فتوای تاریخی میرزای شیرازی؛ آغازی بر پایان استثمار خارجی و استبداد داخلی
- شناسه خبر: 82861
- تاریخ و زمان ارسال: 27 اردیبهشت 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

حیدر ولیزاده
24 اردیبهشت ۱۲۷۰ هجری شمسی، نقطه عطفی بیبازگشت در تاریخ معاصر ایران رقم خورد. در این روز، آیتا… محمدحسن حسینی شیرازی، مرجع بزرگ تقلید شیعه مقیم سامرا، در واکنش به امتیاز انحصاری تنباکو که ناصرالدین شاه قاجار به کمپانی بریتانیایی «رِژی» واگذار کرده بود، فتوای تاریخی خود را صادر کرد:
«بسما… الرحمن الرحیم، الیوم استعمالُ تنباکو و توتون بِاَیِّ نَحوٍ کان، در حکم محاربه با امام زمان(عج) است. والسلام. حَرَّرَهُ الأقَلُّ مُحَمَّدحَسَنِ الحُسَینِی».
این چند کلمه، نه تنها غول تنباکو را از ایران بیرون راند، بلکه درسی تاریخی به نسلهای بعد داد: مردم زمانی که با رهبری دینی، عزم ملی و اعتماد به نفس جمعی همراه شوند، میتوانند در برابر قدرتهای مسلط جهانی بایستند.
اما چرا این رویداد پس از بیش از ۱۳۰ سال همچنان شایسته بررسی و بازخوانی است؟ پاسخ واضح است، چون فتوای تنباکو فقط یک ماجرای اقتصادی یا موضوع صرفا فقهی ـ دینی نبود؛ بلکه الگویی شد برای مبارزه با استعمار، مهار استبداد، پیوند دین و سیاست در ایران معاصر، و جرقهای که تا جنبش مشروطه، ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی ادامه یافت. نیکی آر. کدی، مورخ و ایران شناس برجسته آمریکایی، در کتاب معروف خود « Religion and Rebellion in Iran: The Tobacco Protest of 1891-1892» مینویسد: «ایرانیان برای اولین بار دیدند که امکان پیروزی بر شاه و منافع بیگانه وجود دارد… خطی مستقیم از ائتلافی که در جنبش تنباکو مشارکت داشت تا انقلاب مشروطه امتداد مییابد».
پیشزمینه: ایران قاجاری در تنگنای استعمار
از اوایل قرن نوزدهم، سلسله قاجار به دلیل حضور فزاینده بیگانگان در ایران در وضعیتی شکننده قرار داشت. شکستهای سنگین از روسیه تزاری در جنگهای ۱۸۱۳ و ۱۸۲۸ میلادی و همچنین از بریتانیا در ۱۸۵۷، دولت قاجار را به اعطای بیشمار امتیاز به قدرتهای خارجی واداشت. بر اساس عهدنامه گلستان، ترکمانچای و معاهده ۱۸۵۷ بخشهای زیادی از ایران جدا شد و در ادامه نیز روسیه و بریتانیا از امتیازات گستردهای در ایران برخوردار شدند و راه برای نفوذ بیشتر بیگانگان هموار گردید.
بر اساس گزارشهای خارجیان مقیم ایران در آن دوره، دودمان قاجار به دلیل تسلط بیگانگان در میان مردم بسیار نامحبوب بود. روایتهای بعدی شاهدان عینی بریتانیایی نشان میدهد که دلیل بقای این دودمان در برابر نارضایتی گسترده مردمی، مداخله بریتانیا و روسیه بود که عملا شاه را بر سر کار نگه میداشتند.
