زنده و پویا، توفیقی بزرگ برای صبای کودک به شمار میرفت؛ چراکه از همان سالهای آغازین زندگی، با نامها و صداهای بزرگ موسیقی ایران آشنا شد.
در زندگی هنری استاد صبا، دو توفیق کمنظیر وجود دارد که بهسختی میتوان نمونهای مشابه برای آن در میان موسیقیدانان ایرانی یافت. نخست، تلمذ نزد مجموعهای کممانند از استادان طراز اول موسیقی ایران؛ استادانی که گرد آمدنشان در یک دوره و برای یک هنرجو، شاید حتی در آینده نیز تکرارشدنی نباشد. صبا نزد چهرههایی چون حسینخان اسماعیلزاده، حسینخان هنگآفرین، میرزا عبدالله، درویشخان، اکبرخان فلوتی، کلنل وزیری، علیاکبرشاهی، حاجیخان و بسیاری دیگر از استادان برجسته موسیقی، شاگردی کرد. کمتر موسیقیدانی را میتوان یافت که اینچنین گسترده و عمیق، پای درس استادان بزرگ نشسته باشد.
در کنار این استادان مستقیم، صبا آموزههای خود را تنها به کلاس و محفل محدود نکرد. روایتهایی که از نزدیکان او نقل شده، نشان میدهد که او همواره گوشِ جستوجوگر و ذهنی کنجکاو داشت. دخترش نقل میکند که در کوچهای در حوالی خیابان ظهیرالدوله، درویشی هر روز با صدایی خوش مثنوی میخواند و صبا، بیآنکه او را بشناسد، به دنبال صدایش میرفت و نغمهها را پشت قوطی سیگار نتنویسی میکرد تا دریابد چه میخواند و چگونه میخواند. یا در سفری به اصفهان، ساعتها در پی نوازندهای گمنام میرفت که با نیلبک مینواخت، فقط برای آنکه شیوه کار و بیان موسیقایی او را دریابد. اینها نشان میدهد که صبا، استادان خود را نهتنها در چهرههای نامدار، بلکه در صداهای ناشناخته کوچه و بازار نیز جستوجو میکرد.
این مرد به تنهایی یک ارکستر است
دومین توفیق بزرگ صبا، تسلط او بر سازهای گوناگون در حد استادی بود؛ تار، سهتار، کمانچه، فلوت و سنتور. چنانکه یکی از نوازندگان ایتالیایی که به ایران آمده بود، دربارهاش گفت: «این مرد بهتنهایی یک ارکستر است.» این جمله، تصویری روشن از گستره توانایی و درک موسیقایی صبا ارائه میدهد.
نکته مهم دیگر درباره استاد صبا آن است که او از معدود موسیقیدانانی است که در زمان حیات خود مورد توجه و تکریم قرار گرفت. برای شناساندن او، کتابها تألیف و مقالهها نوشته شد و بزرگداشتهایی برگزار گردید. این در حالی است که بسیاری از هنرمندان، تازه پس از درگذشتشان شناخته میشوند و جایگاه واقعیشان آشکار میشود. صبا اما از این قاعده مستثنا بود؛ او در زمان حیات خود نیز چهرهای شناختهشده، معتبر و اثرگذار در موسیقی ایران به شمار میآمد.
از دیگر نکات مهم در بررسی جایگاه استاد ابوالحسن صبا، باید به نقش بیبدیل او در تداوم و انتقال شیوههای اصیل نوازندگی اشاره کرد. صبا را میتوان مجری و پاسدار اصیلترین شیوه سهتارنوازی دانست؛ شیوهای که ریشه در مکتب میرزا عبدا… فراهانی دارد و صبا عامل اصلی انتقال آن به نسلهای بعدی است. اهمیت این نکته زمانی روشنتر میشود که بدانیم حتی فرزند میرزا عبدا…، استاد احمد عبادی، نیز دقیقا به همان شیوه پدر نمینواخت. از این منظر، نقش صبا در حفظ و استمرار این سنت، جایگاهی ویژه و کمنظیر دارد.
