نقاشی برایم بیان تجربههای زیسته و نگاهی انتقادی به جامعه است
- شناسه خبر: 68622
- تاریخ و زمان ارسال: 20 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

n اگر موافقید از تحصیلات و مختصری از تجربیات خود برای مخاطب بگویید.
در رشتهی نقاشی تحصیل کردهام. مرداد ۱۴۰۴ نمایشگاه انفرادى با عنوال «کارناوال شهر بنفش» را در گالری همای تهران برگزار کردم. نمایشهاى گروهى متعددی در ایران، فرانسه، لسآنجلس، آمریکا و ترکیه داشتهام. سالهاست در حوزهی نقاشی و ترکیب متریالهای مختلف فعالیت میکنم. برای من نقاشی فقط بازنمایی نیست، بلکه راهی است برای بیان ناخودآگاه، تجربههای زیسته و نگاهی انتقادی به جامعهای که در آن زندگی میکنم.
n تابلوهای شما پر از رنگ و حرکت است؛ چرا این میزان انرژی و هیجان را انتخاب کردهاید؟
رنگها برای من فقط ابزار نیستند، بلکه زبان مستقلی دارند. رنگهای پرهیجان و ضرباهنگ تند آنها، حس کارناوال را به نقاشیها وارد میکند. این انرژی گاهی شادیآور است و گاهی بهعمد به مرز گروتسک و اغراق کشیده میشود تا تناقضهای پنهان زندگی روزمره را آشکار کند.
n در کارهایتان رگههایی از سنت نقاشی ایرانی دیده میشود. این تلفیق چه جایگاهی دارد؟
من ناخودآگاه از سنت نقاشی ایرانی ــ ترکیببندىهاى مقامى و… تاثیر گرفتهام. تراکم فیگورها، روایتهای چندلایه و حتی رنگگذاری پرشور در ذهنم ماندگار شده است. اما این عناصر را در زبانی معاصر و کارناوالی بازآفرینی میکنم تا پلی باشد میان گذشته و امروز.
n چرا در آثارتان چهرههای انسانی اینقدر پررنگ هستند؟
چهرهها برای من آینهاند. در واقع ترکیبی از فردیت و اجتماع را بازتاب میدهند. وقتی چهرهها را گروتسک و اغراقآمیز میکشم، در واقع میخواهم تلخیهای جامعه را با زبان طنز تلخ بیان کنم؛ زبانی که بهجای سرزنش مستقیم، از اغراق و کارناوال برای نقد استفاده میکند.
n به نظر میرسد شما قوانین کلاسیک نقاشی مثل پرسپکتیو(دورنما) و تناسبات را کنار گذاشتهاید. این انتخاب آگاهانه بوده یا از دل فرایند کار درآمده؟
انتخابی کاملا آگاهانه است. من میخواهم فضای نقاشیهایم نظم ریاضی نداشته باشد؛ بلکه مثل کارناوال پرهیاهو و بیقاعده باشد. این بینظمی آگاهانه، خودش بخشی از روایت گروتسکی است که دنبال میکنم.
n فضای آثار شما یادآور جشن، کارناوال و شلوغی زندگی جمعی است. این نگاه بیشتر نقد اجتماعی است یا روایت زندگی روزمره؟
برای من کارناوال استعارهای از زندگی امروز است؛ پر از رنگ و سر و صدا، اما در عمقش تناقض و گاهی پوچی پنهان شده. نقاشیهایم در عین روایت زندگی روزمره، نقدی هم به همین آشفتگی و شادیهای نمایشی دارند.
n در نقاشیهایتان طنز تلخ نقش پررنگی دارد. این طنز چه جایگاهی در کار شما دارد؟
طنز تلخ برای من ابزاری است تا واقعیتی سخت و سنگین را قابل لمستر کنم. وقتی فیگورهایم حالتهای گروتسک پیدا میکنند و در فضایی پرهیجان و رنگی میچرخند، مخاطب همزمان میخندد و به فکر فرو میرود. یعنى دو حس را در مواجهه با اثر تجربه میکند. در حس اول همه چیز خوب و شاد است ولى در حس دوم به یک باره اضطراب را تجربه میکند.
n مخاطب میتواند از تابلوهای شما برداشتهای مختلف داشته باشد. آیا شما دنبال پیام مشخصی هستید یا برداشتهای متنوع را دوست دارید؟
من بیشتر به برداشتهای متنوع علاقه دارم. چون محتواى نقاشىهایم هر کدام قصه و روایت پردازى دارند که مخاطب کشف میکند؛ درست مثل یک کارناوال که هر کسی تجربهی خودش را از آن دارد. در نقاشیهایم هم هر مخاطب میتواند قصهی متفاوتی را کشف کند.
n شروع یک نقاشی برایتان چطور است؟
گاهی با یک ایده یا تصویر ذهنی شروع میکنم. یک اتود (طرح اولیه) کلى طراحى میکنم اما اغلب نقاشی در طول مسیر تغییر میکند. مثل یک کارناوال که هیچوقت از ابتدا تا پایان قابلپیشبینی نیست، نقاشی هم در فرآیند خلق، مسیر تازهای پیدا میکند.
n اگر بخواهید کارهایتان را در کنار جریان جهانی هنر معاصر قرار دهید، خودتان را نزدیک به کدام گرایشها یا هنرمندان میدانید؟
من کارهایم را به جریان نئواکسپرسیونیسم و نگاه گروتسک نزدیک میدانم. از هنرمندانی مثل انسور و گروس و لیونل فاینینگر الهام گرفتهام، اما تلاش کردهام بیان شخصی خودم را پیدا کنم؛ بیانی که از طریق فیگورهای کارناوالی و رنگهای پرهیجان، هم نقد اجتماعی داشته باشد و هم روایت شخصی.
n ضمن تشکر از همراهی شما، در پایان بگویید منبع الهام شما بیشتر از تاریخ و سنت هنر ایران میآید یا از هنر امروز جهان؟
هر دو برایم اهمیت دارند. ریشههای سنتی در ناخودآگاهم حضور دارند. اما با هنر معاصر جهان هم همواره در گفتوگو هستم. در آثارم تلاش میکنم در واقع مرز میان این دو قرار بگیرند. از یک سو ریشه در فرهنگ خودم داشته باشند و از سوی دیگر با زبان امروز و جهانی سخن بگویند.








