از نرفتن به فوتبال پشیمان نیستم
- شناسه خبر: 50775
- تاریخ و زمان ارسال: 16 دی 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

گفتوگو ـ سامان خدایی: استان قزوین قهرمانان نامدار کم ندارد اما برخی از آنها به واسطه پخش شدن مسابقاتشان از تلویزیون و حضور در ایران، بیشتر شناخته شدهاند و برخی دیگر نیز چون در ایران حضور ندارند اما برای ایران مسابقه میدهند کمتر شناخته شدهاند. در حال حاضر در کشورمان، همه رضا علیپور را به عنوان سریعترین سنگنورد ایران و دنیا میشناسند و بسیاری از مسابقات او را دیدهاند اما شاید بسیاری از مردم ندانند که سریعترین یخنورد دنیا «محسن بهشتیراد» هم اصالتا قزوینی است و با وجود اینکه ساکن کانادا است اما برای ایران مسابقه میدهد. او چندی پیش برای حضور در یک برنامه، به کشورمان سفر کرد و پاسخگوی سوالاتی شده که خواندنش خالی از لطف نیست.
n لطفا خود را برای کسانی که کمتر شما را میشناسند معرفی کنید.
محسن بهشتیراد، تقریبا 39 ساله و متولد قزوین هستم. حدود بیست سال است در رشته سنگنوردی و یخنوردی فعالیت میکنم و تقریباً بالغ بر پانزده مقام در رشته یخنوردی جهانی دارم. حدود هفت سال است که عضو تیم ملی هستم و در این هفت سال عناوین زیادی را به دست آوردم؛ قهرمانی آسیا، قهرمانی جهان و مدالهای مختلفی که برای ایران کسب کردم. رشته اصلی من رشته سرعت در یخنوردی است و تمام تلاشم بر این است که بتوانم همین رشته را اینجا توسعه بدهم. تلاشهایی که ما قبلا انجام دادیم، از جمله دیوارهای یخنوردی که در کیش ساختیم، هدفمان این بود که این رشته را در ایران به اوج خود برسانیم و ورزشکاران ایرانی بتوانند در جهان ردههای بالایی را کسب کنند.
کلا رشته یخنوردی، رشته کمتر شناخته شدهای است.
n شاید خیلیها ندانند که چنین رشتهای در سطح حرفهای وجود دارد. چه شد که علاقهمند شدید و سراغ یخنوردی رفتید؟
من ابتدا در رشته سنگنوردی فعالیت میکردم. بعد فرصتی فراهم شد تا بتوانم رشته یخنوردی را هم تجربه کنم و از آنجایی که به سرما و رشته سرعت علاقه داشتم، با توجه به پیشنهاد یکی از دوستانم به این رشته آمدم و دیدم که شرایطش را با اینکه امکانات نداشتیم، دارم. من در شهر قزوین که تقریبا میشود گفت گرمسیر است، امکانات یخنوردی نداشتم، ولی خب تمرینات را شروع کردم. هرسال برای تمرین به اردوهای ده روزه در کشور روسیه میرفتیم و آنجا سعی میکردیم سازههای فیزیکی که ساخته بودیم را بر روی یخ پیاده کنیم و تکنیکهایش را یاد بگیریم. در سال اول تجربهام زیاد خوب نبود، یعنی دیدم نمیتوانم آنقدر خوب بدرخشم، ولی از خودم میدیدم که میتوانم در این رشته فعالیتهای حرفهای را به پایان برسانم و این باعث شد که تمرینات را جدیتر بگیرم. تمام برنامههای تغذیه، ورزشی و مربیگری را خودم انجام میدهم و به این نتیجه رسیدم توانش را دارم.