در سال ۱۸۷۲ (۱۲۵۱ شمسی)، ناصرالدین شاه با بارون جولیوس دو رویتر، تبعه بریتانیا، قراردادی منعقد کرد که بر اساس آن کنترل راهها، تلگرافها، آسیابها، کارخانهها، استخراج منابع و سایر کارهای عمومی ایران در ازای مبلغ معینی به رویتر واگذار میشد. لرد کرزن، سیاستمدار بریتانیایی، این امتیاز را «اعطای سند مالکیت ایران» توصیف کرد. این قرارداد با خشم گسترده داخلی مواجه شد و ناصرالدین شاه ناچار به لغو آن گردید. هرچند این امتیاز تنها حدود یک سال دوام آورد، اما زمینه را برای قیام علیه امتیاز تنباکو فراهم کرد.
امتیاز رژی: فروش استقلال کشور
۲۹ اسفند ۱۲۶۸، ناصرالدین شاه امتیاز انحصار کامل تولید، فروش و صادرات تنباکو را به مدت پنجاه سال به سرگرد «جرالد تالبوت» انگلیسی واگذار کرد. در ازای این امتیاز، تالبوت سالانه ۱۵ هزار پوند (معادل امروزی حدود ۱.۸ میلیون پوند) به اضافه یک چهارم سود خالص سالانه به شاه میپرداخت. تا پاییز ۱۸۹۰، این امتیاز به «شرکت سلطنتی تنباکوی ایران» فروخته شد.
«رژی» (انحصار تنباکو) تأسیس شد و همه تولیدکنندگان و صاحبان تنباکو در ایران مجبور شدند محصول خود را به عوامل رژی بفروشند. در آن زمان، صنعت تنباکوی ایران بیش از ۲۰۰ هزار نفر را استخدام میکرد و بنابراین این امتیاز ضربه بزرگی به کشاورزان و بازاریانی بود که معیشتشان تا حد زیادی به تجارت پرسود تنباکو وابسته بود. انحصار خرید و فروش این محصول به یک شرکت انگلیسی، منافع بسیاری از مردم ایران را به خطر میانداخت.
طلیعه اعتراضات: از بازار تا مسجد
نخستین اعتراض علیه این امتیاز در شهریور ۱۲۶۹ از سوی روسیه شکل گرفت، این دولت اعلام کرد که انحصار تنباکو آزادی تجارت در منطقه را بر اساس پیمان ترکمنچای نقض میکند. با وجود مخالفت روسیه، شاه مصمم به ادامه کار بود.
در بهار ۱۲۷۰، اعتراضات مردمی علیه رژی در شهرهای بزرگ ایران آغاز شد. ابتدا این بازاریها بودند که به رهبری اعتراضات پرداختند. تاجران ثروتمندی مانند حاج محمدکاظم ملکالتجار نقشی حیاتی در جنبش تنباکو ایفا کردند و از مجتهدان شناخته شده برای حمایت در مخالفت با رژی درخواست کمک نمودند.
شهرهای شیراز، تبریز و تهران به مراکز برجسته مخالفت با امتیاز تنباکو تبدیل شدند. در اردیبهشت ۱۲۷۰، سیدعلیاکبر فالاسیری، روحانی برجسته شیراز، به دستور شاه به دلیل سخنرانی علیه این امتیاز از شهر اخراج شد. در جریان خروج او از ایران، سیدعلیاکبر با جمالالدین اسدآبادی، فعال سیاسی برجسته آن دوره، ملاقات کرد و به درخواست او، اسدآبادی نامهای به میرزای شیرازی نوشت و از مجتهد برجسته تشیع خواست کشور را در برابر «این جنایتکاری که استانهای ایران را در میان قدرتهای بزرگ به حراج گذاشته است» نجات دهد.
۲۴ اردیبهشت ۱۲۷۰: فتوای سامرا
ورود میرزای شیرازی به میدان مبارزه علیه استثمار و استبداد، به نقطه عطفی برای این اعتراضات تبدیل شد. میرزا ابتدا تلگرافی شخصی برای شاه فرستاد و او را از دامهای اعطای امتیاز به بیگانگان برحذر داشت. میرزای شیرازی در تلگراف خود به شاه نوشت: «اجازه مداخله اتباع خارجه در امور مملکت… از جهاتی چند منافی صریح قرآن مجید و نوامیس الهی و موهن استقلال دولت و مخل نظام مملکت و موجب پریشانی عموم رعیت است، چنانکه واقعه شیراز و قتل و جرح جماعتی از مسلمانان در حرم احمد بن موسی(ع)… از نتایج این امور است.» اما این درخواست شخصی تاثیری نداشت.