صبا همچنین حلقه واسط انتقال میراث هنری سماعحضور و فرزندش، حبیب سماعی، به شمار میآید. حبیب سماعی، بنا به روایتها، استادی کمحوصله و سختگیر بود و کار کردن با او آسان نبود. استاد شهریار در خاطرات خود نقل میکند که صبا برای بهرهگیری از هنر او، مجالس مهمانی ترتیب میداد و خود پشت پرده پنهان میشد تا از سماعی خواهش کنند قطعهای بنوازد و صبا بتواند همانجا به نتبرداری بپردازد. این روایتها، میزان سماجت، دقت و عشق صبا به حفظ میراث موسیقایی را بهخوبی نشان میدهد.
در کنار این دشواریها، نباید از استادانی غافل شد که آنچه داشتند، بیدریغ و با اخلاص در اختیار شاگردان میگذاشتند؛ استادانی چون درویشخان، میرزا عبدالله و خود استاد صبا، که انتقال دانش و تجربه را وظیفهای اخلاقی و هنری میدانستند.
صبا احیاگر سنتور بود
از دیگر نقشهای تعیینکننده صبا در موسیقی ایران، احیای سنتورنوازی است؛ لقبی که اگر به او داده شود، اغراقآمیز نخواهد بود. صبا نخستین کسی است که برای آموزش سنتور، کتاب و مقاله ـ حتی مقالههای پژوهشی ـ منتشر کرد و حبیب سماعی را نیز به برگزاری کلاسهای آموزشی تشویق نمود. آگهی این کلاسها، که سندی مهم از تاریخ آموزش سنتور است، در کتاب نگارنده گردآوری و منتشر شده است.
صبا همچنین عامل انتقال میراث تنبکنوازی حاجیخان بود؛ نوازندهای برجسته از نسل پیشین که با وجود نقش کلیدیاش در ارکسترهای درویشخان ـ تا آنجا که درویشخان او را «مترونوم ارکستر» مینامید ـ اطلاعات دقیقی از تاریخ تولد و درگذشتش در دست نیست. صبا که از شاگردان حاجیخان بود، این میراث را حفظ و منتقل کرد و با نتنویسی و قاعدهمند کردن آموزش تنبک، به سازی که در نگاه قدما حوزه اجرایی محدودی داشت، ساختاری آموزشی و جایگاهی تازه بخشید.
از دیگر نکات مهم در کارنامه هنری استاد صبا، نقش او در ایرانیسازی ساز ویلن است. صبا این ساز را به خدمت موسیقی ایرانی درآورد و با تدوین و چاپ ردیف برای ویلن، آن را در بستر موسیقی دستگاهی تثبیت کرد. تاریخ انتشار این آثار، بر اساس اسناد مطبوعاتی آن دوره، گردآوری و در کتاب «اخبار و اسناد ابوالحسن صبا» منتشر شده است.
حاقظ نغمههای محلی ایران
نکته بسیار مهم دیگری که در بررسی جایگاه استاد ابوالحسن صبا باید به آن پرداخت، پیشگامی او در گردآوری ترانهها و نغمههای محلی ایران است. ایران، با ساختار موزاییکی و چندقومیتی خود، از گنجینهای غنی و کمنظیر در حوزه موسیقی نواحی برخوردار است؛ گنجینهای که اگر ثبت و ضبط نشود، بهسادگی در گذر زمان از میان میرود. یکی از اقدامات ارزشمند صبا، سفر به مناطق مختلفی چون گیلان و مازندران و گردآوری ترانهها و آهنگهای محلی این نواحی بود. اگر این سفرها و کوششهای خستگیناپذیر او نبود، چهبسا بسیاری از این نغمهها امروز به دست ما نمیرسید. آثاری چون «دیلمان»، «زرد ملیجه»، «رقص چوبی» و نمونههای دیگر، همگی از جمله ملودیهایی هستند که به همت استاد صبا حفظ و ثبت شدهاند.
