شکار آلودگی در تاریکی شب
- شناسه خبر: 67725
- تاریخ و زمان ارسال: 7 مهر 1404 ساعت 07:25
- بازدید :

نفیسه کلهر
اغلب ما شاید ندانیم که این سرزمین فرزندانی در دامان خود پرورده که بدون اینکه چهرهشان تبدیل به تندیسی شود یا برای کارشان مدالی دریافت کنند و نامشان جایی حک شود، قهرمانان این سرزمینند.
کسانی که زحماتشان گاه به واسطه تحریمها، کارشکنیها، کوتاهیها و تقلبهای افراد سودجو و دشمنان این خاک کمرنگ میشود و به خطر افتادن جان عزیز و سلامتیشان برای این وطن، محیط زیستش و هر نفس مردمانش، فراموش میشود.
این گزارش، روایتی از همراهی در یکی از ماموریتهای «گروه پایش اداره کل محیط زیست قزوین» است، گروهی کوچک اما پرتوان که رصد، نمونهگیری، سنجش و پیگیری میزان آلایندگی چهار هزار واحد صنعتی در استان قزوین را بر عهده دارد؛ ولی کمتر کسی از این رشادتها اطلاع دارد.
جوجه شکارچی در خانه
نیمه شب وارد محوطه اداره کل محیط زیست قزوین میشوم، زوج جوانی که یک پرنده کوچک را در جعبه همراه دارند، میگویند وقتی تازه از تخم درآمده بوده، آن را در طبیعت پیدا کردند و به خیال اینکه از بین نرود با خودشان به خانه آورده و نگهداری کردهاند و حالا که کمی بزرگتر شده، آن را به اداره کل محیط زیست استان آوردهاند و میخواهند ببینند چه نوع پرندهای است؟ مهدی طاهری، رئیس یگان ویژه حفاظت محیط زیست استان که برای شرکت در ماموریت شبانه پایش در اداره کل حاضر شده، به آنها میگوید که جوجه «دلیچه» است، از خانواده «شاهین» و نگهداریش در خانه دردسرساز است.
او معتقد است هرگونه انتقال حیوانات از طبیعت به منزل مسکونی اشتباه است، اما زوج جوان آنقدر به این جوجه دلیچه علاقهمند هستند که دلشان نمیآید رهایش کنند، در نهایت با توضیحات رئیس یگان حفاظت متوجه میشوند که حیوان، شکارچی است و رام نمیشود و راضی میشوند کمی که پرنده بزرگتر شد، آن را به ماموران حفاظت محیط زیست تحویل دهند تا در زیستگاهش رهاسازی شود.
کمی بعد، همه اعضای تیم و مدیرکل در محوطه دور هم جمع هستند. با اینکه تازه دو روز از تابستان گذشته، اما همه لباس گرم همراهشان آورده و آماده ایستادهاند. این ماموریت با خوشوبش و خاطرهگویی از محوطه اداره کل محیطزیست قزوین شروع میشود.
خاطرهگوییها در ماشین هم ادامه دارد. از شهر به سمت تاکستان خارج میشویم و غلامرضا جهانتیغ؛ رئیس اداره حراست، تعریف میکند که در زمستان سال ۸۶ هوا آنقدر سرد شد که تمام راههای مسیری که در آن هستیم، بسته شدند. آهوان منطقه حفاظت شده تاکستان از شدت وزش باد به پناه درختان سنجد «دولت آباد» آمده بودند و جهانتیغ و طاهری تمام تلاششان را کردند تا آهوان را به منطقه حفاظت شده 25 هزار هکتاری تاکستان برگردانند تا از گزند شکارچیان در امان باشند، اما حریفِ سختی باد و طوفان نشدند و به قول خودشان «در سرمای آن سال حدود 40 آهو را از دست دادند.»
هاشمی، مدیر کل محیط زیست استان میگوید: آهو کلا حیوان مظلومی است، خودش کنار جاده میایستد و چشم در چشم شکارچیان نگاه میکند. متاسفانه زود هم از دست میرود.
بیشتر توضیح میدهند و متوجه میشوم که به وقت سرمای شدید شکارچیان که میدانند حیوانات به ارتفاعات پایینتر یا زیستگاههای بهخصوص میروند، همانجا برایشان کمین میکنند.