در کردستان دیواره چوبی را طراحی کردم و روی دیواره چوبی تمرین میکردم. ابزاری که با آن صعود میکنیم، تبر یخنوردی و کرامپونهایی که به کفشمان بسته میشود را خودم با توجه به فیزیک خودم ساختم. در نهایت تمام این تلاشها باعث شد در مسابقات آسیایی قهرمان آسیا بشوم و بعد از آن مقامهای جهانی را یکی پس از دیگری کسب کنم. در رشته ما کشور روسیه بالاترین قدرت را دارد و هر سال سکوهای اول تا سوم را روسیه داشت. با اینکه من ده روز تا پانزده روز در کنارشان تمرین میکردم، ولی توانستم استانداردهای خودم را بالا ببرم و در سال ۲۰۲۲ هم رکورد زدم و هم قهرمان جهان شدم. با وجود این بود که ورزشکاران روسی ۱۶ نفر در آن رقابت حضور داشتند.
بعد از آن بود که تازه به این فکر افتادیم یک دیواره یخی در ایران داشته باشیم. اولین آرزوی ما بعد از قهرمانی برآورده شد. با همکاری چند تن از دوستان در کیش که یک سالن برفی دارد، یک دیواره ۱۵ متر یخی احداث کردیم. تقریبا ۳۵ تن یخ میشود. تمرینات را آنجا انجام میدهیم و سعی ما بر این است که ایران را در آینده به عنوان میزبان یخنوردی جهان معرفی کنیم.
n یعنی به نوعی پیریزی رشته یخنوردی در ایران با خودت بوده است؟
بله تقریبا. دوستان زیادی زحمت کشیدند که ما تا اینجا آمدیم و از اینجا به بعد هم ما زحماتی که میکشیم برای بقیه است و امیدوارم که بتوانند بهترین استفاده را ببرند.
n رشته یخنوردی با سنگنوردی و صخرهنوردی چه تفاوت و شباهتهایی دارد؟
هر دو از رشتههای صعودهای ورزشی هستند. در سنگنوردی با دست و پا، گیرهها را میگیریم و صعود میکنیم، ولی در یخنوردی با ابزاری به اسم تبر یخنوردی و کرامپون صعودها انجام میشود که تفاوتشان بیشتر در ابزارها و شرایط سرما است.
n علیپور سریعترین صخرهنورد هم از دوستان شماست و همشهری هم هستید؟
بله، رضا همشهری من است. تمرینهای زیادی را همیشه با همدیگر داشتیم و یکی از اعجوبههای ورزش جهان است.
n بدون تعارف، شما سریعترین هستید یا رضا علیپور؟
هرکدام در رشته خودمان سریعتریم؛ ولی رضا فوقالعاده است، سرعتش خیلی بالاست. رشته یخنوردی ترکیبی از سرعت و دقت است. نمیتوان زیاد سرعت را روی یخ بالا برد چون یخ شکننده است و تبر باعث شکستن یخ میشود. به همین خاطر ترکیبی از قدرت، دقت و عکسالعمل در یخنوردی نهفته است. در سنگنوردی اما چون مسیر ثابت را صعود میکنی، بیشتر توان ورزشی و استقامت در سرعت است.
n با هم مسابقه هم دادید؟
من روی دیواره چوبی و رضا روی دیواره سنگنوردی بله.
n تاکنون در چه رقابتهایی شرکت کردهاید و چه عناوینی به دست آوردهاید؟
تقریبا هفت سال است که به نام ایران مسابقه میدهم. دو دوره قهرمان آسیا، در تیمی جهان دو نقره برنز تیمی، پنج مدال طلای ورلد کاپ، و یک مدال طلای اوورال رنکینگ دارم. همچنین قهرمانی جهان با یک مدال طلا و یک نقره، و یک اوورال برنز دارم. دو مدال نقره جهانی دارم و دو مدال برنز جهانی.
