نخبگان در جامعه غریب هستند
- شناسه خبر: 65504
- تاریخ و زمان ارسال: 5 شهریور 1404 ساعت 07:20
- بازدید :

محمدرضا مقدم
مقدمه
نشست «نقش و جایگاه نخبگان در توسعه پایدار» با حضور پروفسور باقر ساروخانی، استاد برجسته علوم اجتماعی کشور و پدر جامعهشناسی علم ارتباطات با همکاری بنیاد نخبگان استان و مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان در سالن حمدا… مستوفی این اداره کل برگزار شد.
پیوند نسل جوان با مفاخر علمی یک ضرورت است
نوشین بیگدلی، رئیس بنیاد نخبگان استان قزوین در این نشست بر اهمیت ارتباط نسل جوان با مفاخر علمی تأکید کرد و گفت: یکی از مأموریتهای اصلی بنیاد نخبگان، ایجاد پیوند فکری و معرفتی میان نسل جوان با اساتید و بزرگان علمی کشور است. استان قزوین در این زمینه ظرفیتهای ارزشمندی دارد و ما تلاش میکنیم نسل جدید، جایگاه و نقش خود را در جامعه بهدرستی بشناسد.
رئیس بنیاد نخبگان استان قزوین اذعان کرد: موضوع هویت و نقشآفرینی نسل جوان از دغدغههای اصلی بنیاد است و نشستهایی از این دست میتواند در تحقق این هدف موثر باشد.
بیگدلی با اشاره به اهمیت جایگاه نخبگان در جامعه گفت: یکی از مهمترین دلایلی که متأسفانه امروز شاهد پدیده مهاجرت نخبگان هستیم، این است که نتوانستهایم نقش و جایگاه واقعی آنان را در جامعه احیا کنیم. ما باید به نخبگان بگوییم که حضورشان تا چه اندازه برای کشور حیاتی است. اتفاقاتی نظیر جنگ دوازده روزه اخیر بار دیگر نشان داد که سرمایه انسانی چقدر در سرنوشت کشورها اثرگذار است. بنابراین باید تمام تلاش خود را برای حفظ این سرمایههای ارزشمند به کار بگیریم.
بیگدلی با اشاره به جایگاه علمی دکتر ساروخانی، استاد برجسته علوم اجتماعی، اظهار داشت: ایشان از مفاخر کشور و سمبلهای افتخار استان قزوین هستند. حضور ایشان در این نشست برای همه ما مایه مباهات است. نسلهای آینده نیز باید بدانند که از محضر چنین بزرگانی بهرهمند شدن چه نعمت بزرگی است.
وی تأکید کرد: بنیاد نخبگان با شعار دانایی، توانایی و مانایی تلاش دارد کسانی را که در مسیر دانش قدم برمیدارند، توانمند سازد و شرایطی فراهم کند تا اثرگذاری آنها در جامعه ماندگار شود. این نشست نیز با همین هدف، یعنی ایجاد پیوند میان مفاخر علمی، نسل میانی و جوانان تشکیل شد تا ارتباطی سازنده و الهامبخش شکل بگیرد.
نخبگان، ستون توسعه پایدار ایران
دکتر سید محمد حکاک، استاد و عضو هیات علمی دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، با اشاره به اهمیت جایگاه نخبگان در توسعه پایدار، گفت: علم و تخصص ستون فقرات هر جامعه برای پیشرفته است و هیچ عرصهای از جمله صنعت، کشاورزی، سیاست و مدیریت بدون حضور نخبگان قابل اداره نیست.
وی افزود: ایران از نظر استعدادهای انسانی و نخبگان، کشوری غنی است، اما بسیاری از این سرمایههای ارزشمند در خارج از کشور فعالیت میکنند و ایجاد شرایط مناسب برای حفظ و توانمندسازی آنان در داخل کشور ضروری است.
حکاک تأکید کرد: هدف از این نشست صرفاً یادآوری اهمیت نخبگان نیست، بلکه فراهم کردن امکانات رشد و محیطی امن برای نگهداشت آنان، کلید توسعه پایدار کشور است.
قزوینی بودن برای من یک افتخار است
پروفسور باقر ساروخانی استاد برجسته و بازنشسته گروه جامعهشناسی دانشگاه تهران که سخنران این نشست بود در ابتدای صحبتهایش گفت: در طول شصت و پنج سال فعالیت معلمی و حضور در جلسات مختلف، همواره به خود بالیدهام که ایرانی هستم و اینکه معلم باشم. و بزرگترین افتخار زندگیام این است که متولد قزوینم. زمانی که از فرانسه به ایران برگشتم برادرم به من گفت تو که زیباییها و زرق و برق پاریس را دیدهای، دیگر قزوین برایت چه جذابیتی دارد؟! و من در پاسخ به او گفتم قزوین برای من بوی مادر را میدهد.