سرانجام، در ۲۴ اردیبهشت ۱۲۷۰ شمسی (۱۴ مه ۱۸۹۱)، مهمترین مرجع دینی ایران، میرزای شیرازی، فتوای تاریخی خود را را صادر کرد. مضمون فتوا که استفاده از توتون و تنباکو را به منزله محاربه با امام مهدی (عج) میدانست؛ بدین مفهوم است که میرزای شیرازی با قویترین بیان و زبانی که در اختیار داشت، با قرارداد استثماری «رژی» مخالفت کرد. در ابتدا در اعتبار این فتوا تردیدهایی وجود داشت، اما بعدها خود شیرازی آن را تایید کرد.
نتیجه شگفتانگیز بود. روز بعد از انتشار فتوا، همبستگی مردم با رهبری دینی عینیت یافت. ساکنان تهران از کشیدن تنباکو خودداری کردند و این پاسخ جمعی به استانهای همجوار نیز سرایت کرد. در یک همبستگی، بازاریان ایرانی بازارهای اصلی را در سراسر کشور تعطیل کردند. حتی در حرمسرای شاهی نیز همه قلیانها شکسته شد و خدمتکاران از آماده کردن پیپ برای شاه خودداری نمودند.
قبل از فتوا، مصرف تنباکو در ایران چنان رایج بود که در همه جا از جمله داخل حمامهای عمومی کشیده میشد. ناظران اروپایی گزارش داده بودند که «بیشتر ایرانیان ترجیح میدهند نان را ترک کنند تا تنباکو را». با وجود این محبوبیت، تحریم مذهبی چنان موفقیتآمیز بود که شاه و امینالسلطان خود را در توقف جنبش مردمی ناتوان یافتند.
پس از فتوا: لغو امتیاز و میراث آن
در دی ۱۲۷۰ هنگامی که شاه مشاهده کرد دولت بریتانیا در حمایت از شرکت سلطنتی تنباکو تردید دارد، ناچار به لغو امتیاز شد. اما دولت ایران ناگزیر گردید در برابر لغو امتیاز، مبلغ پانصد هزار لیره به عنوان غرامت به دارنده امتیاز بپردازد؛ بهایی که در برابر لغو امتیاز پرداخت شد بسیار سنگین بود اما بسیار کمتر از بهای از دست رفتن استقلال. جالب آنکه دولت ایران که به قول معروف آه در بساط نداشت، ناچار شد این مبلغ کلان را از بانک شاهنشاهی (که امتیاز آن در دست انگلیسها بود) وام بگیرد و این نخستین وام دولت ایران از خارجیان بود.
6 بهمن ۱۲۷۰ زمانی که دیگر امتیاز توتون و تنباکو لغو گردیده بود، منادی در تهران اعلام کرد که شیخ شیرازی فتوای تحریم را برداشته است و ایرانیان دوباره شروع به کشیدن تنباکو کردند. اما اثر این تحریم تاریخی هرگز از میان نرفت.
چرا فتوای تنباکو مهم است؟
1ـ مبارزه با استعمار با اراده جمعی
این رویداد نشان داد که «اراده جمعی» و «مرجعیت اخلاقی» مهمترین عنصر برای شکست نیروی استعماری است. وقایع گوناگون تاریخ هم بیان داشته است که صرفا نیروی نظامی نمیتواند در مبارزه با استثمار موفقیت به دست بیاورد و چیزی فراتر از آن یعنی همبستگی و اراده مردم حول رهبری و مرجعیت نیز ضرورت دارد. رهبر شهید انقلاب اسلامی درباره این حرکت فرمودهاند: «حرکت میرزاى شیرازى …. یک حرکت ذوابعاد و پُرمعنا و بسیار پُربرکتى بوده است. این یک سطرى که میرزاى شیرازى نوشتند و آن روز بساط کمپانى انگلیسى را از ایران برچید و سلطهى استعمارى را موقتا از کشور قطع کرد، یک مبارزهى چندجانبه بود».