مشخص است که حفظ حیوانات از چنگال شکارچیان چقدر سخت است. نگهداری زیستگاههای طبیعی نیرو و هزینه بیشتری میخواهد، ولی برایم جالب است که محیط زیستیها در مورد شکار و کشتار حیوانات از عبارت «از دست رفتن» استفاده میکنند، انگار عضوی از خانواده و عزیزشان هستند.
لزوم اجرای آمایش سرزمین
صحبت که به اینجا میرسد از جاده اصلی وارد یک فرعی میشویم. بوی نامطبوع از همین ابتدای جاده فرعی حتی از شیشههای بسته ماشین هم وارد میشود. بنابر شکایت مردمی به خاطر این بوی بد، (تیم پایش) قصد پایش محیطی دارد.
در محوطه بزرگ کشتارگاه طیور در حالی که وزش باد شدید راه رفتن را سخت میکند، از ماشین پیاده میشویم. امسال سرما زودتر شروع شده، اما باد تاکستان هم در این منطقه وسیع بیامان میوزد و سرما را چند برابر میکند. پیاده، محوطه کشتارگاه را طی میکنیم. پشت دیوارهای کارخانه از دور چراغهای روستا پیداست و باد دقیقا از کشتارگاه به سمت روستا میوزد و این بوی ناخوشایند را با خودش سوغات میبرد.
در معرض بوی شدید، «مهدی مجابی» کارشناس آزمایشگاه معتمد «آرمان محیط پاک ایرانیان» به دعوت محیط زیست قزوین، از تهران آمده تا برای اولین بار در کشور تجهیزات سنجش بو را در قزوین مستقر کند و با ابزار دانش بنیانش مشتقات بو از جمله آمونیاک را بسنجد. مدیرکل، معاونانش و روسای بخشهای حاضر در این ماموریت همانجا در معرض همین باد سرد و بوی ناخوشایند میایستند تا نمونهگیری انجام شود.
محیطزیستیها همه معتقدند که احداث کشتارگاه طیور در این نقطه که محل وزش باد رو به منطقه مسکونی است، اصلا اقدام درستی نبوده.
هاشمی میگوید: وقتی ما بر آمایش سرزمین تاکید میکنیم، دلیلش همین است که در هر منطقه با توجه به شرایط آن منطقه صنایعی احداث شوند که متناسب با توپوگرافی، منابع آبهای زیرزمینی، مسیر باد، نزدیکی به شهرها و در نظر گرفتن توسعه شهر و روستا، جادهکشیها و… باشند.
او تاکید میکند: مسلما ما مخالف اشتغال و توسعه نیستیم، اما توسعه باید پایدار باشد و ضمن توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بُعد دیگری که در نظر گرفته میشود، محدودیتهای حوزه محیط زیست باشد. تا شاهد پایداری باشیم و با وجود پایداری میتوانیم به مرور تکنولوژی و تجهیزات ایمنتر و پیشرفتهتر به کار ببریم و همه، زندگی بهتری داشته باشند.
او با تائید این نکته که صنایع قصد خدمترسانی دارند و خوب است که این خدمات متناسب با منطقه، و پایدار باشند، به شکنندگی محیط زیست قزوین اشاره میکند و میگوید: متاسفانه به واسطه مشکلات زیاد مانند خشکسالیها، از بین رفتن آبهای زیرزمینی و توسعه صنعتی نامتناسب در استان، باید کمک کنیم تا در چهارچوب قانون، وضعیت محیط زیست و حیات مردم بهتر شود، تنها در این صورت است که میتوانیم با سربلندی بگوییم که کشورمان را خوب میسازیم و مشکلی اگر هست حل میشود.
غذای ماهی از مرغ
با بررسیهای ابتدایی که در این پایش صورت میگیرد، معلوم میشود که این واحد صنعتی یکی از معتبرترین کشتارگاههای طیور استان که هر شب به میزان 80 تا 100 تن کشتار دارد، و پسماند کشتار و اعما و احشا داخلی آن را تبدیل به غذای ماهی میکند.
هاشمی تاکید میکند مجوزهای غذای این واحد صنعتی بررسی شود و معاون او بلافاصله تلفن میزنند و مساله را بررسی میکند.