وی در صحبتهایش بیان کرد: سوال همیشگی تاریخ علم این است که نخبه کیست و چه کسانی را میتوان نخبه نامید. استعداد ایرانیان ذاتی و برجسته است. ما در کشورهای دیگر شاهد بودیم که کمتر افرادی مانند ایرانیها دارای توانایی و استعداد در زبان، علم و خلاقیت هستند. بنابراین، ایرانی بودن و داشتن ویژگیهای نخبگی در هر حدی، سرمایهای بزرگ برای کشور است. مسیر نخبگی طولانی و دشوار است، اما تلاش برای رسیدن به آن و بهرهمندی از بخشی از این ویژگیهای نخبگی، هدفی ارزشمند برای هر فرد و جامعه است. از این رو استاد باقر ساروخانی با اشاره به ویژگیهای نخبگان گفت: نخبگی دارای نزدیک به بیست تا بیستوپنج ویژگی است و افراد نخبه درجاتی از این ویژگیها را در خود دارند. یکی از ویژگیهای مهم نخبگان، توانایی فاصله گرفتن از لذات عادی و خاکی است. در حالی که افراد معمولی وقت خود را به تفریح، جمعآوری پول یا سرگرمیهای روزمره اختصاص میدهند، نخبه ساعتها در آزمایشگاه یا پشت میز کار مینشیند و از پیشرفت علم لذت میبرد. این لذات، متفاوت و بالاتر از لذات زمینی است و نشاندهنده فراخنای نگاه و مسیر انسانی نخبگان است. نخبگان به جای لذتهای عادی، از تجربههای متفاوت و ارزشمند انسانی بهره میبرند و همین ویژگی، آنان را از دیگران متمایز میکند. یکی دیگر از ویژگیهای اصلی نخبگان، داشتن هدف در زندگی است. علم به خودی خود کافی نیست و اگر در خدمت خیانت یا نابودی انسانها قرار گیرد، ارزشمند نیست.
استاد ساروخانی ادامه داد: تاریخ مثالهای زیادی دارد؛ کسانی که صنعت و علم را در خدمت کشتار و نابودی انسانها قرار دادند، از لحاظ مهارت و دانش برجسته بودند، اما از جهت اخلاق و هدف انسانی شکست خوردند. بنابراین، آموزش علمی باید همواره همراه با پرورش اخلاق و مسئولیتپذیری باشد. نخبگان واقعی کسانی هستند که علم و استعداد خود را در مسیر خدمت به انسان و تحقق اهداف ارزشمند به کار میگیرند و این ویژگی، آنها را از دیگران متمایز میکند. نخبگی یعنی زندگی هدفمند و تسخیر ساختارها.
این استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران در ادامه نشست به ویژگیهای نخبگان و نقش هدفمندی در زندگی آنها پرداخت و اظهار داشت: نخبه کسی است که در زندگی خود هدف و آرمان دارد و با آن آرمان زندگی میکند. این افراد روزمرگی و لذات عادی را تجربه نمیکنند، بلکه همواره به دنبال تحقق یک هدف بزرگ هستند و فردای خود را میبینند. انسانی که بدون هدف زندگی کند، مانند مرده متحرک است. نخبگان کسانی هستند که میتوانند ساختارهای اجتماعی را متلاشی و در درون آنها تغییر ایجاد کنند. هر انسان در موقعیتهای مختلف ابعاد متفاوتی دارد، اما نخبه کسی است که توانایی دارد این ساختارها را جابهجا و تسخیر کند. یک جوان در خانوادهای مرفه با امکانات آموزشی بالا به راحتی میتواند پیشرفت کند، اما گاهی در سختترین شرایط هم انسانهایی پیدا میشوند که با کمترین امکانات و در محیطی دشوار به موفقیتهای بزرگ میرسند. توانایی رشد و برجستگی در چنین ساختارهای سختی، هنر واقعی نخبگی است.
نخبه کسی است که با هدفمند بودن، اخلاق و استعداد خود، ضمن تسخیر ساختارهای دشوار، زندگی خود و جامعه را به سمت رشد و تعالی هدایت میکند.