2ـ پیوند دین و مبارزه با استبداد داخلی
نکته ظریف این است که فتوای تنباکو نه فقط ضد انگلیسی بود، بلکه علیه خودکامگی شاه نیز عمل میکرد. ناصرالدین شاه بدون مشورت با ملت و علما، امتیاز فروش ملت را داده بود. فتوای میرزا به شاه فهماند که «حکومت مطلقه» نمیتواند هویت دینی و ملی مردم را نادیده بگیرد. این نخستین و گستردهترین جنبش در برابر استبداد و استعمار شناخته میشود.
3ـ تولد «افکار عمومی» در ایران
برای اولین بار در تاریخ ایران، یک موضوع اقتصادی ـ سیاسی با مشارکت عموم مردم، بازاریان، روحانیون و حتی زنان حل شد. این تجربه به مردم یاد داد که «ما میتوانیم». مفاهیمی چون «استعمار»، «قراردادهای تحمیلی» و «مقاومت منفی» وارد گفتمان عمومی شد.
4ـ اثر زنجیرهای بر جنبشهای بعدی
الف) جنبش مشروطه (1284): به گفته نیکی کدی، «خطی مستقیم از ائتلافی که در جنبش تنباکو مشارکت داشت تا انقلاب مشروطه امتداد مییابد». علما و روشنفکرانی که در تحریم تنباکو نقش داشتند (مانند سید محمد طباطبایی و سید عبدا… بهبهانی) بعدها رهبری مشروطه را بر عهده گرفتند.
ب) ملی شدن نفت (1329-1332): دکتر مصدق در دادگاه لاهه و سخنرانیهایش بارها به «تحریم تنباکو» اشاره کرد و آن را الگویی برای استرداد منابع ملی از چنگ خارجیان معرفی نمود.
ج) انقلاب اسلامی (1357): یکی از عوامل پیروزی انقلاب، پیوند حوزههای علمیه، بازار و عموم مردم بود، همان مثلثی که در ابتدا در سال 1270 و با فتوای میرزای شیرازی شکل گرفت.
نتیجهگیری
دههها از فتوای تاریخی میرزای شیرازی در مورد تحریم توتون و تنباکو میگذرد، مرور اجمالی این برگ مهم در تاریخ ایران و حوادث بعدی نشان میدهد که:
ـ استعمار فقط با زور سرنیزه نمیآید؛ گاهی با قراردادهای ظاهرا تجاری میآید.
ـ زورگویی مستکبرین و استثمار کشورها تا وقتی میتواند دوام بیاورد که «اراده جمعی» برای مقابله با آن وجود نداشته باشد.
ـ دین، میتواند قویترین اهرم بسیج جمعی علیه استثمار و استعمار باشد.
۲۴ اردیبهشت ۱۲۷۰، روزی است که یک خط، تاریخ ایران را عوض کرد. فتوایی که به قول پژوهشگران، «نشاندهندهای خیرهکننده از قدرت مرجعیت تقلید» بود. نه اینکه این رویداد همه چیز را تمام کرد، اما به همه نشان داد که میشود پایان را آغاز کرد. و این همان درسی است که در آزمون انقلاب اسلامی 1357 با سقوط استبداد و پایان استثمار با موفقیت کامل گذرانده شد. در عصر حاضر که استثمار همچنان به روشهای گوناگون از سوی بیگانگان دنبال میشود، ضروری است که نسل امروز و نسل آینده با مطالعه تاریخ، از تکرار وقایع تلخ تاریخی و غارت منابع کشور به دست اجانب جلوگیری کنند.