احتمالا سالن مدیریت گرمتر است، اما محیط زیستیها پیشنهاد پذیرایی و استراحت در سالن مدیریت را رد میکنند. مدیر شیفت شب میگوید: نمکگیر نمیشوید ولی آنان در میان همان باد و بوی شدید، مسیر بلندی را تا سوی دیگر کارخانه پیاده میروند و متخصصان از سیستم تصفیهخانه بازدید میکنند و «کیانوش کاکاوند» رئیس تیم پایش و همکارش «محمد شریفیان» اقدام به نمونهبرداری میکنند.
تیم پایش اداره کل حفاظت محیط زیست قزوین، چهار نیروی عملیاتی دارد؛ کیانوش کاکاوند، سرپرست این گروه به همراه محمد شریفیان، امید رجبی، و سامان اعلمش کسانی هستند که پایش چهار هزار واحد صنعتی استان را انجام میدهند.
از صحبتها متوجه میشوم که کشتارگاهها بزرگترین مشکل را در زمینه بو برای مناطق اطرافشان ایجاد میکنند، اما اگر سیستم فاضلاب و تصفیهخانه مناسب داشته باشند، بو به میزان قابل توجهی کم خواهد شد.
تیم پایش میزان آب ورودی به تصفیهخانه و ظرفیت و حجم مخازن را میسنجد و هاشمی به سرکارگر تاکید میکند که لجن تصفیهخانهها نباید برای آبیاری درختان استفاده شود.
کمی بعد مدیرکل با دیدن کارگرانی که دورتادور محوطه منتظر ایستادهاند، از علت جمع شدن سوال میپرسد و متوجه میشود همه منتظر رفتن تیم هستند تا ماشین کشتار بیاید. بلافاصله با گفتن خسته نباشید و خدا قوت از محوطه کارخانه خارج میشویم.
تجربه این تیم آنقدر بالاست که بدون داشتن نتایج هم میدانند، آلایندگی در حد غیرقابل مجاز است و قطعا نتیجه آزمایشات این فرضیه را ثابت خواهد کرد.
همانطور که از محوطه خارج میشویم، هاشمی زیرلب میگوید: این واحد صنعتی معضل ایجاد کرده، نمیتوانیم رهایش کنیم باید با نتیجه نمونهها، به دادگاه معرفی شود.
کشاورزی بیالگو در زمین بیآب
تا مسیر رسیدن به کارخانه بعدی از مقابل روستای «قمیک» میگذریم. جهانتیغ میگوید: متاسفانه اینجا به وفور گوجه فرنگی کشت میشود و زیر بار الگوی کشت هم نمیروند.
هاشمی ابراز تاسف میکند و میگوید: در حالی که بادام درخت بومی قزوین بوده، اما حالا آن را رها کردهاند و محصولات آببر کشت میکنند. باید گیلاس یا هندوانه و گوجهفرنگی را بگذاریم برای استانهای پرآب.
او رو به همکارش میپرسد: مگر نمیتوانند در شهرهای دیگر مثل شیراز انگور بکارند؟ چرا، ولی سفرههای آب زیرزمینی را خالی نمیکنند.
هاشمی ادامه میدهد: در حالی که امسال میانگین بارندگی در قزوین از ۲۵۰ به ۲۰۰ میلیمتر رسیده، اما همچنان روستاها الگوی کشت را رعایت نمیکنند و گوجه را در تناژ بالا میکارند. ولی ما باید هرطور شده به سمت کشت محصولات کم آب برویم.
کارخانه بعدی شرکت تولید شیشه است، کارخانهای وسیع که ظاهرا هم سر و شکل مناسبی دارد.
همراه با تیم پایش مسیری را تا رسیدن به دودکشهای بلند این کارخانه طی میکنم. کاکاوند توضیح میدهد که مسیر دسترسی و نمونهبرداری در این کارخانه استاندارد است، اما در انتهای سولهها باز هم با یک دودکش بلند با نردبانی با طول حدودا 15 متر مواجه میشوم؛ چیزی که با همه سختی ارتفاع، در معرض آلودگی و باد بودن، اما به نظر تیم پایش راحتتر از بسیاری مسیرها در صنایع دیگر است.