وی با اشاره به دیگر ویژگی نخبگان اذعان کرد: نخبگان مشکلات را کوچک و خود را بزرگ میکنند. یکی از نکات مشترک همه نخبگان این است که در برابر مشکلات، خود را کوچک نمیکنند بلکه آنها مشکلات را کوچک میسازند. برخلاف افراد عادی که در مواجهه با مشکل، عصبی و مریض میشوند و روابط خود با اطرافیان را دچار اختلال میکنند، نخبه در مقابل چالشها میایستد و برای حل آنها راهکار پیدا میکند. آنها در مواجهه با کار و هدف، اسیر لذات کوتاهمدت و امور فرعی نمیشوند. با آیندهنگری و تمرکز، راه حلهای مؤثر برای مشکلات پیدا میکنند و مسیر خود را در زندگی هموار میسازند. نخبگان کسانی هستند که توانایی دارند در شرایط دشوار تصمیم بگیرند، مسائل را کوچک کنند و با هوشمندی و آیندهنگری، مسیر خود و جامعه را به سمت رشد و تعالی هدایت کنند.
آشتی با خود، پایه موفقیت نخبگان
در ادامه استاد باقر ساروخانی به ویژگی مهم نخبگان در رابطه با خودشناسی و تمرکز بر توانمندیهای شخصی پرداخت و اظهار داشت: یکی از ویژگیهای برجسته افراد نخبه، آشتی با خود است. بسیاری از ما در زندگی روزمره با خود بیگانهایم؛ دلمان میخواهد کاری را انجام دهیم ولی در درون با خود در تضاد هستیم. این بیگانگی درونی باعث میشود انرژی انسان پراکنده شود و تمرکز کافی برای تصمیمگیری و حرکت مؤثر نداشته باشد. نخبه کسی است که دل، ذهن و عملش با یکدیگر هماهنگ باشد؛ وقتی قدم برمیدارد، دل و مغزش همجهت حرکت کنند. این خودیافتگی و یکپارچگی انسان، زمینه تحقق خلاقیت و حرکتهای اثرگذار را فراهم میکند. چنین نخبگانی قادرند موانع را بردارند، دیوارها را بشکنند و راههای ناهموار را هموار کنند. خلاقیت و پویایی بدون استقامت کافی نیست. نخبه واقعی کسی است که در مسیر اهدافش، علیرغم مشکلات و سختیها، استوار باقی بماند و حرکتش همدلانه و همجهت با تواناییهایش باشد. این تمرکز و انسجام در حرکت، انسان را قادر میسازد تا کارهای بزرگ انجام دهد و حتی فراتر از زمان خود اثرگذار باشد.
نخبگان در جهان احساس غربت میکنند
وی در ادامه به چالشهای نخبگان اشاره کرد و گفت: یکی از نکات تلخ درباره نخبگان، غریب بودن آنها در روزگار خود است. بسیاری از نخبگان در جهان احساس غربت میکنند، زیرا اندیشهها و اهدافشان جلوتر از زمان و محیط اجتماعیشان است. نخبگان جهان را به گونهای میبینند که اغلب افراد عادی قادر به دیدن آن نیستند. این دید متفاوت گاهی باعث میشود دیگران نخبگان را «دیوانه» بنامند. در حالی که لذت اصلی این افراد در کار علمی و خلاقیت است، نه در جمعآوری ثروت یا تجملات زندگی روزمره. نخبه کسی است که ساعتها پشت میز یا در آزمایشگاه کار میکند، ذهن و توانایی خود را وقف علم و خلق اثر میکند. از نگاه جامعه معمولی، این کارها عجیب و غیرمعمول است؛ اما این افراد از دستاوردهای فکری و خلاقیت خود لذت میبرند و آن را ارزشمندتر از لذتهای مادی میدانند.
ساروخانی همچنین به اهمیت صبر و پشتکار نخبگان اشاره کرد و حکیم فردوسی را نمونهای تاریخی از این موضوع دانست و تشریح کرد: فردوسی، با نوشتن شاهنامه و احیای زبان فارسی، سی سال از عمر خود را صرف خلق شاهنامه برای یک ملت کرد. در حالی که از پاداش مادی ناچیزی برخوردار شد. این مثال نشان میدهد که نخبگان اغلب با دنیای اطراف خود غریب هستند؛ آنها میبینند، میفهمند و میآفرینند، در حالی که دیگران ممکن است آنها را درک نکنند یا دستاوردشان را کمارزش بشمارند.
