عقده حقارت یا خود کمبینی چیست و چه باید کرد؟
- شناسه خبر: 49734
- تاریخ و زمان ارسال: 2 دی 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

ا. امیردیوانی
اشاره:
از جمله عوامل عمده انحرافات روان و شخصت آدمی، عقده حقارت، خودکمبینی یا کهتری و شکستهنفسی است. این عقده به صورت افسردهدلی توأم با کینهورزی که بر اثر ناکامی، رنج، مرارت و خفت و حقارت پدیدار میگردد، به وصف درآمده است. «حس حقارت» آنچنان که از دومین واژهاش نمایان میشود، عبارت از این است که فردی احساس کند در مقابل سایرین کوچک است و خود را دست کم بگیرد. بیتردید این کهتری ربط چندانی با واقعیت ندارد و بیشتر باور و حس آدمی است نسبت به خویشتن. تمام انسانها در زندگی روزمره و در نقش پدر، مادر، برادر، همکار، همتا، یار و رفیق و … در پی آنند که بهترین باشند و موقعیت نکوتری در دنیای پیرامون بیابند. «عقده حقارت دارای چیستی و ماهیت خطری نیست و مختص رده یا قشر معینی نمیباشد، بلکه عارضهای است که علتهای پیداییاش را باید در تربیت و پرورش اولیه شخص و ارتباطات و مناسبات متقابل وی با محیط در عهد خردی تا بلوغ جست. تبعیض، نازپروردگی، نقص عضو، عدم ارزش نهادگیهای خانواده برای فرد، عدم مسئولیت دادن و … از دلایل پیدایش این احساس در آدمی شمرده میشود.
ویژگیهای رفتاری یک انسان خودکمبین
1ـ بیاحترامی به سایرین
انسانهایی که برای خودشان حرمت قائل نیستند، به بقیه نیز احترام نمیگذارند. به باور آنان چون خودشان را پذیرا نیستند، پس نباید دیگران را هم قبول داشته باشند. ایشان جزئیترین معضل سایرین را چنان به رویشان میآورند که آنها تحقیر شوند.
2ـ دهنبینی
انسانهای خودکمبین با کمترین توصیه سایرین ناگهان مسیر زندگیشان را تغییر میدهند. مثلا کافی است به اینان بگویی لباستان زشت است، دیگر امکان ندارد فردا آن را بپوشند.
3ـ انزوا
کسانی که دچار اختلال حقارتاند، گمان میکنند دیگران نیز همانند خودشان، آنان را غیرجذاب، خنگ و ملالآور میدانند. از همین رو میکوشند تاحد ممکن جلوی چشم نباشند و با احدی دهان به دهان نشنوند تا ضعف خیالیشان معلوم نگردد. رقابتگریزی افراد خودکمبین، با اینکه مایلند همواره برنده شوند، سبب میشود سعی کنند تا جایی که امکان دارد در هیچ رقابتی شرکت نکنند؛ چراکه فکر میکنند بازنده خواهند شد و بازندگی نیز فاجعهای دیگر است!
4ـ انتقادپذیری
از جمله دلایلی که اینان نقدپذیر نیستند، این است که آنان هرگونه انتقاد سازنده یا ناسازندهای را خصومت تلقی میکنند. خودکمبینان تمایل دارند کسی ناتوانیهایشان را گوشزد نکند.
5ـ توهم توطئه
اشخاصی که برای خود ارزشی قایل نیستند، خیال میکنند پیوسته دشمنان به فکر دسیسهای هستند تا آنها را از هر جایی که هستند به زیر بکشند، باید دانست توهم توطئه شدید یک مرضی روانی است که باید مداوا شود.
6ـ پاسخهای نامناسب به چاپلوسی
برخی از مردم نسبتا مأیوساند از بابت این که در مورد خودشان نظرات مثبت بشنوند زیرا ایشان را برعکس ارزشیابیهایشان از خویش میبینند. افراد عادی، احتمالا به چاپلوسیها راجع به خویشتن گوش نسپارند و آنها را جدی نگیرند چراکه با «خودپنداری»شان متناقضاند.
7ـ تمایل به سرزنش کردن
مبتلایان به عقده حقارت متمایلاند که ضعف و کم و کاستیهای خویش را در دیگران مشاهده کنند و به همین سبب ایشان را سرزنش کنند و به این ترتیب، خویشتن را راحت کنند.
8ـ احساسات آزاررسانی
کسی که از وجود عقده حقارت رنجور است، با سرزنش این و آن بدین اعتقاد میرسد که سایرین فعالانه در جستوجوی سقوط و نابودیاش هستند و اینان مسئول کمبودهای خودش تلقی میکند و در نتیجه نسبت بدیشان احساسات آزاررسانی پیدا میکند.
مهمترین خصوصیت «عقده حقارت» این است که فرد قاعدتا از وجود آن در خویش بیخبر است و به طور غیرمستقیم، البته به نفع خودش، توجیه و تبیین میکند؛ دیگر اینکه اصولا در دوران طفولیت به علت تربیت ناصحیح به وجود میآید و اغلب تا پایان عمر با شخص مبتلا همراه است. اصطلاح «احساس حقارت» را وقتی به کار میبریم که در قیاس خویش با سایرین کمبودهایی را در خودمان احساس میکنیم که گاه امکان دارد ما را به رقابت با ایشان برانگیزد. این احساس یا احساسات احتمالا در همگان و همیشه پیدا میشود با این ویژگی که شخص از آن آگاه است آموزش و پرورش سالم در خانواده، آموزشگاه و اجتماع قادر است آن را تعدیل کند. معمولا احساس حقارت، خصایص عقده حقارت را فاقد است.