کاکاوند و شریفیان به سرعت ابزار سنجش مشتقات دود را در دست میگیرند و از نردبان بالا میروند و مدتی در معرض دود خروجی از محل نمونهگیری میایستند تا دادهها روی دستگاه ثبت شود.
در ارتفاع، باد شدیدتر است و سروصدای دستگاههای جوشکاری شیفت شب و حرارت و آلودگی کوره در سوله مجاور این دودکش، کلافه کننده است.
کورههای روشن، آتش و گرمای زیادی دارند و دستگاههای جوشکاری مدام کار میکنند و بدنه فلزی دودکش در ارتفاع و دود خروجی از آن، داغ و آلوده است. از روی زمین و با فاصله از دودکش هم آلودگی زیاد آن را احساس میکنم.
تیم پایش آمار و اعداد را ثبت میکنند و مسیر رفته روی نردبان بلند را پایین میآیند، سپس در قسمت دیگری از کارخانه از ارتفاع دیگری بالا میروند تا دودکشهای کارخانه مجاور را بررسی کنند. میگویند ممکن است وقتی به آنجا میرویم دستگاهها را خاموش کنند، بنابراین توسط تصاویر و فیلم، روشن بودن دودکشها را از دور ثبت میکنند.
در آن سوی محوطه بزرگ کارخانه، تیم پایش به سراغ نمونهبرداری از حوضچهها میرود، نمونهگیری باید از خروجی حوضچهای باشد که فرآیند تصفیه آنجا تمام شده است.
موقع خروج هاشمی میگوید: به نظر این تصفیهخانه مشکلدار است، فکر میکنم به مخزن خروجی، آب تمیز جهت رقیقسازی تزریق میکنند.
متوجه میشوم که اگر چنین باشد، در آزمایشگاههای اداره کل حفاظت محیط زیست تشخیص داده میشود و از آنجایی که این کار ممنوع است، کارخانه برای این خطا جریمه میشود.
در این کارخانه در میان خط تولید قدم میزنیم و در اتاق کنترلِ کوره، با جزئیات زیاد از دمای بخشهای مختلف، سطح مذاب و نحوه کنترل آنها آشنا میشویم، مراحلی که تیم پایش قبلا از آن اطلاع کسب کردهاند و خط تولید و فرآیند را به خوبی میشناسند و سپس به سراغ دودکشها و تصفیهخانه و … میروند و اقدام به نمونهبرداری میکنند.
هاشمی در گفت و گو با مدیران کارخانه برای حل مشکلات زیست محیطی، روی بحران آب خصوصا در منطقه تاکستان تاکید دارد و مدیر کارخانه میگوید که برای کاهش مصرف آب قرار است، دو دستگاه از کره خریداری شود که قیمت هرکدام بیش از 30 میلیارد تومان است.
به گفته او این دستگاهها میتوانند مصرف آب را به میزان 80 درصد کاهش دهند.
هاشمی برای ولایت توضیح میدهد: متاسفانه تحریمها ضربه پنهان سنگینی به محیط زیست وارد میکنند که اغلب به آن توجه نمیشود. با افزایش قیمتها و محدودیت مراودات تجاری، صنایع نمیتوانند تکنولوژیشان را به روز کنند و با وجود تاسیسات قدیمی مصرف آب و برق به میزان زیادی بالاست و آلایندگیها نیز تاثیر بدی برای محیط زیست و سلامتی مردم دارند.
از این کارخانه خارج میشویم و به سراغ پرچالشترین واحد صنعتی منطقه میرویم. کارخانه تولید «رزین».
رزینی که جان میگیرد
این کارخانه مدتهاست اخطاریههای محیط زیست را نادیده میگیرد و محیط زیست گزارشهایی بر علیه این واحد صنعتی به قوه قضاییه ارائه کرده و نام کارخانه در لیست صنایع آلاینده قرار گرفته است.
کاکاوند توضیح میدهد: پساب حاصل از تولید رزین، آلایندگی بالایی دارد و این صنایع موظفند که پسابشان را حتما در کورههای پسابسوز بسوزانند.
در حالی که همین الان 15 هزار بشکه 200 لیتری پساب دپو شده در این کارخانه موجود است.