n در حال حاضر چطور؟ مسابقاتی پیش رو است و برای مسابقات کی آماده میشوید؟
ما در زمستان امسال انشاا… یک مسابقه قهرمانی آسیا داریم. مجدد در کشور کره جنوبی و سه چهار تا مسابقه جام جهانی داریم که یکیاش در کره جنوبی، مسابقه بعدی در سوئیس، بعدی در فرانسه و بعد از آن در کانادا است و یک مسابقه هم در آمریکا داریم که نمیدانم شرایط ویزایش چطور باشد. حالا فعلاً به دنبال کارهایش هستیم.
n شما پیشنهاد تابعیت و مسابقه برای کانادا را هم داشتید؛ در این مورد توضیح میدهید؟
ببینید خب شما وقتی در سطح جهانی قرار میگیرید، «تاپ لول» میشوید. کشورهای مختلف دوست دارند که شما برایشان حالا یا مربیگری کنید یا به نامشان مسابقه بدهید اگر فرصتش ایجاد بشود. بحث کانادا هم از این قضیه مستثنی نبود. در کانادا تازه یخنوردی دارد شکل میگیرد. یعنی داشتند ولی خب زیرساختهایشان تازه دارند کار میکنند. خیلی هم قوی شروع میکنند. نه فقط اینکه مثلاً بخواهید برایشان مسابقه بدهید. شما میتوانید مثلاً آنجا مربیگری هم بکنید. خب درآمد زیادی را میتوانید از این راه کسب کنید ولی خب بیشتر دوست دارم در اوج فعالیت ورزشیم فعلاً در رقابت ورزشی بمانم و تا آنجایی که میتوانم بتوانم به نام کشورم مقامهایی را کسب کنیم و اگر امکاناتش ایجاد بشود اینجا حمایت کنند. چرا که نه؟ ما همینجا کار میکنیم، همینجا پرورش میدهیم. استعدادهای خیلی زیادی را داریم که میتوانیم رویشان کار کنیم و جا پای ما بگذارند. بعد از ما بتوانند در این رشته موفق باشند و در واقع مقامهای بعدی را کسب کنند. خب ما تا اینجای کار که آمدیم تمام امکانات را من خودم شخصاً ایجاد کردم. به واسطه کمک چند تا از دوستان و حمایتهایشان توانستیم دیواره یخنوردی بزنیم. تبرهای یخنوردی که من میگویم خودم ساختم به همین سادگی نیست. خیلی کار برده است. خیلی تست کردیم، خیلی هزینه کردیم تا بتوانیم اینها را ایجاد کنیم. خب اگر این تواناییها اینجا هزینه نشود خیلی راحت من میتوانم این کار را برای کشورهای دیگر بکنم و کشورهای دیگر سودش را ببرند. اما برگشتم و دوست دارم که اینجا کار کنم و آن توانایی و آن حرفه را اینجا ادامه بدهم. اگر حمایتهایی صورت بگیرد تا بتوانیم از این امکاناتی که تا الان من خودم هزینه کردهام و ساختهام برای بقیه بچهها هم استفاده کنیم و آنها را هم رشد بدهیم.
n ظاهرا هزینه شرکت در مسابقات با خودتان است؟
اکثراً بله، اکثر هزینهها با خودمان است، فدراسیون یک سری حمایتها میکند ولی این حمایتها فقط برای مسابقات است. هزینه مسابقات هم تا حداقلها یعنی تا آنجا که بشود سر و تهش را زد. مثلا یک اعزامی صورت بگیرد ولی در طول سال بحث تمرین، بحث تغذیه، بحث ریکاوری، بحث تمام زیرساختها، امکانات، ابزارهایی که نیاز داریم، اینها هیچکدام در واقع حمایت نمیشود و هزینههای زیادی برای ما به همراه دارد.
خب یک ورزشکار دیگر باید چه کار کند در این رشته که فدراسیون، مسئولان ورزش بخواهند حمایت کنند؟ من واقعا خیلی تعجب کردم. یعنی واقعاً انتظارش بود، اولش زیرساختها از خودتان شروع شد ولی الان که دیگر به این سطح رسیده، حمایتها باشد.