عزت نفس، دشمن خودکمبینی
برای آنکه بتوان با «عقده حقارت» به سازش منطقی رسید یا آن را از وجود خویش دور ساخت، ضروری است درباره آن شناسایی بسنده پیدا کرد. هنگامی که انسان در انتخاب آرمانهایش، پندارهای خام و بیثمر میپرورد یا سعی میکند به محالات دسترسی بیاید و یا تنها تمایلات و منافع شخصی را در کوشش و تلاش خود منظور نظر قرار میدهد، این مفهوم را دربر دارد که راه گریزش را در ناکامی و یأس میجوید؛ تا به حال شده است که برای تشویق خودتان آبمیوه بخرید؟ شده که نظر دیگران را در مورد پیروزی در نظر نگیرید و شده است که برای موفقیتهای کوچک و بزرگ خودتان جایزه بخرید؟ یکی از راههایی که ممکن است به شما یاری کند تا از عهده احساس حقارتتان برآیید، این است که راههایی جهت ترغیب خویش بیابید. بسیار لذتبخش است که آدم پس از پیروزی در یک آزمون زندگی، نخستین شیرینی موفقیتش را خودش بخورد و سپس آن را به دیگران تعارف کند.
ویژگیهای افرادی که عزت نفس زیادی دارند
1ـ مستقل به عمل میپردازند؛ درباره مسائلی نظیر استفاده از وقت، پول، حرفه، تحصیل، ازدواج و مانند اینها، یا عزتمندی دست به تصمیمگیری نهانی و انتخاب میزنند.
2ـ مسئولیتپذیر هستند؛ مسئولیت کارهای خویش را به عهده میگیرند و فرافکنی نمیکنند.
3ـ به پیشرفتهایشان افتخار میکنند، هنگامی که از پیشرفتهایشان تعریف میشود (تعریف واقعی نه چاپلوسی)، با مسرّت تصدیق میکنند و از این بابت احساس رضایتمندی دارند. البته نباید اجازه دهیم که تمجید سایرین باعث خودشیفتگی و غرور ما شود. آنانی که عزت نفس فراوانی دارند، موقع روبرویی با ناکامیها، قادرند شکیبایی از خود بنمایانند و میتوانند از آنچه موجب ناکامیشان شده، سخن بگویند و آن را تحلیل کنند.
یکی از ناراحتیهای فردی، خودکمبینی است که سبب رکود روحیه، ارائه و اعتماد به نفس در وی میشود. برخورداری از احساس دلپذیر نسبت به خود، در زمره مواردی است که چهبسا مردم در زندگیشان آرزومند دستیابی بده آن هستند. خودکمبینی یعنی اینکه کسی حس کند در برابر دیگران کوچک است و خودش را دست کم بگیرد. این «خودکمبینی» چندان ربطی به واقعیت ندارد و بیشتر باور و حس آدمی است نسبت به خودش.
بچهها پدر و مادرشان را قوی میبینند و در مقایسه با آنها خویشتن را ضعیف مییابند. در نتیجه اهتمام میورزند خویشتن را قوی نشان دهند تا ضعیف به نظر نیایند. همه آدمها دنبال این هستند که بهترین باشند. همگان میخواهند جای بهتری در دنیا بیابند، در حالی که چیرگی بر خودکمبینی نیز یکی از غرایز اصلی به حساب میآید. بعضی والدین با سختگیریهای نابجا بچههای خودکمبین تحویل جامعه میدهند. این بچهها باید از نظر رفتاری نوسازی شوند و بهتر است به یک متخصص رجوع کنند.
خودکمبینی شش علامت دارد:
1ـ در مقابل سختگیری واکنشهای شدید نشان میدهند.
2ـ دلشان میخواهد مظلوم به نظر بیایند.
3ـ کنارهگیری از دیگران
4ـ پاسخ شدیدا مثبت به تملق
5ـ گذشت ندارند.
6ـ دوست دارند دیگران را بد نشان دهند.
برخی از دلایل خودکمبینی:
1ـ ممکن است به نوع تربیت و رشد فرد برگردد. بسیاری از والدین یا کسانی که به نوعی وظیفه و تربیت کودک را به عهده دارند، پیامهای منفی به او القا میکنند و این پیامها در نظرش نهادینه میشود. مثلا به او میگوید «کودن». 2ـ امکان دارد دلیل این مشکل تملق، ضعف و کمبینی والدین باشد که به فرزند به صورت ارثی دادهاند. زیرا ثابت شده است کودک اینگونه رفتارها را از پدر و مادرش به ارث میبرد، پس شخصیتش ضعیف و یا خود درگیر میشود و از ظاهر شدن در اجتماع بدش میآید؛ در نتیجه خود را تحقیر مینماید. 3ـ اضافه بر این، احتمال دارد دلیل خودکمبینی به نبود هدف مشخصی در زندگی برگردد و این سبب میشود طوری به رتبه و مقام دیگران بنگرد، انگار ستارههایی دستنیافتنی هستند. تمام این دلایل و شاید عللی دیگر باعث میشود انسان ارزش خودش، انسانی بودنش و وجودش را پایین بیاورد. درجه این پایین آوردن میتواند در هر انسانی متفاوت باشد.







