سرگذشتِ خیابان مولویِ قزوین
- شناسه خبر: 75158
- تاریخ و زمان ارسال: 15 دی 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

مرتضی میرزاحسینی
داستان رودخانه بازار که بعدها به «خیابان مولوی» معروف شد آنچنان قابل تامل و پیچیده است که باز کردن آن به روشن شدن بخشی از تاریخ شهر و روحیهی غالب و نهفته بر این شهر خبر میدهد؛ از مخالفتهای وکیلِ معروف و منتفع شهر با این خیابان گرفته تا آن دکتر معروف و دیگر شخصیتهایی که هر یک بیش از اینکه نگران آبادانی شهر باشند نگران املاک خود در مسیر این خیابان بودند. از طرف دیگر چه بناهایی که در طول این مسیر دستخوش تغییر شدند و امروز سوالات بیشماری در ذهن پژوهشگران تاریخ شهر ایجاد میکند و نیز روایتهای بیشمار دیگری که به بخشی از آنها در ادامه اشاره خواهیم کرد.
نخستین تلاشها برای پر کردن رودخانه بازار (1) و احداث خیابان مولوی به زمان ماموریت دکتر شیخ (2) (احیاء الدوله) در بلدیهی قزوین برمیگردد؛ مسیر احداث خیابان مولوی بر روی رودخانه از چهارراه بازار (پهلوی سابق) به سمت جنوب شهر مدنظر بوده است. روزنامهی اطلاعات در شمارهی 535 در 25 تیرماه 1307ش. در ستونی با عنوان «عملیات بلدیه قزوین» در خصوص رودخانه بازار نوشته است:
«[…] چون در روی رودخانه داخل شهر (که فقط 3 ماه آب جریان دارد) بعضی از اشخاص بناهایی ساخته و اجاره داده بودند و خود رودخانه در نتیجه محل کثافت و باعث عفونت و مریضی اهالی شده بود، بعلاوه راه عبور و مرور مشکل و خطرناک شده بود، از طرف بلدیه با مراجعه بکفیل بلدیه طهران اقدامات لازمه برای پر کردن رودخانه و احداث خیابانی به جای آن بعمل آمده و مالالاجاره دکاکین و بناهای روی رودخانه توقیفشده که به مصرف پر کردن آن برسد، از طرف بلدیه نیز مساعدت مالی در این خصوص خواهد شد که مسیر رودخانه را در خارج شهر احداث نمایند». اما عملیات ساخت خیابان بنا به دلایلی که بخش عمدهی آن به کمبود منابع مالی برای پر کردن و تسطیح و احداث خیابان برمیگشت و بخشی دیگر به مقاومت و منفعتطلبی ساکنان واقع در این مسیر مربوط بوده، تا سال 1310ش. همچنان در بلاتکلیفی به سر میبرده و به همان وضع سابق برقرار بوده است، بهطوریکه روزنامهی بازپرس قزوین در 25 اردیبهشت 1310ش. در خبری با عنوان «خیابان بازار» مینویسد: «به طوری که به ما وعده میدهند قریبا (ظرف همین هفته) عملیات ساختمانی خیابان بازار را شروع و ابتدای آن از خیابان پهلوی خواهد بود و در نظر دارند به خط مستقیم تا آخر شهر (قسمت جنوبی) یک خیابان به عرض 17 متر شروع و به پایان برسانند و منازل یا دکاکین هرکس بایستی جز خیابان واقع گردد، قبلاً تقویم نمودهاند که وجه آن را خواهند پرداخت و در جنبین خیابان هم دو نهر برای جریان آب دائم احداث خواهد شد».
