راز موفقیت؛ خانهای پر از آرامش و حمایت
- شناسه خبر: 69346
- تاریخ و زمان ارسال: 28 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

گفتگو ـ پروین شهسواری
رویای بسیاری از جوانان این سرزمین، پوشیدن لباس سفید پزشکی است؛ اما تنها شمار اندکی هستند که این رویا را با عینیت تلاش و اراده گره میزنند و به واقعیت تبدیل میکنند. «اهورا ستوده» رتبه ۴۸ کشوری در کنکور سراسری، یکی از همین نمونههای درخشان است که امروز نه به عنوان یک عدد، بلکه به عنوان نمادی از پشتکار، در آستانه تحقق بخشیدن به آرزوی دیرینهاش، قدم به دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی میگذارد.
موفقیت او تنها یک خبر گذرا نیست؛ یک داستان انسانی است از ایستادگی، از شبهای بیداری و از ایمانی راسخ به آیندهای روشن. این جوان برتر با قبولی در یکی از برترین و پررقابتترین رشتههای علوم تجربی، ثابت کرد که میتوان با توکل بر خدا و عشق به هدف، در میدان رقابتی سخت، به مقامی والا دست یافت. حالا او آماده است تا در یکی از بهترین دانشگاههای پزشکی کشور، مسیر جدیدی را برای خدمترسانی به مردم وطنش آغاز کند.
با ما در مصاحبه با این جوان نخبه استان قزوین همراه باشید.
n روز معمولی شما در دوران جمعبندی نهایی (مثلا دو ماه آخر) چگونه میگذشت؟ از ساعت چند تا چند مطالعه میکردید؟
ساعت ۹ صبح از خواب بیدار میشدم تا ساعت ۲ ظهر درس میخواندم. سپس وقتی برای استراحت داشتم دوباره از ساعت ۵ تا دو شب دوباره درس میخواندم همچنین اگر در این بین، مسابقه فوتبالی هم بود نگاه میکردم.
n رمز اصلی موفقیت شما در مدیریت حجم عظیم منابع و دروس چه بود؟ (مثلا برنامهریزی دقیق، خلاصهنویسی و…)
رمز اصلی موفقیت من تند بودن دستم بود. سرعت من توی دروس مختلف در مقایسه با بقیه به شدت بیشتر بود؛ طوری که من هر کدام از ۳ تا دفترچه کنکور را حداقل ۲ بار کامل حل میکردم. این ۲ بار حل کردن هر دفترچه باعث میشد که پاسخهای غلط به حداقل برسد و نمره منفی نگیرم. شما اگر یک سوال را یک بار حل کنید فرضا ۲۰ درصد احتمال داشته باشد که اشتباه حل کردهاید اگر همان سوال را برای بار دوم حل کنید احتمال اشتباه جواب دادن سوال به زیر ۱۰ درصد میرسد.
n چگونه تعادل بین مطالعه، استراحت و تفریح را برقرار میکردید؟
من از اول دبیرستان که برای کنکور شروع به خواندن کردم هیچوقت با زور و بدون علاقه درس نخواندم، روزهایی بود که من خسته بودم و درس نمیخواندم، روزهایی هم بود که سرحال بودم و بیشتر از حد معمول درس میخواندم. در کل این طور درس خواندن باعث شد تا که فشار خاصی به من وارد نشود.
n آیا در کلاسهای کنکور یا آزمونهای آزمایشی خاصی شرکت کردید؟ نقش این آزمونها را چطور ارزیابی میکنید؟
بله شرکت میکردم. از همان سال دهم هم آزمون شرکت میکردم و هم کلاس میرفتم. هدف از آزمون دادن شبیهسازی کنکور بود و آزمونهایی که در آنها شرکت کردم خیلی در موفقیت من نقش داشتند.
n احساس شما در جلسه کنکور چگونه بود؟ آیا استرس داشتید؟ چگونه این استرس را کنترل کردید؟
در دقایق اولیه که سر جلسه نشسته بودم بله استرس داشتم ولی بعدا شرایط برام عادی شد و دیگر استرس خاصی نداشتم.
