مأموریت خطیر حفظ سرمایه اجتماعی در پساجنگ
- شناسه خبر: 63281
- تاریخ و زمان ارسال: 1 مرداد 1404 ساعت 07:33
- بازدید :

آرش صالحی ـ آنچه در سیاهه جنگ تحمیلی اخیر با همه غافلگیری، مشکلات و فضای اندوهبارش تحیّر همگان را برانگیخت؛ شبکهای از رخدادهای لطیف و خودجوش مردمی بود که به مثابه حلقههای زنجیر در گوشه و کنار میهن به هم پیوند خورد و صحنههای فاخر از متانت، شجاعت و نوعدوستی ایرانیان را خلق کرد. ظهور این رفتارها در شرایطی که تنها کمی پیش از جنگ، جامعه به طور معمول آمیخته به اختلاف نظرهای همیشگی و برخی گسستهای اجتماعی و طبقاتی بود نشان از ریشهدار بودن مفاهیمی مانند فرهنگ، تمدن و میهنپرستی در مردم ایران است که اتفاقا در بزنگاهها بیشتر خود را نشان میدهد، موضوعی که در سایر کشورها هنگام وقوع بحران و التهاب کمتر به چشم میآید. جنگ به معنای واقعی در ایران اتفاق افتاده بود، اما برخلاف برخی کشورها مردم به فروشگاهها هجوم نبردند و اجناس را غارت نکردند. مردم قزوین سخاوتمندانه پذیرای هموطنان جنگزده بودند. برخی خانوادههای ساکن مناطق مورد هدف دشمن، به طور موقت به منزل پدری خود در شهرهای کوچک و روستاها برگشتند و دیدارها را تازه کردند.
حس همدلی و دلسوزی به طور محسوس در لایههای مختلف جامعه از مدیران تا اصناف و نیروهای خدماترسان پدیدار شد. مردم ایران بیش از هر زمان دیگر همچون یک روح در یک پیکر و در حالی که پیوندهای مهر و دوستیشان محکمتر شده بود، در برابر این یورش غافلگیرانه و پیامدهای آن ایستادند. مرزهای این همسویی و همگرایی در میان کارگزاران، دولتمردان و نیروهای مسلح نیز گسترش یافت و طولی نکشید که موج انسجام و اتحاد کمسابقهای در کشور به راه افتاد. رفتارشناسی مردم در این بزنگاه حساس و نحوه تابآوری آنها بر مبنای داشتههای فرهنگی همان موضوعی است که حالا پس از فرونشستن غبار جنگ از سوی جامعه شناسان و پژوهشگران اجتماعی واکاوی میشود.
بهبود سرمایه اجتماعی
یک کارشناس ارشد جامعهشناسی در گفتوگو با خبرنگار ولایت با بیان اینکه به عنوان یک جامعهشناس در جنگ اخیر مشاهداتی از بهبود وضعیت سرمایه اجتماعی داشتم، گفت: این پدیده فقط در یک جامعه «جنبشی» یا یک جامعه با «بسیجکنندگی بالا» امکانپذیر است.
میرکاظم خلیفهزاده اضافه کرد: در اینجا مفهوم «سرمایه اجتماعی» به میان میآید که توسط عوامل نهادی و عوامل خودجوش ساخته میشود. جنگ در جامعه جنبشی و یا جامعه بسیج شونده ایران، توانست عوامل خودجوش شامل روابط اجتماعی طبیعی و خودانگیخته بین افراد را تحریک کند که تعاملات روزمره، روابط دوستانه و خانوادگی، شبکههای اجتماعی غیر رسمی، فرهنگ و ارزشهای مشترک نیز زیرمجموعه آن است.
تقویت اعتماد بین مردم
این جامعهشناس با ذکر اینکه جنگ ۱۲ روزه به ترمیم اعتماد «بین فردی» و اعتماد «تعمیمیافته» کمک کرد، گفت: مشاهداتی مانند در اختیارگذاری ویلای رایگان توسط هموطنان شمالی، اجاره هتل رایگان توسط یک سلبریتی برای اسکان مردم چند شهر، پذیرایی از مسافران بین راهی حاکی از افزایش اعتماد تعمیم یافته بود.