با تمام تلاشهای انجامشده، عملیات احداث خیابان همچنان درگیر مشکلات متعددی بوده است و هیچ پیشرفتی نداشته است، عمق این مشکلات چنان بوده که ساخت خیابان بیش از دو دهه طول میکشد و تا اوایل دههی 30 همچنان عملیات ساخت خیابان معطل بوده است. در اعلامیهی شماره 1 مالکین اطراف رودخانه بازار خطاب به مسئولین شهری که در ابتدای سال 1330 تنظیمشده، آمده است: «[…] شهرداری میخواهد بدبختی طاقتفرسای دیگری به مردم تحمیل و بهمنظور اشباع مطامع چندنفری که میخواهند ویرانههای خود را مرغوب و از این راه استفاده مطلوبی نمایند، خیابان جدیدی احداث و بر ویرانیهای شهر بیفزایند، یعنی کنار رودخانه شهر را که از خیابان پهلوی به شمال و جنوب منتهی میگردد، میخواهند با خراب کردن خانهها و دکاکین مردم، شانزده متر توسعه دهند، خرابی جنبین کنار رودخانه مستلزم میلیونها تومان خسارت به مالکین خواهد شد، […] صرفنظر از اینکه مقررات مملکتی کسی را مجبور نمیکند که ملک خود را بفروشد اساساً بودجه برای این عمل ندارد و در نتیجه املاک آباد مردم خرابشده و دیگر کسی قادر به عمران آنها نخواهد بود […]».
اختلافات همچنان برقرار بوده و با انتشار اعلانهای مختلف از سوی مالکین اطراف رودخانه بازار، عمق بیشتری از اختلافات انعکاس پیدا میکرده است، در اعلامیهی شمارهی 2 ساکنان خیابان مولوی که در اردیبهشت سال 1330 انتشار یافته است، آمده: «[…] صبح روز جمعه بعضی از مالکین خیابان مولوی و جمعی از مسببین احداث خیابان جدید، دُرست در دو صف متقابل در اداره فرمانداری دعوت […] و سوالات زیر را طرح کردهاند:
[…]نقشهی خیالی شهرداری در احداث خیابان اگر موافق با مقررات و قانون است دعوت کذائی و تشکیل گروه حیدر نعمتی ضرورت نداشت و اگر این دعوت و تشکیل جمعیت و تنظیم صورتمجلس و امضاء مخالفین و مالکین برای اتخاذ سندی بوده است، زهی خیال خام و تصور باطل زیرا هنوز صاحبان حق در کوی مردگان و یا وادی خاموشان قرار نگرفتهاند تا از حق خود نتوانند دفاع نمایند و دوره بیم و ترس هم سپری گشته[…] و بالاخره خواهینخواهی شاهد پیروزی از طریق حق و عدالت را به آغوش خواهند کشید.
تشکیل جلسه اگر بهمنظور مذاکره در اطراف احداث خیابان جدید بود در این صورت با اینکه انهدام پنج مسجد (مولاوردیخان ـ خلج ـ شهید ـ حاج صالح ـ حاج ابراهیم) و سه آبانبار (خلج ـ شهید ـ حاج ابراهیم) حتمی و قطعی خواهد بود، چرا از مقامات ذیصلاح دعوت نشدهاند تا اتلاف حقوق عمومی و موقوفات عامالمنفعه دفاع شود (مقدمه جرم بدینوسیله اعلام میشود.)
با کدام برهان لزوم احداث خیابان و یا به قول شهرداری اتساع آن در جنوب ویران شهر مسلم شده ولی خیابان سعدی که عابرینش بمراتب بیشتر از خیابان مولوی است نباید وسیع و آسفالته شود. بنابراین اگر شهرداری یا کسانی که مسئولیت مستقیم و یا غیرمستقیم در بودجه عمومی شهر را دارند هرگاه بودجه عمومی را به مصرف غیر لازم برسانند و از اقدام به امور مهمه خودداری نمایند جرم دیگری را مرتکب شدهاند.
در خاتمه از مقام محترم وزارت کشور امروز که با دیروز فرق بارزی دارد تقاضا داریم با در نظر گرفتن نبودن انجمن شهرداری در شهری که فاقد آب روشنایی بهداشت فرهنگ است[،] دستور دهند شهرداری قزوین به امور مهمه پرداخته[…] مخصوصاً توجه آقای دکتر مصدق نخستوزیر با تدبیر را به اهمیت موضوع جلب مینماییم».