n وقت شنیدن رتبهتان چه حسی داشتید؟ اولین کسی که خبر را به او دادید چه کسی بود؟
خوشحال شدم. اول از همه به مادرم خبر دادم چون کسی که طی این مدت بیشتر از همه مشوق من بود و همیشه حتی از خودم هم پیگیرتر بود، مادرم بود. از طرفی هم میدانستم که قطعا ایشان از شنیدن رتبهام از خودم هم خوشحالتر میشود به خاطر همین اولین کاری که بعد از دیدن رتبهام کردم این بود که به مادرم خبر دادم.
n آیا هیچوقت به این فکر کردید که ممکن است به رتبه دلخواه نرسید؟ در آن لحظات چه میکردید؟
بله در طول کلاس دهم رتبهای که کسب کردم آنقدر برام قابل دسترس به نظر نمیآمد. کار به خصوصی هم انجام ندادم، به هرحال کلاس دهم اولین سال دبیرستان است و فرصت زیادی بین کلاس دهم تا سال کنکور وجود دارد.
n خانواده چه نقشی در این موفقیت داشتند؟ (فضای خانه، حمایت عاطفی و…) آیا معلم، مشاور یا فرد خاصی بود که نقش کلیدی در مسیر شما ایفا کند؟
خانواده شاید بتوانم بگویم مهمترین عامل موفقیت من در این مسیر بود. در واقع همه عوامل موفقیت اعم از هوش، پشتکار و … همه و همه تنها زمانی معنی پیدا میکند که خانواده فضای مناسبی را برای فرد فراهم کرده باشد، یک شخص هرچقدر که باهوش باشد و یا پرتلاش تا زمانی که فضای خانه مناسب نباشد نمیتواند به موفقیت دست پیدا کند.
از طرفی برای همه دانشآموزها و همه کسانی که در این مسیر قدم برمیدارند، زمانهایی هست که دچار ناامیدی، بیانگیزگی و کلی مشکلات دیگر میشوند. به نظر من در اینگونه مواقع بهترین کسانی که میتوانند حلال مشکل آنها باشند پدر و مادراند، که در این زمینه من از طرف پدر و مادر خودم هیچوقت هیچ کمبودی حس نکردم.
n به نظر شما «هوش» مهمتر است یا «پشتکار»؟
هوش و پشتکار لازم و ملزوم برای موفقیت هستند. شخصی که تلاشی برای رسیدن به خواستههایش نمیکند هرچند که خیلی باهوش باشد موفق نمیشود در نقطه مقابل کسی هم که هوش چندانی ندارد هرچقدر هم که تلاش کند باز هم به خواسته و هدفش نمیرسد. ترکیب این دو در کنار هم لازمه رسیدن به موفقیت است.
n غیر از درس خواندن، چه سرگرمیها یا علایقی دارید؟ (مثلا ورزش، موسیقی، مطالعه کتاب غیردرسی).
ورزش و تماشای مسابقات ورزشی دو تا از بزرگترین سرگرمیهای من در این سه سال بود. من تا سال دهم به طور حرفهای تنیس دنبال میکردم، از کلاس دهم به بعد به خاطر کمبود وقت، موقتا تنیس را کنار گذاشتم.
n از وقتی که در اختیار ما گذاشتید صمیمانه سپاسگزاریم. صحبتهای شما نشان داد که موفقیت، حاصل ترکیبی از تلاش مستمر، برنامهریزی دقیق و مهمتر از همه، آرامش و حمایت خانواده است. ما هم به نمایندگی از همه خوانندگان محترم روزنامه ولایت، آرزوی موفقیت و سربلندی بیشتری را برای شما در مسیر پرچالش و زیبای دندانپزشکی داریم و مطمئنیم که در آینده، پزشک دلسوز و توانمندی خواهید شد. از شما بابت این گفتوگوی صمیمانه متشکریم.







