روز معلم؛ فریاد سکوت معلمان ایران
- شناسه خبر: 82079
- تاریخ و زمان ارسال: 16 اردیبهشت 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
ولیا… حسینزاده
12 اردیبهشت، روزی که به پاس جانفشانی معلمان، تقویمِ ایران مزین به نامشان شده است. اما در پس این نامگذاری رسمی، آیا صدای واقعی این سربازان بیسنگر تعلیم و تربیت، به گوش مسئولین میرسد؟ هر چند نام معلم در ایران با شهادت استاد مطهری گره خورده و در جهان نیز جایگاه والایی دارد، اما این جایگاه والا، در عمل تا کجای راه توسعه ایستاده است؟
سوختن برای تاباندن نور
معلمان، نه فقط در ایران، که در تمام دنیا، شمعهایی هستند که میسوزند تا راه را بر تاریکیها روشن کنند و نسلهایِ آینده را بسازند. این رسالت سترگ، تنها یک شغل نیست، بلکه قداست الهی دارد. اما سوالِ تلخ اینجاست: آیا حاکمیتها، واقعاً عمق این رسالت را درک کردهاند؟ آیا بسترهایِ لازم را برایِ شکوفاییِ این گلهای باغ دانش فراهم کردهاند؟
توسعه، از گهواره آموزش میآید
کشورهایی که طعم توسعه را چشیدهاند، خوب میدانند که ریشهی اصلی پیشرفت، در آموزش و پرورش و جایگاه رفیع معلمان است. توسعه اقتصادی و اجتماعی، جز با حمایت از جامعه فرهنگی و بهویژه، میداندار آموزش، جان نمیگیرد. پیشرفتهای امروز ما نیز، هر چند مدیون معلمان نجیب و مظلومی است که با دست خالی، آیندهسازان را تربیت میکنند، اما توان بالقوهی جامعهی معلمان ما بسیار فراتر از اینهاست.
حرف درمانی کافی نیست؛ به فریاد دل معلمان گوش دهید!
هر سال در روز معلم، سیل پیامهای تبریک از سوی مسئولین سرازیر میشود. پیامهایی با واژگان زیبا، اما اغلب بیجان! معلمان انتظار دارند این واژگان، رنگ واقعیت به خود بگیرند. آنها نیازی به حرفدرمانی ندارند زیر آنان در دل، فریاد میزنند که ما خود به شما اینواژگان را آموختهایم! چرا آنان را بدون اینکه روحی و جانی در آنها دمیده شود مجدد به ما برمیگردانید؟ آری در روز معلم، به جای پیامهای تکراری، فرصتی به این قشر فرهیخته و تشکلهای صنفیشان داده شود تا دغدغههای خود را بیپرده بگویند. صدای معلمان، کمتر شنیده میشود و آنها در مسیری پر از مین، گام برمیدارند تا مبادا برداشتی ناصحیح، آنها را از رسالت اصلیشان دور کند.
اگر شهید مطهری امروز بود …
سالروز شهادت استاد مطهری، نماد روز معلم است. اگر او امروز زنده بود، از وضعیت معلمان و آموزش و پرورش چه میگفت؟ حتماً فریاد میزد که باهوشترین و باسوادترین افراد باید لباسِ معلمی بر تن کنند. فریاد میزد که آموزش و پرورش باید مستقلترین و محوریترین وزارتخانه باشد و هیچ نهادی حق دخالت در امور آن را نداشته باشد. حتماً در برابرِ استخدامهایِ بیضابطه و احساسی، موضع میگرفت.
