مذاکرات پاکستان روایتی از اقتدار یا نمایشی دیپلماتیک!
- شناسه خبر: 82918
- تاریخ و زمان ارسال: 27 اردیبهشت 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
محمدرضا رجاییپور
مذاکرات اخیر میان هیات جمهوری اسلامی ایران به ریاست محمد باقر قالیباف و هیات آمریکایی به سرپرستی جیدیونس در اسلامآباد پاکستان بازتابی است از پیچیدگیها و ظرافتهای دیپلماسی در روابط ایران و آمریکا. روایت حجتالاسلام محمود نبویان عضو همراه هیات ایرانی تصویری قاطع از عملکرد قالیباف در برابر فشارهای طرف مقابل ارائه میدهد. روایتی که تلاش دارد بر اقتدار ایران و عدم تسلیم در برابر تهدیدها تأکید کند. اما با نگاهی تحلیلیتر میتوان این وقایع را از زوایای مختلفی مورد بررسی قرار داد.
1ـ صحنه نمایش اقتدار یا واقعیت دیپلماتیک
نبویان در روایت خود بارها بر ایستادگی محکم قالیباف در برابر تهدید و طعنههای ونس تأکید میکند. نقل قولهایی نظیر «ما یک مسئله نداریم که ابتدا آن را حل کنیم» که «ما چهار مسئله روی میز داریم» و «تهدید متقابل مبنی بر توانایی ایران در یکسان کردن تمام زیر ساختهای منطقه در کمتر از نصف روز» در وهله اول تلاشی برای نمایش قدرت باز دارندگی و عدم پذیرش اولویتبندی خواستههای یک جانبه آمریکا است. این نوع ادبیات معمولاً در فضاهای سیاسی داخلی برای تقویت وجهه رهبران و تیم مذاکره کننده به کار میرود. اما در عرصه بینالمللی صرف بیان چنین موضعگیریهایی بدون پشتوانه عملی یا نتایج ملموس بیشتر به نمایش شباهت دارد تا واقعیت دیپلماتیک.
2ـ تاکتیکهای مذاکراتی؛ بازی دو سر باخت
مذاکرات، عرصه سنجش منافع و اهرمهای فشار است. خواستههای اولیه آمریکا مبنی بر بازگشایی تنگه هرمز و خروج مواد غنی شده در کنار پیشنهاد آزادی ۶ میلیارد دلار از داراییهای بلوکه شده رویکردی است که تلاش دارد از طریق فشار و امتیاز دهی تدریجی ایران را به سمت پذیرش خواستههای کلانتر سوق دهد. در مقابل موضع ایران بر رفع تحریمها و حقوق غنیسازی متمرکز است.
اما آنچه در این روایت برجسته میشود طرح چهار مسئله روی میز توسط قالیباف است که نشان میدهد هیات ایرانی به دنبال خنثی کردن اولویتبندی آمریکا و طرح همزمان مطالبات خود بوده است. با این حال پایان مذاکرات بدون نتیجه و ادعای نبویان مبنی بر اینکه آمریکا اساساً برای توافق وارد مذاکرات نشده بود این پرسش را مطرح میکند که آیا این تاکتیکها به نفع ایران بوده یا صرفاً منجر به اتلاف وقت و فرصت شده است؟ اگر آمریکا هدفش توافق نبوده چرا ایران با صرف این زمان و انرژی به این سطح از مذاکره تن داده است؟
3ـ نقش واسطه؛ پاکستان در میان میدان
اشاره به دیدار قالیباف با عاصم منیر؛ فرمانده ارتش پاکستان پیش از مذاکرات با ونس و همچنین نسبت دادن طرح پیشنهادی آمریکا به او بُعد دیگری به این مذاکرات میبخشد. این امر میتواند نشاندهنده تلاش پاکستان برای ایفای نقش میانجیگر یا حداقل تسهیل کننده در روابط ایران و آمریکا باشد. در جهانی که قدرتهای بزرگ و منطقهای در حال باز تعریف نقش خود هستند استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک کشورهای ثالث امری رایج است. اما سوال اینجاست که این نقشآفرینی تا چه حد مستقل بوده و تا چه اندازه تحت تاثیر منافع قدرتهای بزرگتر قرار داشته است.
4ـ سبک مذاکره؛ صلابت یا بن بست
نبویان سبک مذاکراتی قالیباف را چنین توصیف میکند: شیوه مذاکراتی قالیباف این نبود که اصل گفتوگو را به طور کامل رد کند یا به هر قیمتی تن به توافق دهد. این توصیف رویکردی متعادل را به نمایش میگذارد که آمادگی برای گفتوگو را با عدم امتیازدهی بیرویه همراه میسازد. اما وقتی این سبک مذاکره علیرغم نزدیک شدن دیدگاهها در نهایت به بنبست میرسد باید این سوال را پرسید که آیا این صلابت به قیمت از دست دادن فرصتهای بالقوه نبوده است؟
نتیجهگیری: روایتی برای مصرف داخلی
در پایان؛ روایت نبویان بیشتر شبیه به بیانیهای است که هدف آن، تقویت جایگاه ایران و تیم مذاکرهکننده در افکار عمومی است. تأکید بر ایستادگی در برابر تهدید و عدم جدیت آمریکا در توافق، تصویری از یک ایران مقتدر و طرف مقابلِ غیر قابل اعتماد را ارائه میدهد. در حالی که این روایت میتواند برای مخاطب داخلی جذاب باشد اما تحلیل عمیقتر نشان میدهد که در عرصه دیپلماسی نتایج ملموس و توافقات عملی معیار اصلی موفقیت است نه صرفاً بیان مواضع قاطع. پایان بدون نتیجه مذاکرات هر چند با روایت عدم تمایل آمریکا به توافق توجیه شود؛ اما همچنان پرسشهایی را درباره اثربخشی و نتیجهگرایی رویکردهای اتخاذ شده باقی میگذارد.