اینکه تعلل در احداث خیابان تا چه حد تحت تأثیر اختلافات ریشهدار حیدر نعمتیها بوده است، چندان واضح و مشخص نیست، اما آنچه روشن است کمبود منابع مالی برای پرداخت قیمت واقعی املاک و سهمخواهی و فرصتطلبی برخی از مالکین واقع در مسیر احداث خیابان مولوی مانع اصلی پیشرفت این خیابانکشی بوده است. اما شهرداری وقت نیز در واکنش به مخالفتهای فراوان ساکنان مسیر خیابان مولوی در ستون اخبار شهری روزنامهی صدای قزوین در مهرماه 1331ش. مینویسد: «حالا مردم سایر شهرستانها که خیابان مولوی را ندیدهاند، گمان خواهند کرد که احداث این خیابان با این مشکلاتی که روبرو شده است، یقین دارای عمارات دواشکوبه و دکاکین بسیار زیبا و خانههای جدید و مرغوب هست، دیگر نمیدانند که بجز یکی دو عمارت تمام آنها مخروبه و در دیوارش پوسیده و شکسته و از بین رفته است و ابداً قابلمقایسه با عمارت یا دکان نیست که اینطور مالکین سختگیری و حاضر به انجام معامله نیستند! دیروز شهرداری برای آخرین مرتبه به 18 نفر از مالکین که عمل قانونی آنها خاتمه یافته، اخطار کرده است».
مخالفتها و اعتراضها به نحوهی تخریب و گزینشی عمل کردن شهرداری در برخورد با خانه و مستغلات مردم همچنان ادامه داشته بهطوریکه روزنامهی نجات قزوین در 22 آذرماه 1331 در خبری با عنوان «خیابان مولوی و مسجد» آورده است: «بهمنظور رفاهیت عابرین، سهولت در رفتوآمد وسائط نقلیه، تأمین بهداشت ساکنین اطراف خیابان و مشروبین رود بازار، دفع گردوغبار و گلولای (و در ضمن این جهات آبادی و ترقی دادن املاک معدود) اقداماتی برای توسعه خیابان مولوی و تسطیح و آسفالته کردن آن به عمل آمده. البته تا آنجا که منافات با موازین و مقررات نداشته و رعایت رضایت صاحبان و دکاکین و خانههای واقع در مسیر خیابان که باید خراب شود شده باشد، مورد تقدیر و استقبال مردم است زیرا آبادی و رفاهیت و بهداشت از امور پسندیده است. متأسفانه اعمال بهطور خالص و صددرصد خالی از اغراض صورت نمیپذیرد، هر کاری که برای مصالح عمومی و تحت این عنوان انجام میدهیم طوری رفتار میکنیم که یا عمداً تقویت یکی دیگر از مصالح عامه میشود و یا در اثر عدم توجه به موازین مصلحتی بزرگتر و منافعی بیشتر ضایع میگردد. در همین خیابان مولوی ملاحظه میفرمایید که تقریباً شش مسجد و سه انبار آب وقفی واقعشده که همه آنها را یا تماماً و یا قسمتی خراب مینمایند و یا اینکه خیابان را مستقیم قرار نمیدهند، در بعضی نقاط احساس میشود که املاک شخصی بر مساجد و انبار آب وقفی ترجیح دادهشده، یعنی مصالح عمومی فدای مصالح شخصی گردیده[…]». اما باوجود مخالفتهای گسترده و نامهنگاریهای فراوان با مقامات عالی کشور از سوی ساکنان مسیر خیابان مولوی، سرانجام در ماههای پایانی سال 1331ش. بخش زیادی از املاک واقع در این مسیر تخریب و تسطیح شدهاند، بهطوریکه در متن اعلان منتشر شده از سوی شهرداری در 16 فروردین سال 1332 نوشته شده است: «بهطوریکه خاطر عموم مستحضر است عمل خرابی اماکن و مستغلات واقعه در مسیر خیابان مولوی خاتمه یافته است و چند روز است مهندس مشغول تعیین بَر خیابان است، برای اینکه ساختمانهای جنبین خیابان با رعایت بَر و زیبایی روی اسلوب صحیح یکنواخت انجام بشود، لذا بدینوسیله برای استحضار مالکین خانه و مستغلات مجاور خیابان از ساختمان هرگونه بنای جدید خودداری نموده و پس از خاتمهی عملیات فنی باید با تحصیل پروانه از شهرداری اقدام به ساختمان بفرمایند[…] شهردار قزوین ـ رضوی». از قرار معلوم عملیات احداث خیابان مولوی در سال 1333ش. خاتمه یافته است و در سالهای بعد از آن، این خیابان آسفالت شده است. از مهمترین بناهایی که در طول این خیابانکشی دستخوش تغییر شدند میتوان به سرای اسدی، گرمابه حاج محمدرحیم، حسینیه امینیها، حمام شهید، سرای گلشن، مسجد حاج ابراهیم و دهها بنای دیگر اشاره کرد. در نامهای از سال 1332 دربارهی گرمابه حاج محمدرحیم آمده است: «اداره محترم شهرداری ـ حمام حاج محمدرحیم از بناهای نفیس این شهر بوده […] در نتیجه مذاکرات به این نتیجه رسیده که یک قسمت از اعیانی و عرصه گرمابه را برای مسیر خیابان لازم است خراب و در اختیار شهرداری گذارده را عبور داده شود همانطوریکه کارشناسان در بدو امر جلسه کمیسیون نظر دادند با قلم و چکش اقدام به خرابی نموده راه عبور چنان داده شود چون یک قسمت از فضای انبار در زیر پیادهرو واقع است به دستور کارشناسان خبره فن با صرف مصالح مرغوب و تیرآهن قطور رعایت کامل استحکام ساختمان انجام شده[…] فعلا شش ماه است حمام در اثر احداث خیابان تعطیل است».