خلیفهزاده افزود: همچنین در خلال این جنگ میتوانیم بگوییم اعتماد بین نهادی نیز تا حدودی بهبود یافت؛ به عنوان مثال امهال وامها، ارائه برخی خدمات بیمهای، توزیع بیوقفه سوخت و اقلام اساسی و از همه مهمتر افزایش همدلی مردم و حاکمیت با یکدیگر پیرامون موضوع وطن و تحقق «دولت- ملت» در کشور اتفاق افتاد.
وی ادامه داد: در یک «دولت ـ ملت» همبستگی سیاسی و اجتماعی بر اساس هویت ملی شکل میگیرد و شهروندان آن، کشور خود را به عنوان اعضای یک ملت واحد میشناسند و از آن هویت دفاع میکنند، مسالهای که در این مدت به وضوح شاهد آن بودیم.
جنگ نشان داد جامعه ایران جنبشی است
این کارشناس جامعهشناسی با اشاره به نظریات توماس هابز درباره تاثیر جنگ بر جوامع گفت: در شرایط جنگی آنگونه که توماس هابز میگوید جوامع از «وضعیت تاسیسی» به «وضعیت طبیعی» نقل مکان میکنند.
خلیفهزاده اضافه کرد: وضعیت طبیعی همان موقعیتی است که انسانها پیش از تشکیل حکومت و جامعه در آن به سر میبردهاند که در آن هیچ قدرت مرکزی یا قانونی وجود ندارد و انسانها بر اساس غریزههای خود و برای بقا، در جنگی مداوم با یکدیگر هستند. به عبارت دیگر، وضعیت طبیعی از نظر هابز «جنگ همگانی همه علیه همه» است.
وی ادامه داد: اما در ایران حین جنگ شاهد این وضعیت نیستیم و جامعه به تعبیر هابز از وضعیت تاسیسی به وضعیت طبیعی نرفت. به لحاظ جامعهشناسی سیاسی این وضعیت به دلیل این است که جامعه ما یک جامعه «جنبشی» است که در آن جنبشها و پویشهای اجتماعی نقش محوری در تحولات و پویایی ایفا میکنند. جامعه جنبشی با وجود چالشها و بحرانها از طریق کنش جمعی و جنبشهای اجتماعی پویایی و تحرک خود را حفظ میکند.
این جامعهشناس تصریح کرد: در جوامع تودهای از جمله ایران عنصر «بسیجکنندگی» بسیار راحت ظاهر میشود. بنابراین «جنبشی بودن» و «بسیجشوندگی» در بزنگاههای حساس مانند کرونا و جنگ مشابه پدافند غیرعامل اقدام میکند و باعث میشود جامعه از وضعیت تاسیسی خارج نشده، انسجام خود را حفظ کند و به وضعیت طبیعی نرود.
چگونه سرمایه اجتماعی ناشی از جنگ را حفظ کنیم؟
این کارشناس ارشد جامعهشناسی در جواب این سؤال که چگونه سرمایه اجتماعی ناشی از جنگ را باید حفظ و نگهداری کنیم، گفت: پُر واضح است که جنبشی بودن و بسیجشوندگی پیامدهای خاص خودشان را هم دارند؛ از جمله اینکه چنین جوامعی همیشه تب دارند و در آن التهاب همواره بالاست و زیر پوستشان همیشه یک عامل بیثبات کننده منتظر بروز است.
خلیفهزاده افزود: بنابراین این سرمایه اجتماعی که در سایه جنگ غافلگیرانه به دست آمده، بسیار شکننده است. شاید بتوان حتی آن را «پول اجتماعی» خواند تا «سرمایه اجتماعی»؛ چرا که اقتصاددانها میان پول ( Money) و سرمایه (Capital) تفاوت قائل میشوند.