یکی از دلایلی که مثلا من رفتم کانادا همین بود چون که ما هزینههایمان همهاش به دلار است و اینجا باید درآمد ریالی داشته باشیم و این دیگر خیلی کار را سختتر میکند و برای ما فرصتی پیش آمد و من رفتم، آنجا دارم کار میکنم. یعنی کارهای جنرال انجام میدهم که بتوانم هزینههای خودم را دربیاورم، مقداری هزینه بردارم برای اینکه برگردم اینجا و باز بتوانم در مسابقات شرکت کنم. دیگر چه کار میتوانم بکنم؟ یعنی حتی اگر حمایتی هم صورت نمیگیرد، خودم دارم میروم آن حمایت را برای خودم ایجاد کنم و باز برمیگردم اینجا برای مسابقه دادن. باز به این فکر میکنم که بعد از من چه کسانی قرار است بیایند و دلسوز بقیه هم هستم که بتوانند آنها هم جا پای درست بگذارند. بتوانند آیندهشان را بسازند، در ورزش رشد کنند. یک سبک زندگی است.
n اکنون در قزوین یک باشگاه فوتبال هست، باشگاه فوتبال شمس آذر که در لیگ برتر مسابقه میدهد. هیچ تماسی با آنها بوده که اسپانسر باشند از شما حمایت کنند؟
دورادور صحبتی داشتیم با رئیس هیات استان قزوین ولی از آنجایی که میدانم خود شمس آذر الان دارد با مشکلات بزرگی دست و پنجه نرم میکند. صحبتهایمان به جایی نرسید و حمایتی فکر نمیکنم صورت بگیرد. امیدوارم که حالا از راه دیگر یا نمیدانم منبع دیگری بشود این حمایت صورت بگیرد.
کلاً شاید هزینه یک ورزشکار یخنوردی اصلاً قابل قیاس نباشد با هزینهای که یک باشگاه فوتبال دارد یک سال صرف میکند. مثلا شاید هزینه از یک بازیکن معمولی هم کمتر بشود. این هزینهای که برای یک ورزشکار قرار است انجام بشود و خب آن حمایت و اسپانسر بودن از سمت باشگاه فوتبال میتواند برای باشگاه هم نفع باشد. الآن مثلا باشگاه شمس آذر یا خیلی از باشگاههای ما به جز پرسپولیس، استقلال، سپاهان، تراکتور که در آسیا شناخته شدهاند، باقی فقط در سطح کشور شناخته شدهاند و خیلیهایشان هم از نظر مالی قوی هستند و منابع خوبی دارند. خب اینها میتوانند به این سمت بیایند. از ورزشکاری مثل شما حمایت کنند. این کار میتواند اسم باشگاه را در دنیا هم مطرح کند که فلان باشگاه فوتبال در ایران یک ورزشکاری در رشته یخنوردی داشته که قهرمان جهان شده؛ خیلی کمک میکند به آن باشگاه. یعنی دو طرفه است دیگر، کاملا دو طرفه سود دارد. واقعاً امیدوارم به این سمت بیایند. مگر رضا علیپور مطرح نشد؟ بعد اینکه ورزشکارها آمدند به او تعظیم کردند، مردم کنجکاو شدند که چرا خارجیها به علیپور تعظیم میکنند. فهمیدیم یک تکنیک جدید آورده در ورزش خودش. خب شما هم آمدی رشته یخنوردی را کاملاً پیریزی کردی. اینجا زیربنای این رشته را صفر تا صد گذاشتی و این خیلی بزرگ است دیگر.