سرگذشت این خیابان صرفا به اینجا ختم نمیشود، داستان خیابان مولوی مُجمل مفصلی است که هر ورقش به روشن شدن فضاهای تیرهوتار تاریخ شهر میانجامد. و امید است روزی به دور از هرگونه مصلحتاندیشی زوایای پنهان و فراموششدهی آن در معرض روشنایی قرار بگیرد.
پینوشتها:
1ـ رودخانهی دیزج بنا به نوشتهی مرحوم گلریز در کتاب مینودر دوشاخه داشته است، یکی بیرون از شهر و دیگری از داخل شهر عبور میکرده است: «[یک] رشته از داخل شهر و از کنار بازار میگذشت و به همین مناسبت به «رودخانه بازار» معروف بود لیکن بعد از مشروطه بهواسطه عدم توجه آنقدر خاکروبه و کثافت میان رودخانه ریختند که سطح آن بالا آمد چنانکه هنگام بارندگی آب به خانهها و اماکن واقع در دو طرف رودخانه سرایت میکرد و باعث خطر و خسارت میشد[،] ازاینرو مجرای آن را به خارج شهر انتقال دادند و رودخانه را پر کردند و خیابان مولوی را احداث نمودند» (گلریز، 1368، 875.)
2ـ دکتر ابوالقاسم شیخ ملقب به احیاءالدوله در سال 1306ش. از سوی کریم آقا بوذرجمهری کفیل ـ بلدیهی تهران ـ بهعنوان نمایندهی بلدیهی تهران در قزوین انتخاب شده و تا 1308ش. در قزوین مشغول به کار بوده است، مقالهای با عنوان «قزوین زیبا» در شمارهی 633 روزنامهی اطلاعات در آبانماه 1307ش. دربارهی دکتر شیخ و اقدامات وی چنین نوشته است: «[…] آقای سرتیپ بوذرجمهری کفالت بلدیه را بر آن داشت که سرپرستی شهر قزوین را قبول و آقای دکتر شیخ (احیاءالدوله) از بهترین مأمورین بلدیه طهران را برای تنظیم امور بلدیه قزوین مامور نمودند[،] این مأمور جدی از بدو ورود بطوری در رفع معایب و نواقص بلدیه کوشیدهاند[…] چند روز قبل که برای انجام امور شخصی به قزوین رفتم بکلی شهر جدید و زیبایی در نظر آوردم[…]». انتخاب دکتر شیخ بهعنوان نمایندهی بوذرجمهری در قزوین در حالی انجام شده که شاهزاده سلطان احمدمیرزا یزدانی از سال 1305ش. ریاست بلدیهی قزوین را عهدهدار بوده ولی با آمدن دکتر شیخ به قزوین در سال 1306ش. امور اجرایی به وی سپردهشده است، شاهزاده سلطان احمد میرزا یزدانی تا سال 1309ش. همچنان ریاست بلدیهی قزوین را عهدهدار بوده است.