وی ادامه داد: پول اجتماعی، موقت، قابل مبادله، نقد شونده و مبتنی بر رفتار اجتماعی و هیجانات لحظهای است در حالی که سرمایه اجتماعی بلندمدت، غیرقابل مبادله، غیر قابل نقدشوندگی و مبتنی بر کنش و نهاد اجتماعی و البته برخاسته از هویت است و با آن میتوان ثروت اجتماعی تولید کرد. بنابراین باید با تلاش مضاعف پول اجتماعی را به سرمایه اجتماعی تبدیل کنیم.
نباید اخبار منفی برجستهسازی شود
از سوی دیگر، یک فعال رسانهای در گفتوگو با خبرنگار ولایت درباره روشهای تقویت و حفظ سرمایه اجتماعی جامعه در شرایط جنگی و پساجنگی گفت: برای تقویت این موضوع نیازمند توجه به راهبردها در سطح «فردی» و در سطح «تعمیمیافته» هستیم. به عنوان مثال، دورهمی خانوادگی در روستاها یا شهرهای کوچک در شرایط جنگی باید ترویج و نهادینه شود.
محمد زحمتکش با تاکید بر اینکه اخبار منفی مانند سرقت، زورگیری، کلاهبرداری و نزاع در دوران جنگ نباید برجستهسازی شود، تصریح کرد: در فضای ملتهب جنگ باید از برجستهسازی خیانت برخی سلبریتیها، رکود و ریزش بازارها، توقف پروازها و یا کمبود کالاها جلوگیری کرد تا «امید اجتماعی» خدشهدار نشود.
وی اضافه کرد: در این شرایط میتوان با تمرکز بر مواردی مانند قدرت نظامی و پیروزیهای موشکی کشور، سرپا ماندن واحدهای تولیدی و صنعتی، یادآوری کارکرد صندوقهای بیمه و خطرپذیر و همچنین انتشار تصویر واقعی از برقراری زندگی عادی امید اجتماعی را در سطح بالا حفظ کرد.
حاکمیت چطور سرمایه اجتماعی را در وضعیت بحران حفظ کند؟
این فعال رسانهای با اشاره به نقش حاکمیت و دولت در حراست از سرمایه اجتماعی گفت: همانگونه که در جنگ و شرایط بحرانی مشابه، این مردم هستند که شاکلهای از انسجام و همیاری را باز تعریف میکنند، ارکان حاکمیت نیز باید به این موضوع توجه داشته باشند.
زحمتکش افزود: برجستهسازی خدمات رفاهی دولت در دوران جنگ و گسترش آنها، امهال وامها، سوخترسانی بی وقفه، توجه به فعال ماندن زنجیره تأمین کالاهای اساسی، تعریف تعرفه برای جبران خسارت مردم، اینترنت رایگان، اقدام ملموس برای دستگیری خائنان و خروج اتباع خارجی غیرمجاز در زمره اقداماتی هستند که دولت باید در شرایط جنگی و پساجنگی انجام دهد.
وی ادامه داد: همچنین یکپارچه بودن همه ارکان حاکمیت و انتقال آن به گروههای مختلف جامعه از جمله راهکارها برای تقویت سرمایه اجتماعی در بزنگاههای بحرانی به شمار میرود که ساختارهای حاکمیتی اعم از نهادهای حکومتی یا دستگاههای دولتی میتوانند آنها را به کار گیرند.
سرمایه اجتماعی ایجاد شده در جنگ نباید به حال خود رها شود
بنا به تعاریف جامعهشناسی «سرمایه اجتماعی» به مجموعهای از روابط، هنجارها، اعتماد و شبکههای اجتماعی اطلاق میشود که در یک جامعه وجود دارند و به همکاری و انسجام بیشتر افراد کمک میکنند. این روابط و اعتماد متقابل سرمایه اجتماعی یک جامعه را تشکیل میدهد که میتواند برای حل مشکلات بویژه در شرایط پیش بینینشده مورد استفاده قرار گیرد. آنچه امروز اهمیت دارد اینکه سرمایه اجتماعی که حالا در عبور از آن ۱۲ روز رنگ و لعاب تازهای گرفته و چه بسا بسیاری از گرهها و موانع را نیز در خود حل کرده، نیازمند نگهداشت و تقویت است و این موضوع نباید به حال خود رها شود.






