ضرورت گردش نخبگان در اداره کشور
- شناسه خبر: 67494
- تاریخ و زمان ارسال: 2 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
وحید حاج سعیدی
ظرفیتهای مغز انسان و شیوه به کار گرفتن آن در امور مختلف، یکی از بحثهایی است که همواره مورد مناقشه دانشمندان بوده و هست و دانشمندان زیادی به این مقوله پرداختهاند. جالب است که انسان تا به امروز توانسته تنها از 10% تا نهایتا 20% مغز خودش استفاده کند. خیلیها بر این باورند که دانشمندان و نخبگان، کسانی بودهاند که از حداکثر سلولهای خاکستری مغزشان استفاده کردهاند، اما طبق بررسیهایی که انجام گرفته، مشخص شده که آنها هم تنها تا 15% از ظرفیت مغزشان را به کار گرفتهاند. با این وجود خدمات و اثرات چشمگیر نخبگان و دانشمندان در دنیا نشان میدهد استفاده همین 10 الی 15 درصد ظرفیت مغزی هم دنیا را متحول ساخته است. استفاده از ظرفیتهای فکری نخبگان در دنیا محدود به ابداعات و اختراعات در حوزههای مختلف علمی نمیشود بلکه در بحث حکومتداری و اداره کشور نیز، از این ظرفیت تا رسیدن به بالاترین کیفیت در حکومتداری استفاده میشود.
در شرایط پیچیده و پرشتاب دنیای امروز، ضرورت استفاده از ظرفیت نخبگان در اداره کشور بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. نخبگان، بهعنوان سرمایههای فکری و علمی جامعه، نقش کلیدی در حل مسائل اساسی کشور، نوآوری در ساختارهای مدیریتی، و ارتقای کارآمدی نظام حکمرانی دارند. بهرهگیری از توان علمی، تجربیات تخصصی، و دیدگاههای تحلیلی نخبگان میتواند مسیر توسعه پایدار، عدالتمحور و دانشبنیان را هموار کند. در بسیاری از کشورهایی که توانستهاند در عرصههای علمی، اقتصادی، و سیاسی پیشرفت چشمگیری داشته باشند، یکی از عوامل اصلی موفقیت، مشارکت فعال و هدفمند نخبگان در تصمیمگیریها و سیاستگذاریها بوده است. در کشور ما نیز، با وجود تنوع گستردهای از استعدادهای درخشان در حوزههای مختلف، غفلت از این ظرفیت عظیم، نه تنها منجر به اتلاف منابع انسانی ارزشمند میشود، بلکه روند پیشرفت کشور را نیز کند میسازد. بنابراین، ایجاد سازوکارهای موثر برای شناسایی، جذب، نگهداشت و بهکارگیری نخبگان در عرصههای مختلف مدیریتی، علمی و اجرایی، ضرورتی انکارناپذیر برای تضمین آیندهای روشن و توانمند برای کشور است.
ظرفیتهای متعدد نخبگان تا جایی گسترده و قابل اعتنا است که اهالی علم و دانایی تنها به حضور نخبگان در اداره کشور اکتفا نکرده و مبحثی به نام «گردش نخبگان» را نیز مطرح ساختهاند. چرا که بر این باورند که هر سَری دارای افکار نامحدود و سازنده فراوانی است و باید از تمام ظرفیتهای موجود در جامعه نهایت استفاده را برد.
نظرات و نظریههای فراوانی در خصوص حضور نخبگان در اداره حکومت مطرح است. شاید مهمترین نظریه حضور نخبگان در قدرت، «نظریه گردش نخبگان» باشد. این نظریه که توسط جامعهشناس و فیلسوف ایتالیایی «ویلفردو پارتو» ارائه شده نشان میدهد چگونه نخبگان میتوانند در گردشی حساب شده، به حاکمیت تعادل بخشند و اداره جامعه را به دست گیرند. نخبهگرایی به معنای باور داشتن به این اصل است که در هر جامعه افرادی به سبب توانمندیهای شخصی و ظرفیتهای فکریشان برتر از دیگراناند و حق آنهاست که از امتیازات پیشوایی و راهبری در جامعه برخوردار باشند. نخبگان به دو طبقه تقسیم میشوند: یکی نخبگان حاکم، متشکل از افرادی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم نقش قابل ملاحظهای در حکومت و اداره جامعه ایفا میکنند و دیگری نخبگان غیر حاکم مرکب از بقیه نخبگان که در سایر امور مشغول فعالیت هستند. پارتو، نخبگان را شایستهترین و بهترین افراد در همه شاخهها و زمینههایی که انسانها فعال هستند، میداند.
با این وجود باید اذعان کنیم در کشور ما باوجود حضور نخبگان متعدد در عرصههای مختلف، کمتر از وجود آنها در عرصه اداره مملکت استفاده میشود و لزوما برای دخالت در اداره کشور نیاز به ابزار نخبگی نیست و در اکثر موارد حضور در عرصه سیاست، وابستگی به احزاب و حتی وابستگی به برخی افراد کافی است!
نمایندهای که بعد از پیروزی در انتخابات خبر از عالم رویا میدهد و ادعا میکند تعداد رایهایش را نیز میدانسته یا نمایندهای که از ضرورت استفاده از آزمون و خطا در ساخت هواپیما سخن میراند و این صنعت را با اریگامی اشتباه گرفته است نه تنها نخبه نیست، بلکه از بسیاری دیگر از افراد جامعه نیز به لحاظ علمی و کارایی پائینتر است. در حقیقت داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا حتی دکتری (آن هم در شرایط علمی فعلی جامعه که پایاننامههای دانشجویی در سایت دیوار خرید و فروش میشوند)، هیچ ارتباطی با نخبگی و ظرفیتهای عظیم فکری ندارد. دردمندانه نخبگانی هم که در بدنه حکومت دستی بر آتش دارند اعتقادی به نظریه گردش نخبگان ندارند و با تصدی بیشمار پست، علاوه بر کمرنگ کردن توان و ظرفیت خود (به جهت کثرت و فراوانی حوزهها و سمتها)، مانع از حضور سایر نخبگان به ویژه نخبگان جوان در عرصههای مختلف میشوند.
با این وجود باید اذعان کرد گردش نخبگان و استفاده از ظرفیت نخبگان در حکومت دارای امری ضروری و اجتنابناپذیر است و بدون حضور و گردش نخبگان نواندیش حتی با چرخش ادواری نخبگان پیر و خسته، حاکمیت دچار فرسودگی و ناتوانی میشود و زمانی فرا خواهد رسید که این نخبگان حتی توانایی انتقال تجارب مدیریتی خود را هم به نخبگان جوان نخواهند داشت. قاطبه نخبگان را دریابیم…