معلم، محور دانایی و پرسشگری
مطهری، آن متفکر آزاده، میدانست که معلم، محور دانایی، پرسشگری و مطالبهگری است و فریاد میزد کسی حق ندارد این مولفههای اساسی را از او بگیرد. او با صدای بلند میگفت: معلمی که خود پرسشگر، منتقد، جسور و ایدهپرداز نباشد، چگونه میتواند مفاهیمی چون گفتوگو، ایمان، حرمت، پرسشگری، تحمل، عدالت، انصاف، انسانیت، ایثار و صداقت را به دانشآموز بیاموزد؟
اگر مطهری زنده بود به برخی از ارسالکنندگان پیامهای روز معلم نهیب میزد که سایه سنگین دخالت و بعضا تحقیر خود را از آموزش و پرورش کم کنید تا سیمرغ دانش بتواند بال پرواز داشته باشد.
حسرت جایگاه از دست رفته
واقعیت تلخ این است که جایگاه معلمان در بسیاری از کشورهای توسعهیافته برای معلمان ما حسرتبرانگیز است! چرا که بخش زیادی از معلمان در مشکلات روزمره زندگی غرق شدهاند و امروز ایران با این تاریخ پرافتخار دانش و اندیشه، تا حدودی از دوران طلایی خود دور افتاده و نقش کمتری در مهندسی علمی جهان ایفا میکند مگر آنکه تک ستارگانی باشند که همچنان پرچم دانش ایران را در جهان برافراشته نگه داشته باشند.
امروز ضرورت شناخت جایگاه و منزلت معلم بیش از هر زمان دیگری احساس میشود چرا که با توجه به تغییر نسل و سرعت پیشرفت لحظهای علم و دانش و وجود نسل جدید که دارای روحیات پرسشگری، عصیانگری، جسارت، پرخاشگری هستند؛ حتما معلمان نیازمند حمایت و همراهی بیشتر در عین حال دریافت آموزش هستند و یقینا سبک آموزش و صرفا تکیه بر دانش گذشته جوابگوی امروز با تحولات دیجیتال و هوش مصنوعی نیست.
البته معلمان همچنان با انگیزه در برابر برخی بیمهریها، ناملایمات، مشکلات، محرومیتها، توهینها، تهمتها نجیبانه، متواضعانه و مظلومانه با احساس مسئولیت پای باورها و اعتقادات برای تربیت نسل فردا ایستادهاند و همین معلمان در دوران بیکسی کشور، انقلاب و در صلح و جنگ با تقدیم دهها شهید و ایثارگر واژههای ایثار، شهادت و وطندوستی را که بر روی تخته سیاه نوشته بودند؛ با اهداء جان و خون معنا کردند.
قطعا اگر صدای معلمان به معنای واقعی شنیده شود و دغدغه و مطالبات آنان مورد توجه قرار بگیرد و از فشارهای شکننده زندگی شخصی و اجتماعی آنان کاسته شود؛ سطح کیفیت آموزش نیز ارتقاء پیدا میکند و دروازههای شکوفایی و موفقیت دانش و تربیت در ایران گشودهتر از همیشه خواهد شد.
آینده، در مدارس غرس میشود
نهال آینده هر کشور در مدارس غرس میشود و اگر این نهال با دانش و صداقت معلمان آبیاری شود، آیندهای درخشان و توسعهی پایدار خواهد داشت. لذا حاکمیت باید با قبول رنگینکمان تفاوتها در جامعه معلمان با تمام وجود بپذیرد که جامعه معلمان جزئی جداییناپذیر از توسعه پایدار کشور هستند.
بازگشت به صدر؛ راه ناگزیر توسعه
و سخن پایانی اینکه کشورهای موفق، آموزش و پرورش و معلمان را در صدر اولویتهای خود قرار دادهاند. اگر ما نیز میخواهیم ظرفیتهای بیبدیل ایران در عرصههای مادی و معنوی بیشتر از شرایط فعلی شکوفا شوند، چارهای جز توجه ویژه و «به صدر نشاندن» جامعهی معلمان نداریم. با این رویکرد، بیشک ایران نیز در صدرِ کشورهایِ توسعهیافته و دانش محور قرار خواهد گرفت.