باد در محوطه کارخانه میوزد و بوی نامطبوع اینجا هم در کل کارخانه منتشر میشود و اولین آسیب انتشار این گازها برای کارگران و حتی مدیران خود کارخانه است.
جایی نزدیک به دودکش بلند کارخانه و در معرض باد، تجهیزات سنجش ترکیبات هوا گسترده میشود و کاکاوند و شریفیان، اعضای تیم پایش از دودکش بلند این کارخانه هم تا بالاترین ارتفاع بالا میروند تا نمونهبرداری دقیق انجام دهند.
بقیه ما، تمام مدتی که تیم پایش با ابزار و تجهیزاتشان روی دودکش بلند ایستاده و ترکیبات خروجی را ثبت میکنند، با وجود سروصدای زیاد اما پشت دیواری در کنار مخازن تامین گرمای کوره از باد و سرما پناه میگیریم.
باد تاکستان آلودگیها را همراه با بوی شدید در فضا میچرخاند و به صورتمان سیلی میزند، یکی از همکاران خبرنگار میگوید: سعی کنید اینجا زیاد نفس نکشید، اما مگر میشود؟!
مدیرکل با همه همکارانش مدام صحبت میکند، گاهی شوخی میکند و سعی میکند روحیه تیم را بالا نگه دارد.
تیم پایش بعد از نمونهبرداری و ثبت آلایندگی، از دودکشها پایین میآیند و به سراغ تصفیهخانه میروند و با کسب اطلاعاتی در مورد میزان مصرف، درصد بازگشت به سیستم، بخارات و بازچرخانی آب، نمونههای تهیه شده از مخازن آب را در بطریهایی پر میکنند، رویش برچسب میزنند و در جعبه مخصوص همراه میبرند.
قبلا با فشار اداره کل محیط زیست، سر حوضچهها پوشانده شده و این کار توانسته به مقدار زیادی از انتشار بو جلوگیری کند، اما همچنان بوی نامناسب از این کارخانه در منطقه میپیچد. کاکاوند از بوی موجود در فضا، بلافاصله نوع ترکیبات شیمیایی را تشخیص میدهد، او معتقد است نشر گازهای سولفید هیدروژن، آمونیاک و ترکیبات آلی فرّار شامل کربن، میتواند پیامدهای فاجعهبار زیست محیطی و انسانی به بار بیاورد مثل تحریک چشم، گلو، ایجاد سرفه، تنگی نفس، سردرد، سرگیجه و… در کوتاه مدت، و افزایش سرطانها، آسیب به کبد و سیستم ایمنی در بلندمدت از دیگر عوارض انتشار این گازها است.
کاکاوند همینطور ادامه میدهد: مواجهه طولانی مدت با این گازها باعث اختلال شدید و از کار افتادن بویایی فرد میشود.
مدیر تیم پایش برای ولایت توضیح میدهد که در چنین مواقعی باید اقدامات عملی صورت بگیرد؛ رصد پیوسته، نصب سنسورهای قوی با زنگ هشدار در نقاط خطرناک کارخانه، تحلیلهای ضروری بر روی پساب شامل اندازهگیری کل گوگرد، سولفید محلول و ترکیبات گوگرد آلی فرّار.
وعدههایی که رنگ واقعیت ندارند
کمی بعد مدیر شیفت شب که توسط کارکنانش از حضور محیطزیستیها در کارخانه مطلع شده، خودش را میرساند و در برابر مسئولان محیط زیست توضیحاتی میدهد مبنی بر اینکه مدام در حال پسابسوزی هستند. او قولهایی میدهد از قرار اینکه پساب باقی مانده را ظرف 2 ماه آینده خواهند سوزاند، مدیرکل با صبوری صحبتها را گوش میدهد، در حالی که میدانم باوری به وعدهها ندارد.
از کارخانه خارج میشویم و هاشمی به همکارانش میگوید: با ظرفیتی که این واحد کار میکند، احتمالا تا شش ماه آینده هم نتواند این پساب را بسوزاند و باید کنترل و نظارتمان بیشتر شود.
گویا این پساب اگر جایی تزریق شود، میتواند لطمات زیادی به محیط زیست وارد کند و احتمال تقلب واحد صنعتی زیاد است.