n آیا با فوتبال میانهای دارید؟ بازیها را دنبال میکنید؟ طرفدار تیم خاصی هستید یا خیر؟
بله، من فوتبال را خیلی دوست دارم. قبلاً هم بازی میکردم ولی خب از وقتی که وارد رشته حرفهای خودمان شدم یک ذره دلخوری هم پیدا میکنم. چون هزینه مثلا یک هفته یا نه یک روز، دو روز تمرین مثلا یک باشگاه، میشود هزینه کل مسابقات شما و این را آدم میبیند که چقدر راحت میشود ورزشکارهای این سبک را حمایت کرد، آن هم با حداقلها، ورزشکارانی که واقعاً قانع هستند. در واقع با کوچکترین هزینهای از سبدشان مثلا میتوانند حمایت کنند از ورزشهای انفرادی تا کارهای بزرگی انجام بشود.
n آیا پشیمان نیستید؟ چرا سراغ فوتبال، بسکتبال یا والیبال نرفتید؟ خب شاید آنها پولشان بهتر بود.
میدانی داستان انتخاب یک رشته برای یک انسان برای یک ورزشکار خیلی به محیط و عواملی که دخیل هستند.، بستگی دارد. من اگر در هر رشتهای فعالیت میکردم قهرمان میشدم، فرقی نمیکرد، چون از اول دنبال قهرمانی بودم. حالا اگر در فوتبال بود مطمئناً بهترین فوتبالیست میشدم. میتوانستم آن کارها را انجام بدهم، چون همهاش ریشه در طرز فکر ما دارد. حالا در آن دورانی که من دنبال رشته ورزشی میگشتم امکانات سنگنوردی برایم مهیاتر بود. بعد از آن وارد یخنوردی شدم.
الان شما این سوال را فکر میکنم از هر ورزشکاری بپرسید همین جواب را میدهد. اکثر بچههایی که کشتیگیر هستند یا کسانی که ژیمناستیک و وزنهبرداری کار میکنند، فرقی نمیکند؛ آن زمانی که باید یک رشته را شروع کنند، آن امکانات در کنارشان قرار گرفته و به آن سمت میروند. امیدوارم که حالا بشود رشتههای این سبکها را هم حمایت کرد و انگیزههایی را ایجاد نمود. چون خیلیها پشت سر من دارند حرکت میکنند و به سمت این رشته میآیند. امیدوارم که دلزده نشوند.
n حس میکنید فوتبال حق باقی رشتهها را خورده است؟
نه، به نظرم آن نگاه است که باید درست بشود وگرنه فوتبال هم خیلی برای من ارزشمند است من خودم خیلی فوتبال دوست دارم و اینکه به عنوان یک ورزش، فوقالعاده است.
n و در پایان سخنی هست بفرمایید.
من فقط یک پیشنهادی دارم برای رشتههای انفرادی. ببینید ما در ایران سرمایههای زیادی داریم. شرکتهای صنعتی بزرگی داریم. باشگاههای فوتبال. باشگاههای ورزشی بزرگی را داریم. فکر نمیکنم تعداد ورزشهای انفرادی آنقدر زیاد باشد که نتوانند حمایت کنند. یعنی من قبلاً هم این صحبت را جایی کردم ولی خب به جایی نرسید. اگر قانونی تصویب بشود که شرکتها یا باشگاهها موظف بشوند که از یکی یا دو تا ورزشکار مثلا در رشته انفرادی حمایت کنند. واقعا خیلی زیرساختهای خوبی ما اینجا داریم و میتوانیم از آن استفاده کنیم و ورزشهای انفرادی قشنگ میتوانند رشد کنند و جایگاه بیشتری داشته باشند. مخصوصاً در المپیک میتوانیم تعداد مدالهایمان را زیاد کنیم و در بازیهای آسیایی میتوانیم زیاد کنیم. این ورزشهای انفرادی اگر حمایت نشوند همانطور که شاهدیم تعداد مدالهای جهانی ما کم و کمتر میشود، این ورزشها هم از بین میرود. فکر میکنم این راهحلی باشد تا بتوانیم این را به عنوان یک قانون تصویب کنیم که از رشتههای انفرادی حمایت بیشتری بشود.