استاد باقر ساروخانی به بررسی اهمیت انگیزش در پرورش نخبگان پرداخت و توضیح داد: منشور نخبگی باید سه بنیاد اصلی داشته باشد. اول «ساختن انسان» فراهم کردن امکانات و آموزش لازم برای رشد فرد، تا بتواند کارهایی انجام دهد که دیگران قادر به انجام آن نیستند. دوم «اخلاق و تربیت انسانی» پرورش رفتار اخلاقی و ارزشهای انسانی در کنار آموزش علمی. سوم انگیزش» اساسیترین و اثرگذارترین عامل در پرورش نخبگان است. یک فرد عادی ممکن است در مواجهه با چالشها به راحتی ناامید شود و از کار بازایستد، اما نخبه کسی است که انگیزه دارد و میتواند با تلاش و پشتکار از محدودیتها عبور کند. انگیزه انواع مختلفی دارد. انگیزه یک فرد عادی ممکن است صرفاً به دریافت حقوق یا منافع کوتاهمدت محدود شود، اما انگیزه یک نخبه بزرگتر و معنادارتر است؛ انگیزهای که او را در مسیر رشد و خلاقیت هدایت میکند.
وی به یکی از چالشهای سازمانهای اداری نیز اشاره و اذعان کرد: بیگانگی افراد با محیط کار یکی از مشکلات اساسی است. بسیاری از افراد صرفاً برای دریافت حقوق به سر کار میروند و نسبت به اهداف سازمان احساس تعلق و علاقه ندارند. این بیگانگی باعث کاهش انگیزه و بازدهی میشود. اما افراد نخبه با انگیزههای درونی قوی، جذب محیط کار شده و با تمام توان برای پیشبرد اهداف سازمان تلاش میکنند. انگیزش، همراه با آموزش و اخلاق، عنصر اصلی در پرورش نخبگان است و باید در برنامهریزیهای آموزشی و سازمانی به آن توجه ویژه داشت.
نخبگان، انگیزش و توسعه پایدار
ساروخانی در ادامه مباحث خود، به بررسی نقش نخبگان در سازمانها و جامعه پرداخت و تأکید کرد: انسانهای نخبه نه تنها باید آموزش و اخلاق داشته باشند، بلکه انگیزش و علاقه به محیط و سازمان خود نیز از ارکان اساسی موفقیت آنهاست. او به مفهوم «جذب به سازمان» اشاره کرد، یعنی حالتی که فرد با هر قدمی که در سازمان برمیدارد، احساس افتخار و معنا کند، فراتر از منافع مادی یا محدودیتهای زمانی. این افراد، حتی ساعات طولانی کار میکنند و با تمام توان خود، به توسعه محیط و جامعه کمک میکنند.
وی با اشاره به کارآفرینان و سرمایهگذاران، توضیح داد: نخبگان اقتصادی واقعی تنها به سرمایه مالی اکتفا نمیکنند، بلکه دارای سرمایههای غیرپولی هستند که برخی از آنها عبارتند از «اعتماد جامعه»، «آیندهنگری و پیشبینی رشد فعالیتها»، «شجاعت و توانایی شکافتن ساختارها»، «استغراق و تمرکز کامل بر فعالیتها». کارآفرینان زن در روستاها نمونه موفق یک کارآفرین واقعی هستند که از سرمایههای غیرپولی برخوردارند. آنها با خلاقیت، کالاهای محلی را به بازار عرضه میکنند و در تولید و اقتصاد نقش غیر قابل انکاری دارند.
استاد ساروخانی به چالشهای ایجاد شده توسط نظامهای کمونیستی اشاره کرد که انگیزه و توان نخبگان را سرکوب کردند. نخبگان فرهنگی نیز در بازسازی اندیشه و ارزشهای جامعه حائز اهمیت هستند. در قرون وسطی، فرهنگ و عقل انسانها به شدت محدود شده بود و آفرینش و تواناییها نادیده گرفته میشد، اما با تلاش نخبگان و ایجاد آموزههای جدید، جهان جدید و دوران روشنفکری شکل گرفت.
ساروخانی در خاتمه صحبتهایش تأکید کرد که توسعه پایدار وابسته به انسانهاست، نه صرفاً پول یا تکنولوژی. جامعهای که فرهنگ، انگیزه، آموزش و توانایی ذهنی نداشته باشد، با وجود ثروت و امکانات، قادر به توسعه واقعی نخواهد بود. توسعه یعنی نخبهسازی، یعنی ساختن انسان، و بار توسعه را انسانها به مقصد میرسانند. اهمیت نظم فردی و توانایی مدیریت زمان از مولفههای نخبگان است که در توسعه پایدار نقش مهمی دارد.