کارگران در محاصره صوت و شیمی
کارخانه سوم، یعنی تولید رزین آنقدر آلوده است که حضور طولانی در آن باعث سردرد اغلب افراد حاضر در پایش میشود، هرچند روی دیوارهای سالن غذاخوری نام متولدین مهرماه نوشته شده و تولدشان تبریک گفته شده و با پوسترهای متعدد بر ایمنی و سلامتی کارگران تاکید شده، اما به نظر میرسد اینجا، سلامتی کارگران جز در شعار، اهمیت ندارد.
کارگرانی که مدام در معرض این گازهای شیمیایی تنفس میکنند، هر چند شغلشان جزو مشاغل سخت محسوب میشود و بازنشستگی 20 ساله دارند، اما در کوتاه مدت با مشکلات جدی سلامتی درگیر خواهند بود. آلودگی صوتی در بخشهایی از این کارخانه به میزان بیشتر از 70 دسیبل ـ چنانچه کارگران از گوشی استفاده نکنند ـ میتواند به مرور باعث از دست رفتن شنوایی آنان شود.
نمونهگیری در این کارخانه طولانی میشود و بعد از سوار شدن به خودروها برنامه بعدی به خاطر سردرد اغلب افراد لغو میشود.
مسیر رفته را به سمت قزوین برمیگردیم.
به گفته محسن جلیلوند، رئیس اداره محیط زیست شهرستان تاکستان که در این پایش با گروه همراه بود، شهرستان تاکستان دارای 470 واحد صنعتی است که31 واحد آن غیرفعال هستند و مابقی فعال و نیمهفعالند، دو شهرک صنعتی «خرمدشت» و «حیدریه»، دو ناحیه صنعتی «اسفرورین» و «نیکویه» و دو منطقه صنعتی در ورودی و خروجی تاکستان واقع هستند که از این میان تنها تعداد 80 واحد مشمول خوداظهاری هستند و برای بقیه واحدها باید پایش صورت بگیرد.
هاشمی با اشاره به استقرار این تعداد زیاد واحد صنعتی، میگوید: با وجود این تعداد زیاد واحد صنعتی مستقر در تاکستان، اما هیچ کدام مسئولیت اجتماعیشان را نسبت به محیط زیست انجام نمیدهند. با پیگیری قانونی باید از این ظرفیت استفاده کرد.
در دومین شب مهرماه سه واحد صنعتی در مدت پنج ساعت پایش شدند، پایشی نفسگیر و پرخطر.
در حالی که استان قزوین دارای چهار هزار واحد صنعتی است، تیم پایش اداره کل محیط زیست قزوین با شش نیروی متخصص؛ شامل 2 نیروی آزمایشگاهی و چهار نیروی عملیاتی و رصد مداوم سعی میکند از آلایندگی این واحدها به طرز چشمگیری بکاهد، اما نیازمند حمایت برای توسعه تجهیزات و افزایش نیروهای متخصص بخش پایش است.
جمعبندی
بخشهای مختلف سازمان حفاظت محیط زیست در ایران با امکانات محدود، نیروهای کم و خطرات زیادی روبرو هستند و هاشمی با قبول این موضوع معتقد است اگر قانونگذار کمک کند و عوارض آلایندگی به سازمان محیط زیست تعلق بگیرد، ادارات کل در استانهای صنعتی میتوانند با تهیه تجهیزات بهتر به میزان زیادی از خطرات جانی برای نیروهایشان بکاهند و جانهای شریف اعضای این سازمان به خاطر نبود بودجه به خطر نیفتد.
بعد از نیم ساعت به قزوین میرسیم، در محوطه اداره کل محیط زیست، کاکاوند به همراهانش تاکید میکند که بعد از این پایش حتما همه افراد دوش بگیرند، لباسهای این پایش بلافاصله و جدا از سایر لباسها با دست شسته شود و اگر سردرد کسی زیاد شد، حتما شیر بنوشد. در نهایت اعضای حاضر در این پایش بعد از گذراندن یک روز کاری در اداره و حضور شبانه در این ماموریت به خانههایشان بازمیگردند تا بعد از زدودن آلودگی از تن و جان و وسایل و لباسهایشان، در آغوش خانواده نیرو بگیرند تا دوباره هفته سخت دیگری را شروع کنند.