نکته مهم دیگر درباره صبا، پیشگامی او در استفاده از اشعار فولکلوریک، عامیانه و مردمپسند در موسیقی ایرانی است. نمونههایی چون «میگذشتم شبی زیر بازارچه گلبندک» در افشاری یا «یارم سالک دارد» نشاندهنده این نگاه تازهاند. این آثار که صفحات گرامافونی آنها موجود است، با اشعاری از خود صبا و با صدای خود او اجرا شدهاند و نشان میدهند که صبا چگونه زبان مردم را به فضای موسیقی دستگاهی وارد میکند، بیآنکه از شأن هنری اثر کاسته شود.
از دیگر نقشهای اثرگذار صبا، تکمیل، توسعه و گسترش قالب «چهارمضراب» است؛ قالبی که امروز یکی از محبوبترین ژانرها در موسیقی ایرانی به شمار میآید. هرچند امروزه این موضوع ممکن است بدیهی به نظر برسد، اما در زمانهای که صبا میزیست، چهارمضراب هنوز بهعنوان فرمی مستقل و پررنگ جایگاه تثبیتشدهای نداشت و این صبا بود که با خلاقیت و نگاه ساختاری خود، به آن هویت و بسطی تازه بخشید.
توجه ویژه به سازگری
در حوزهای دیگر، استاد صبا از نخستین موسیقیدانانی است که به مسئله سازسازی و ساختمان ساز با نگاهی پژوهشمحور پرداخت. او درباره ساختار سازها مقاله نوشت و پیشنهادهایی برای اصلاح و بهبود صدادهی آنها مطرح کرد؛ اقدامی که نشان میدهد نگاه او به موسیقی، صرفاً اجرایی نبود، بلکه نگاهی عمیق، علمی و آیندهنگر داشت.
در کنار همه اینها، صبا از استعدادهایی شگفتانگیز در حوزههای گوناگون برخوردار بود؛ از جواهرسازی و منبتکاری گرفته تا نجاری، آهنگری، خوشنویسی و تسلط بر زبان انگلیسی. وقتی به گستره این تواناییها مینگریم، ناگزیر از خود میپرسیم که این انسان چگونه از عمر خویش چنین پربار بهره برده است.
در اینجا میتوان صبا را با شخصیتی تاریخی چون شاهزاده ابراهیممیرزای صفوی مقایسه کرد؛ شخصیتی که قاضی احمد قمی در کتاب «گلستان هنر» چندین صفحه را به شرح فضایل و هنرهای او اختصاص داده است؛ از سازسازی و نوازندگی گرفته تا هنرهای ظریف دیگر. سرنوشت تلخ و غمانگیز ابراهیممیرزا، که به دست شاه اسماعیل دوم در قزوین کشته شد، یکی از تراژدیهای تاریخ ایران است. شاه اسماعیل دوم که سالها در قلعه قهقهه زندانی بود و با روحی زخمخورده به قدرت رسید، در مدت کوتاه سلطنت خود فجایعی رقم زد و بسیاری از شاهزادگان صفوی را کشت یا کور کرد؛ از جمله شاه عباس که تنها بهواسطه دلسوزی لَلِهاش از مرگ نجات یافت و تاریخ ایران از فاجعهای بزرگ رهایی پیدا کرد.
از این منظر، میتوان گفت که صبا، از حیث جامعیت هنری و چندساحتی بودن، شباهتی معنادار با چنین چهرههایی دارد؛ با این تفاوت که سرنوشت او، بهجای خاموشی و حذف، در مسیر آموزش، انتقال و تداوم هنر رقم خورد. صبا نهتنها هنرمندی بزرگ، بلکه معلمی کمنظیر در تاریخ موسیقی ایران است؛ معلمی که میراثش همچنان زنده، الهامبخش و راهگشاست.








